درباره وولک

This author has not written his bio yet.
But we are proud to say that وولک contributed 545 entries already.

نوشته های وولک

,

قصه صوتی مهربانی پاندا

      روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ و سرسبز یک پاندای خیلی مهربون و خوش قلبی در کنار حیوانات دیگه ی جنگل زندگی می کرد. پاندای مهربون از هر راهی که میتونست به حیوانات جنگل کمک می کرد و از همه یچیز هایی که بلد بود استفاده می کرد که مشکل اونا رو […]

,

قصه کودکانه صداقت جبران می کنه

    روزی روزگاری در یک جنگل زیبا و قشنگ یک بوفالوی جوانی به اسم دنی زندگی می کرد.بچه ها دنی یک بوفالوی عصبانی و خشمگین بود.اون حتی از کوچکترین مسائل و جزئی ترین موضوعات هم عصبانی می شد و وقتی این کار رو می کرد روز همه ی حیوانات جنگل رو خراب می کرد […]

,

داستان کودکانه سیل در جنگل

      روزی روزگاری توی یک جنگل سرسبز و قشنگ کلی حیوون کوچیک و بزرگ کنار هم زندگی می کردند. جنگل قصه ما درست مثل جنگل های شمال کشورمون ایران همیشه بارونی بود . اون روز هم بعد از چند روز بارندگی زیاد ، تازه بارون قطع شده بود و آسمون صاف شده بود. […]

,

قصه صوتی چتر رنگارنگ

    یکی بود یکی نبود ، توی جنگل سرسبز و قشنگ قصه ی ما ، که حیوانات زیادی در کنار هم زندگی می کردن ،  فصل تابستون از راه رسیده بود و هوا گرم شده بود.توی یکی از همین روزهای گرم و آفتابی تابستون موش موشک با چتر زیبا و رنگارنگش از خونه ش […]

,

قصه کودکانه ماه و خورشید

      قصه ما در مورد پسر کوچولویی به اسم رادین هست که عاشق آسمون و ستاره ها و منظومه شمسی هست. رادین همیشه شبها به آسمون نگاه می کنه و ماه و ستاره ها رو با دقت تماشا می کنه و برای خودش کلی رویاپردازی می کنه. مادربزرگ رادین که رادین اونو مامان […]

,

داستان کودکانه خشکسالی در جنگل

    یکی بود یکی نبود ، در یک جنگل بزرگ و زیبا حیوانات زیادی در کنار هم زندگی می کردن.در کنار حیوانات زیاد این جنگل یه یوزپلنگی به نام میشا هم  با دو تا توله ش زندگی می کرد.یه روز یکی از توله های میشا بهش گفت :” چقدر گرمه ، پس کی بارون […]

,

قصه صوتی خوبی کاکتوس

      در اعماق بیابان های آفریقای جنوبی یک باغ کوچک و زیبایی در وسط کویر وجود داشت. توی این باغ درخت ها و گیاهان خودرو ی فراوانی وجود داشت و پر از حیات و سرزندگی بود.این باغ همچنین محل زندگی یک گیاه کاکتوس و یک بوته ی گل رز هم بود. روزی از […]

,

قصه ی تصویری جینجر ، زرافه ی مهربان

      روزی روزگاری زرافه ای به نام جینجر در کشور کنیا که در قاره ی آفریقا واقع شده بود زندگی می کرد. مثل همه ی زرافه های دیگه ، جینجر گردن بلند و پاهای درازی داشت. اون به خاطر قد بلندش می تونست از بالاترین قسمت های  درختان  توی دشت تغذیه کنه و […]

,

قصه کودکانه یکی مثل دامپی میمونه

        یکی بود یکی نبود ، توی یک شهر زیبا و قشنگ الی فیله ی قصه ی ما  گلفروش بود و یک مغازه ی کوچیک  گلفروشی داشت.الی فیله خیلی خوش اخلاق و خوش برخورد بود و همیشه حواسش به مشتریاش بود و خواسته هاشون رو به خوبی انجام می داد.اون یک تابلوی […]

,

داستان کودکانه بی دندون دوست پیدا می کند

      روزی در یک اقیانوس بزرگ آبی که پر از حیوانات دریایی جور واجور بود یک کوسه کوچولوی آبی به اسم بی دندون زندگی می کرد. کوسه کوچولوی قصه ما بیشتر وقتها تنها بود و دوستی نداشت. اون دندونهای تیز و بزرگی داشت و هر حیوونی که اون رو میدید سریع از دندونهای […]