روزی در یک اقیانوس بزرگ آبی که پر از حیوانات دریایی جور واجور بود یک کوسه کوچولوی آبی به اسم بی دندون زندگی می کرد. کوسه کوچولوی قصه ما بیشتر وقتها تنها بود و دوستی نداشت. اون دندونهای تیز و بزرگی داشت و هر حیوونی که اون رو میدید سریع از دندونهای بزرگش می ترسید و فرار می کرد. راستی بچه ها شما هم تعجب کردید که چرا اسم کوسه کوچولو با اون همه دندون تیز و بزرگ بی دندون بود؟ پس خوب گوش بدید تا ماجرا رو بفهمید.
بی دندون همیشه با خودش فکر می کرد که چقدر خوب میشد اگر که می تونست با اسب های دریایی و دلفین ها دوست بشه و با هم یک گروه دوستی بسازن. اون توی رویاهاش همیشه میدید که با دلفین ها کشتی ها رو دنبال می کنن، غروب خورشید رو تماشا می کنند و با مرغهای دریایی حرف می زنند. ولی حیف که همه اینها یک رویا بود و کوسه کوچولو هیچ دوستی نداشت. اون تا حالا خیلی سعی کرده بود که دوست پیدا کنه ولی موفق نشده بود. اون یک بار که خواسته بود به یک دلقک ماهی که داشت بازی می کرد سلام کنه ، دلقک ماهی سریع فرار کرده بود و داخل یک صدف پنهان شده بود و کوسه کوچولو حسابی غمگین شده بود.

یک روز کوسه ماهی پیش مامانش رفت و با ناراحتی گفت: “مامان، من چطوری می تونم چند تا دوست پیدا کنم؟ راستی چرا اسم منو بی دندون گذاشتید وقتی من این همه دندون دارم؟ وقتی من اسمم رو به بقیه می گم همه گیج میشن ..”
مامان گفت: ” وقتی که تو خیلی کوچولو بودی تا مدت خیلی زیادی بی دندون بودی و هیچ دندونی نداشتی، برای همین این اسم برای همیشه روی تو موند ” اما بی دندون هنوز هم ناراحت بود. چه با دندون و چه بدون دندون اون هیچ دوستی نداشت و این موضوع اونو غمگین می کرد.
مامان گفت: “چطوره دفعه بعد که کسی رو دیدی اول براش یه جوک بامزه تعریف کنی و بعد خودتو معرفی کنی؟” کوسه کوچولو گفت: ” باشه امتحان می کنم” و بعد سریع شنا کرد و خیلی زود به دو تا لاک پشت دریایی رسید.
لاک پشت ها به محض اینکه کوسه کوچولو رو دیدند با ترس گفتند: ” خواهش می کنم ما رو نخور!” بی دندون گفت: :” بخورم؟ من قبلا نهارم رو خوردم تازه من گیاهخوار هستم و عاشق جلبک دریایی هستم” اما لاک پشت ها که انگار به حرفهای بی دندون گوش نمی دادند همینطور از ترس می لرزیدند.
بی دندون لبخندی زد و گفت: ” به هر حال من اومدم که براتون یک جوک با مزه تعریف کنم” لاک پشت های دریایی در حالیکه به دندونهای تیز و بزگ کوسه کوچولو زل زده بودند با ترس و لرز گفتند: ” باشه باشه زودتر تعریف کن…” کوسه کوچولو با ذوق و شوق گفت: ” میدونید چرا دریا موج داره؟ ” لاک پشت ها همونطور که از ترس می لرزیدند گفتند نه ! کوسه ادامه داد: “به خاطر اینکه وقتی ماهیها شنا می کنن اون قلقلکش میاد و میخنده” و بعد هم خودش شروع به خندیدن کرد.
لاک پشت ها که هنوز از ترس می لرزیدند گفتند: ” حالا میشه بریم؟ مامانمون داره صدامون می کنه و منتظرمونه” کوسه کوچولو با خودش گفت انگار جوک تعریف کردن هم فایده ای نداره . آهی کشید و از سرراهشون کنار رفت و لاک پشت ها با سرعت از اونجا دور شدند.
کوسه کوچولو پیش خواهر کوچیکترش رفت و با ناراحتی گفت: ” حتی جوک تعریف کردن هم فایده ای نداشت” بعد هم به همراه اون مشغول بازی با مرجانها شد اما خیلی زود دوباره حوصله بی دندون سر رفت و با عصبانیت گفت: ” به نظرم همش تقصیر آدمهاست که توی فیلم هاشون کوسه ها رو انقدر ترسناک نشون دادند. اونها ما رو مثل هیولاهای خون خوار نشون دادند. در حالیکه بیشتر اونها به دنبال شکار ما هستند. تازه ما اصلا مثل اونها از دیدنشون جیغ نمی زنیم. میزنیم ؟ ”

پدرش که حرفهای بی دندون رو می شنید گفت:” به خاطر اینکه ماها شکارچی و درنده هستیم پسرم. یعنی همه انواع ماهیها و موجودات دریایی رو می خوریم و به همین دلیل از ما می ترسند. این زنجیره غذایی طبیعی ما هست و تو نمی تونی تغییرش بدی. اصلا چرا با کوسه های دیگه بازی نمی کنی؟ این همه کوسه توی دریا وجود داره..”
کوسه کوچولو با ناراحتی گفت: “چرا شما متوجه نمیشید؟ من نمی خوام ماهی بخورم من می خوام با ماهیها دوست بشم” بعد هم آهی کشید و از اونجا دور شد..
هنوز مسافت زیادی رو شنا نکرده بود که یک قایق بزرگ رو دید. که این روزها مدام به تعدادشون اضافه میشد. بی دندون با خودش فکر کرد: وای این فقط یک معنی میده، قایق ماهیگیری و تور ماهیگیری!” اون یادش اومد که خیلی از کوسه ها و ماهیها توی روزهای اخیر ناپدید شده بودند پس حتما این قایق ها یک خطر بزرگ برای حیوانات دریا بودند. همون موقع صدای فریاد و گریه ای رو شنید. چند تا ماهی که داخل تور ماهیگیری گیر افتاده بود فریاد می زدند: ” کمک ، کمک لطفا یکی به ما کمک کنه”
بی دندون خیلی سریع به طرفشون شنا کرد و گفت: “نگران نباشین من الان نجاتتون میدم.. ” اما ماهی کوچولوها تا چشمشون به دندونهای کوسه کوچولو افتاد با گریه گفتند: ” وای ما رو نخور خواهش می کنیم”
بی دندون گفت: “درسته که من دندونهای بزرگ و ترسناکی دارم ولی شما نباید فقط به ظاهر من توجه کنید! حالا هم چشمهاتون رو ببندید و به من اعتماد کنید”
ماهی ها چشمهاشون رو بستند و چند لحظه بعد که چشمهاشون رو دوباره باز کردن از توی تور ماهیگیری آزاد شده بودند. بله اون بی دندون بود که تونسته بود با دندونهای تیز و بزرگش تور ماهیگیری رو پاره کنه و ماهیها رو نجات بده .
ماهیها نجات پیدا کردند و داستان نجاتشون رو برای بقیه ماهیها هم تعریف کردند. به زودی ماهی ها از سرتاسر اقیانوس برای دیدن کوسه قوی و شجاعی که به کمک دندونهاش ماهی ها رو نجات داده بود می اومدند.
کوسه کوچولو خیلی زود کلی دوست پیدا کرد. اون هنوز هم عاشق جک تعریف کردن بود. حالا دیگه ماهیها و لاک پشت هایی که دوستهاش بودند با خیال راحت به جوک های بی دندون می خندیدند.

خوب عزیزای دلم اینم از قصه کوسه کوچولوی ما که به همه ثابت کرد که اونچه که مهمه رفتار و تواناییهای افراده نه ظاهرشون و بالاخره تونست راهی پیدا بکنه و با کمک توانمندی ها و نقاط قوتش کلی دوست پیدا کنه و دیگه تنها نباشه.
اگر به دنبال داستان هایی با موضوع خاص یا برای گروه سنی خاص هستید، می تونید با فیلتر کردن نوع داستان کوتاه کودکانه مورد نظر خودتون رو انتخاب کرده و به داستان های مورد علاقه خودتون دسترسی پیدا کنید!
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





خیلی خوب بود ممنونم
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سپاس از نظر لطف شما
سام میگه بی نظیر بود. به ظاهر آدم نیست به رفتار آدماست
شبتون بخیر
خوابای خوب ببینید
ممنونم از سام عزیز که نظر قشنگش رو برای ما گفت
من که بی نزر نیستم😄😄😄😄😄🤗🤗
مهیار هر شب با قصه های شما میخوابه
ممنونم دوست عزیز و خوشحالم که مهیار جان قصه های وولک رو دوست داره
عالی بود متشکرم…
ممنونم از نظر لطفتون دوست عزیز
این چیه هر بار سه چهار بار میاد مسابقه شرکت کنید وجایزه ببرید زوری مگه !!؟تبلیغ هم حدی داره
از صبر و شکیباییتون ممنونم دوست عزیز و بابت مشکلی که پیش اومده عذر میخوام و در اسرع وقت مشکلش برطرف میشه
سلام ثنا هستم عالی بود❤
سلام ثنا جان ، ممنونم از نظر خوبت
سلام،مگه اون کوسه دندون نداشت که اسمش رو گزاشتن بی دندون؟
سلام دل آرای عزیز ، کوسه کوچولو وقتی که بچه بوده یه مدت خیلی زیادی بدون دندون بوده به خاطر همین اسمش شده بوده بی دندون😊
سلام خسته نباشی،،بسیارعالی مثل همیشه،،خیلی ممنونم وولک جان،،وسپاس گزارم بابت اینکه به پیام هاونظرات جواب میدید،،
سلام دوست عزیز ، ممنون ازنظر لطفتون و از همراهی ارزشمندتون
عالی بود 👍🏻
عالی بود. سپاس
ممنون از لطفتون دوست عزیز
عالی بود.به خصوص جکش.
ممنونم دوست مهربان
سلام ممنونم از قصه ی کوسه من از کوسه ها نمی ترسم راستی جوش هم خیلی بامزه بود
سلام سها جان ، ممنون که به قصه های وولک گوش میکنی
سلام چطوری دانلودشون کنیم؟
سلام دوست عزیز، امکان دانلود قصه ها وجود نداره 🙏🌹
😴😴😴😴😴😴😴😴
خیلی ممنون از قصه هاتون. من خیلی وقت بود که نمی دونستم برای بچه هام چه قصه هایی بگم. از وقتی با این سایت آشنا شدم خیالم راحت شد
ممنونم از نظر لطفتون دوست عزیز و خوشحالم که از قصه ها راضی هستین
سلام قصه های اخیرتون خیلی بهتر شده و آموزنده هستند ممنون از زحماتتون ❤❤
دخترم هم خیلی دوست داره قصه هاتون را و الان میگه بنویس این داستانتون خیلی آموزنده بود 😍🤗
🦈💋🌷⚘⚘
درود دوست عزیز ، ممنونم از نظر لطفتون و خوشحالم که از قصه ها راضی هستین
سلام من همیشه به قصه ی شما گوش
می دهم من هروقت دیگران کمک بخوان
به آن ها کمک می کنم.💛💚💙💗💖💕💔❣💟💞💝💜💌💓❤💔😎😘💙💚
سلام دوست مهربونم و آفرین به شما🌹🌹
دوقلوهای من هرشب باقصه های شما میخوابن. دستتون درد نکنه. عالیه. فقط تعداد عکسا رو بیشتر کنید لطفاااااا
سپاس از نظر لطفتون ، چشم حتما🙏
سلام . قصه هاتون خیلی عالیه. محمد مهدی خیلی قصه های شما رو دوست داره واقعا ممنونم
درود دوست عزیز ، ممنونم از لطفتون وخوشحالم که محمد مهدی عزیز قصه های وولک رو دوست داره
سلام
من عاشقه این قصه اتون شدم
قصه ی خیلی قشنگی بود
آروین هفت ساله امه
عالی
ممنونم از لطفتون
خیلی عالی بود دستتون درد نکنه
ممنونم از نظر لطفتون دوست عزیز
همون موقع که خودم خوندم واسه پسرم هم خودم خیلی خیلی خوشم اومد حتی پسرم گفت مادر این بهترین قصه بود مرسی از شما
ممنونم از نظر لطفتون دوست عزیز
ممنون از همراهی ارزشمند شما دوست عزیز و خوشحالم که پسر عزیزمون از قصه خوشش اومده
من بی نظر نمی نشینم!
مثل همیشه فوقولاده بود، اصلا حرفنداشت!
ممنونم از نظر خوبت دوست عزیزم
عالی بود 😁ممنونم از وولک 😙💜 عالی عالی عالی👏👏👏👌
ممنونم ازنظر خوبت دوست مهربان
سلام. فاطمه زهرا هستم. خیلی خوب و عالی بود ممنونم❤️❤️❤️💓💓💓🌹👍
سلام فاطمه زهرا جان ، ممنونم که به قصه های وولک گوش میکنی
خیلییی خوووب بود هر شب یه قصه و داستان پرماجرا🤗🎈
ممنونم از نظر خوبت دوست مهربانم
سلام و عرض ادب
از لطفی که در مورد مشکل بزرگ بخش زیادی از مردم که دنبال قصههای آموزنده هستند کمک میکنید.
بچه های من هر شب درخواست شنیدن قصههای آموزنده میکنند. سن آنها سیزده و شش ساله هستند.
اگر امکانش هست برای نوجوانان هم قصههای آموزنده تهیه کنید.
راستی من از اروپا با شما صحبت میکنم.
با تشکر فراوان
درود بر شما دوست عزیز و بسیار ممنونم از نظر لطف و همراهی ارزشمند شما ، خوشحالیم که قصه ها مورد رضایتتون بوده و در آینده نزدیک قصه برای نوجوانان عزیز هم خواهیم داشت
سلام ممنون خیلی قشنگ بود نفس هم خیلی خوشش اومد,،☺️🌺
سلام دوست عزیز،خوشحالم که نفس مهربان هم از این قصه خوشش اومده
سلام بچهای عزیزتوخونه این قسه واقعا قشنگ بود مانبتید زود قضاود کنیم دستتون درد نکنه برای قصه های قشگتون مرسی خیلی لطف کردین 💯👏👏🌹🌹⚘
ممنونم از نظر خوبت دوست مهربانم
بیبی شارک دو دو دو دو دو بیبی شارک دو دو دو دو دو بیبی شارک
مامی شارک دو دو دو دو مامی شارک دو دو دو دو دو مامی شارک
دَدی شارک دو دو دو دو دَدی شارک دو دو دو دو دو دَدی شارک
🌹🌹🌹
سلام عالی بود
سلام دوست قشنگم، خوشحالم که قصه رو دوست داشتی
عاالی
تشکر
سلام مرسی از سایت خوبتون. من همیشه دنبال قصه کودکانه میگشتم. الان دیگه راحت شدم. دخترم تداعی هر شب با قصه های،شما میخانه.
سلام خیلی خوشحال و ممنونم از این که سایت ما رو برای فرزند عزیزتون انتخاب کردید
در اپلیکیشن وولک میتونید روزانه بیش از یک قصه کودکانه برای فرزندتون داشته باشید، کمااینکه سرگرمی های دیگر هم در سایت ما موجود هست
عالی بهترین قصه های دنیا رو شما می زارید
راستی داخل اینیستا یا برنامه های دیگه پیج دارید؟
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
بله در اینستاگرام و کانال تلگرام همراه شما هستیم
بسیار عالی.ارسلان ماهم خوشش اومد و گفت خیلی خیلی قشنگ بود
موفق و پیروز باشید وولک😉
چه عالی
خیلی ممنونم که نظرت رو نوشتی عزیزم
سلام قصه خیلی قشنگی بود پسرم خیلی خوشش اومد🤩😍
باعث خوشحالی ماست دوست عزیز🥰