قصه جذاب و شنیدنی مهربانی پاندا
4.2/5 - (87 امتیاز)

 

 

 

روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ و سرسبز یک پاندای خیلی مهربون و خوش قلبی در کنار حیوانات دیگه ی جنگل زندگی می کرد. پاندای مهربون از هر راهی که میتونست به حیوانات جنگل کمک می کرد و از همه یچیز هایی که بلد بود استفاده می کرد که مشکل اونا رو حل کنه. یه بار اون یک روز تمام به نانی گجشکه که جوجه ش رو گم کرده بود کمک کرد تا بتونه جوجه کوچولوش رو پیدا کنه. بسیاری از حیوانات جنگل پاندا رو به خاطر این اخلاق خوب و مفیدش خیلی دوست داشتن،اما بعضی از حیوانات هم بودن که از مهربونی و خوش قلبی پاندا سو استفاده می کردن بچه ها.بیلی کرگدنه یکی از اونا بود بچه ها.اون دائما در حال جستجوی فرصت وزمان مناسبی بود تا بتونه پاندا ی مهربون رو گول بزنه. تا اینکه یک روز بیلی کرگدنه متوجه شد که پاندای مهربون میخواد فورا  خونه ی خودش رو اجاره بده ،بنابراین اون خیلی سریع یه نقشه کشید.

روز بعد بیلی کرگدنه پاندای مهربون روتوی جنگل دید. اون از پاندا پرسید :” سلام پاندا ، حالت چطوره؟”

پاندا جواب داد :” سلام بیلی، من خوبم، اینجا چی کار میکنی؟”

بیلی گفت :” می خواستم در مورد خونه ای که می خوای اجاره بدی باهات صحبت کنم.صاحب خونه مون از من و دوستام خواسته که هر چی زودتر خونه ایکه توش نشستیم رو خالی کنیم و از اونجا بریم ، آخه می خواد خونه ش رو بفروشه.بنابراین اگر تو بتونی خونه ت روبه ما اجاره بدی من هر چقدر پول که بخوای بابت اجاره ش به تو پرداخت می کنم”

پاندا جواب داد:” البته بیلی ، اتفاقا من هم دنبال مستاجر می گشتم تا هر چی زودتر خونه م رو بهشون اجاره بدم”

بیلی کرگدنه گفت :” خیلی خوبه، اینطوری هردوی ما بهنتیجه می رسیم. ولی من یک شرط دارم،اگر شما از من بخوای که خونه رو قبل از سه ماه خالی کنم باید اجاره ی سه ماه رو به عنوان خسارت و جبران به من برگردونی،و اگر من خونه رو خالی کردم همون مبلغ رو به تو پرداخت می کنم”

از اونجایی که پاندای مهربون هیچ مشکل و نکته ی اشتباهی تو این شرط ندید بنابراین بلافاصله با اون شرط موافقت کرد.

خیلی زود بیلی کرگدنه به همراه دوستاش هری اسبه و بینگو گاوه به خونه ی جدیدشون که همون خونه ی پاندا بود اسباب کشی کردن.در عرض چند روز سر و صدای همه ی همسایه ها در اومد و اونا هر روز از دست بیلی کرگدنه و دوستاش  به پاندا شکایت می کردن.

سنجاب کوچولو با ناراحتی به پاندا شکایت کرد که :” خونه ت رو به چه جور حیواناتی اجاره دادی؟اونا تمام شب با صدای بلند آهنگ گوش می کنن، خونه شون بوی بد می ده و همه ی آشغالاشون روهم توی رودخونه می ریزن”

پاندای مهربون تصمیم گرفت که در باره ی این موضوع با بیلی کرگدنه صحبت کنه.پاندا بهش گفت :” بیلی چرا تو و دوستات اینهمه سر و صدا و مزاحمت برای همسایه ها ایجاد می کنین؟ همه یهمسایه ها از دست رفتارهای شما ناراحت و شاکی ان”

بلی کرگدنه گفت:” پس چی؟ ما برای موندن تو این خونه به تو اجاره پرداخت کردیم،به خاطر همین ما آزادیم تا هر جوری کهدلمون خواست زندگی کنیم و هر کاری که دلمون خواست انجام بدیم،اما اگر تو می خوای ما از اینجا بریم،اشکالی نداره ما از اینجا می ریم. فقط توباید سه ما اجاره رو به عنوان خسارت و جبران به ما پرداخت کنی ، اونوقت میبینی که ما تو راهیم و داریم از اینجا می ریم”

و بعد بیلی کرگدنه شرطی رو که قبلا با پاندا گذاشته بودن بهش یادآوری کرد.بله بچه ها هون جا بود که پاندای مهربون فهمید که بیلی کرگدنه با گذاشتن این شرط براش تله درست کرده و گولش زده.

پاندا ناامید و ناراحت و غصه دار به خونه ش برگشت.پاندای مهربون همونطور که داشت فکر می کرد که چه جوری شرایط رو کنترل کنه و مشکل رو حل کنه چشمش به هانی زنبوره افتاد. هانی یک زنبور عسل بود بچه ها. هانی که دید پاندا خیلی ناراحته بهش گقت :” چی شده پاندا؟ به نظر ناراحت و آشفته میای”

پاندای مهربون با ناراحتی گفت :” بله من کاملا ناراحت و غمگینم، بیلی کرگدنه منو توی بد دردسری انداخته” بعد اون کل ماجرا رو برای هانی تعریف کرد.

هانی پس از شنیدن ماجرا گفت :” بیلی کرگدنه سعی کرده  از مهربونی تو سو استفاده کنه ولی من یه نقشه ای دارم”

بعد هانی چیزی رو در گوش پاندای مهربون زمزمه کرد و گفت و اونجا بود که پاندا حسابی خوشحال شد.

بله بچه ها صبح روز بعد وقتی که بیلی کرگدنه داشت از خونه بیرون می رفت،یک کندوی زنبورعسل بزرگ رو درست بیرون از خونه دید.اون با تعجب گفت :” این کندو دیگه از کجا اومده؟”

در همون موقع هانی گفت :” به نظرم تعجب کردی بیلی، مگه پاندای مهربون به شما نگفته بود که اینجا مال ماست، ما سالهاست که کندوی خودمون رو اینجا میسازیم”

بلی گفت :” شما جونورهای مزاحم و بدی هستین، اینجا خونه ی منه، زود از اینجا برین”

هانی با خونسردی گفت :” هر چقدر که دلت می خواد داد بزن،اما ما از اینجا هیچ جای دیگه ای نمیریم”

عصر همون روز ، هری اسبه صدای ضبط رو که داشت آهنگ پخش می کرد زیاد کرد.در همون موقع همه ی زنبور های عسل وارد خونه شدن و شروع کردن به رقصیدن و پرواز کردن دور سر هری اسبه.هری ازدیدن اونهمه زنبور عسل دور سرش ترسید و وحشت کرد.اون رفت و زیر تخت قایم شد و تا ساعت ها هم از اونجا بیرون نیومد.

روز بعد بینگو گاوه یک تکه شکلات باز کرد تا اونو بخوره، اما خیلی زود زنبور های عسل اومدن تو خونه دور سرش حلقه زدن.

هانی گفت:” تو نمیدونستی که باید غذا رو با ما تقسیم کنی؟”

بینگو با عصبانیت گفت :” سریع از من دور بشین ، این شکلات مال خودمه”

هانی گفت :” بهتره که شکلاتت رو با ما تقسیم کنی وگرنه ما تو رو نیش می زنیم”

در همون موقع بود که زنبور های عسل به صورت بینگو نزدیک تر شدن و بینگو هم از ترس شکلاتش رو روی زمین انداخت و به داخل حموم فرار کرد و همون جا موند.

چند ساعت بعد هری اسبه و بینگو گاوه ماجرای  زنبور های عسل رو برای  بیلی کرگدنه تعریف کردن.اونا گفتن :” متاسفیم بیلی، ولی ما دیگه نمی تونیم توی این خونه زندگی کنیم ، تو باید از زنبور ها به پاندا شکایت کنی و در مورد تهدیدا و اذیتهاشون کاری انجام بدی”

بیلی کرگدنه از اونجا یک راست به پیش پاندای مهربون رفت و بهش گفت:” پاندا ، زنبور های عسل اومدن تو خونه ی ما،اونا مرتب ما رو تهدید میکنن که نیشمون می زنن،زندگی کردن تو اون خونه دیگه خیلی سخت شده و مشکله”

پاندا گفت :” این زنبور های عسل سالهاست که کندوشون رو همون جا میسازن،اونا به من عسل میفروشن ، اما اگر شما احساس راحتی نمی کنید و سختتونه ، اجاره ی سه ماه روبه من پرداخت کنید و از اونجا برین”

بیلی کرگدنه متوجه شد که پاندا از اون باهوش تر و زرنگ تره.اون پول رو به پاندا پرداخت کرد و به همراه دوستاش خونه رو خالی کردن و از اونجا رفتن.بیلی کرگدنه دیگه هیچوقت سعی نکرد که از مهربونی و خوش قلبی پاندا سو استفاده کنه.

 

قصه صوتی وولک و در هر زمان که دوست داشتید، می توانید برای کودکان خود بگذارید تا گوش دهند!


برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

68 پاسخ
  1. سام
    سام می گوید:

    سام میگه: سلام شبتون بخیر
    ما از هیچ کس نباید سوء استفاده کنیم.
    من شما و صداتون رو خیلی دوست دارم.
    ممنونم که همیشه جواب منو می نویسید.❤❤❤❤

    پاسخ
  2. حسین
    حسین می گوید:

    ممنون از شما بابت این قصه های زیبا من واقعا از شنیدن این قصه ها لذت می برم .
    حسین 8ساله از مشهد

    پاسخ
  3. رادین
    رادین می گوید:

    سلام شبتون بخیرخیلی خوب بود
    من همیشه با همه خوب هستم ولی از هیچکس سو استفاده نمی کنم من هم صدای شما و داستان های شما رو دوست دارم

    پاسخ
  4. نگار
    نگار می گوید:

    سلام
    نگار 6 ساله از قصه نتیجه گرفته که به کسی که به بقیه کمک کنه تو نباید بهش بدی بکنی

    پاسخ
  5. ثنا
    ثنا می گوید:

    سلاااااااام وولک جان 🌺 ثنا هستم قصه عالی بود💐 ما نباید هیچوقت سوءاستفاده کنیم🌸🍭🍭🍭

    پاسخ
  6. یسنا
    یسنا می گوید:

    میگم،… سسسلللل ااااااممم!
    قصه عالی بود،
    فقط لطفا کاری کنید که ویصم بتونم ارسال کنم
    خسته شدم از بس تایپ کردم😩😅❤️

    پاسخ
  7. خیر
    خیر می گوید:

    سلام وولک جون. ما آریا و تانیا ۶ ساله هستیم. مرسی که این قصه زیبا و برامون گذاشتین. شبتون به خیر،💙💙💙💜💜💜💜🤩🤩🤩

    پاسخ
  8. زهرا قاسمی
    زهرا قاسمی می گوید:

    سلام
    قصه خیلی خوب و آموزنده بود …
    من به شما توصیه میکنم که حتما این قصه رو گوش بدین .
    من هرشب تا قصه های وولک رو گوش ندم نمی خوابم ٬ ازتون ممنونم و میخوام که قصه های جدیدتر بیشتری بگذارید‌‌‌.

    پاسخ
  9. Sara
    Sara می گوید:

    سلام خیلی بامزه بود
    من شب ها قصه های شما رو گوش میدم‌عاالی بود
    شما رو دوست دارم🙏🏻🙏🏻🌷

    پاسخ
  10. نیکی کرمی
    نیکی کرمی می گوید:

    سلام من نیکی ام ۵ ساله از اصفهان
    من حتی اگر سایت شما هم سخت بیاد من حتما حتما باید از قصه‌های شما گوش کنم چون قصه‌هاتون را خیلی دوست دارم کاش ویس هم میشد بفرستی ک من مجبور نشم به مامانم بگم تا اون واسم بنویسه و خودم ویس بفرستم 🐼🦏🐄🐴🐝🐝🐝🐝🐝🐝🌷🌷🌷🌷⚘

    پاسخ
  11. ملودی
    ملودی می گوید:

    سلام وولک‌. ممنون از داشتان قشنگ . من تصمیم گرفتم همیشه مهربون باشم 👧🏻🧔🏻👱‍♂️❤️❤️

    پاسخ
  12. ماهان
    ماهان می گوید:

    سلام وولک جان، ممنونم🙏 قصه‌ی زیبایی بود😍 من و ماهان هم خوندیم و لذت بردیم و البته ماهان خوابش برد!

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام دوست عزیز، ممنونم که نظرتون رو با ما در میان گذاشتین، سعی می کنیم صدای شخصیت ها تفاوت بیشتری داشته باشد

      پاسخ
  13. امیرعلی
    امیرعلی می گوید:

    سلام من امیرعلی‌ام و ۵ سالمه؛من یاد گرفتم کلاه گذاشتن سر دیگران و گول زدن اونا خیلی کار بدیه و مثل دروغ گفتن میمونه و هرکس دیگران رو گول بزنه عاقبت خوبی در انتظارش نیست.مرسی از این داستان قشنگتون😘

    پاسخ
  14. یاسین
    یاسین می گوید:

    سلام، شبتون بخیر، لطفا آهنگ اول و آخر قصه رو جدید کنید ممنون از قصه های خوبتون.
    ⚘❤

    پاسخ
  15. تایلایت اسپارکل
    تایلایت اسپارکل می گوید:

    🧵🧶♟🃏🀄🎴🎭🖼🎨♣️♦️♥️♠️🧸🧩🎲🪁🎱🔮🧿🎮🕹🎰🪀🎯🥌🛷🎿🎽🤿🏸🥊🥋🥅⛳⛸🎣🏓🥍🏒🏑🏏🎳🥏⚾️🥎🎖🏆🎑🧧🎀🏅🏀🎁🥇🏐🎗🥈🏈🎟🥉🏉🎫⚽️🎾🎉🎃🎊🎄🎆🎋🎇🎍🎎🧨🎏✨🎐🎈🌍🌎🌏🌐🗺🧭🏔🏝🏜🏖🏕🗻🌋⛰🏞🏟🏛🏗🏘🧱🏚🏦🏥🏤🏣🏢🏡🏠🏨🏩🏪🏫🏬🏭🏯🛕🕌⛪🗽🗼💒🏰🕍⛩🕋⛲⛺🌁🌃♨️🌉🌇🌆🌅🌄🏙🎠🎡🎢💈🎪🚂🚃🚐🚎🚍🚌🚋🚞🚝🚑🚒🚓🚔🚕🚖🚗🏍🏎🚜🚛🚚🚙🚘🛵🦽🦼🛺🚲🛴🛹🚥🚨⛽🛢🛤🛣🚏🚦🛑🚧⛵⚓🛶🚤🛳⛴🛥🚢✈🛩🛫🚡🚠🚟🚁💺🪂🛬🛰🚀🛸🛎🧳⌛⏳🕧🕛🕰⏲⏱⏰⌚🕐🕜🕑🕑🕒🕝🕞🕓🕢🕖🕡🕡🕕🕠🕔🕔🕟🕢🕢🕚🕥🕙🕙🕤🕘🕘🕣🕗🕗🕦🌑🌒🌓🌔🌓🌔🌕🌖🌗🌘🌙🌚🌛🌜🌡🌠🌟⭐⭐🪐🌞🌝☀️☀️🌧🌨🌌🌨⛅⛈🌬🌀🌠🌠🌨🌧🌫🌬❄❄⚡🌬🌬⚡☔☂️🌂🌈☃️⛄☄💧🌊🥭🍈🍇🍉🍊🍌🍌🍍🍓🍓🍐🍏🍎🥝🍅🥥🥑🥔🥕🧅🧄🥦🥒🌶🌽🍄🍄🥜🌰🍞🍞🥐🥖🥨🥯🥞🧇🧀🥯🧀🍗🍗🥩🍖🌮🥪🌭🍕🍟🍔🥓🥓🌯🌯🥙🧆🧆🍳🥘🍲🍱🥫🧈🥗🥣🥣🍘🍙🍙🍚🍛🍜🍝🍠🍠🥟🍡🥮🍤🍣🍢🥠🧁🥧🍫🍬🍮🍯🍾🍶🍵🍵☕🥛🍼🍼🍸🍹🍹🍺🍻🍻🍻🥂🥃🥤🥄🍴🍽🥢🧊🧉🧃🔪🏺🐵🐒🦍🦧🐶🐕🦮🦮🐈🦝🦊🐺🐩🐕‍🦺🐕‍🦺🐩🐺🦁🦁🐅🐅🐆🐴🐎🦄🐷🐄🐃🐂🐂🐮🦌🦓🐖🐗🐽🐏🐑🐐🐪🐭🦛🐘🦒🦙🐫🦔🦨🐣🐓🦦🐿🐇🦥🐔🐰🐼🦃🐹🐨🐾🐀🐻🦡🐁🦇🦘🐤🐥🐦🐧🕊🦅🦆🐊🐸🦜🦚🦩🦉🦢🐢🦎🐍🐉🦕🐲🦖🦕🦈🐡🐠🐟🐬🐬🐋🐳🐳🐙🐚🐌🐌🦋🐛🐜🐝🦠🦟🦂🕸🕷🕷🦗🐞💐🌸💮🏵🌹🥀🌺🌳🌲⚘🌷🌻🌴🌴🌵🌵🌾🌿☘🍁🍁🍃🍂😀😃😄😁😆😅🤣🥰😇😊😉🙃🙂😂😂😍🤩😘😘😘😗☺😚😙🤗🤑😝😝🤪😜😛😋🤭🤫🤔🤔🤐🤨😐😑😑😌🤥😬😬🙄😒😒😏😶😶😔😔😪😪🤤😴😷🤒🤕🤕😵🥴🥶🥵🤧🤮🤮🤢🤠🥳🤯😎🤓😎😳😲😲😯😮☹🙁😟😧🥺😦😨😥😢😩😓😞😣😖😱😭😫🥱😤😡🤬😈👺😹🙈👹😸😾🤡😺😿💩🤖🙀☠👾😽😤🥱😫👿💀👻👽😻😼🙉🙊💋💌💘💝💖🙈💔💔❣💟💕💞💗🙉🙊🙊❤🧡💗🧡💓💛💞💚💕💙❣💔💔🤎🙉🙉💋💌💘💋💖💝❤❤🧡💛💚💜🤎🤎💦💫💢🤍🖤💨🕳💬🗯💭💨💤💤👋🤚🖐🖖👌🤏🤏✌🤞🤞🤟🤙👈👎👍☝️👇🖕👆👉👉✊👊🤛🤜👏🙌👐👐👏💅✍🙏🤝🤲🦾🦾🦵🦶👂🦻👃💪💪👄👁👀🧠🧠👶🧒🧒👧👨🏼🧔👨‍🦰🙍‍♂️🙍‍♂️🙍‍♀️🧓👩‍🦲🙍‍♀️👴🙅‍♀️🧏‍♂️🧏‍♀️🤷‍♂️🤦‍♂️🙇‍♂️🙆‍♀️💁‍♂️🙋‍♂️🙇‍♀️👨‍🎓👩‍🎓👩‍🏫👩‍🏫👨‍⚖️👩‍⚖️👩‍⚖️👨‍🏭👨‍💻👨‍🔧👨‍🍳👨‍🌾👩‍⚕️👨‍💼👨‍🔬👨‍💻👩‍💻👩‍💻👨‍🔬👩‍🌾👨‍🎓👨‍🎓👩‍🍳👨‍✈️👩‍🎨👨‍🎨👨‍🎤👩‍🎨👩‍✈️👨‍🚀🤶🎅👸🏼🤰👰🤴🤴🤴🦸‍♀️🤱🤱🦹‍♂️🦹‍♀️🦹‍♀️🎅👼🦹‍♂️🦹‍♂️🧞‍♀️🧝‍♂️🧝‍♀️🧜‍♂️🧛‍♀️🧛‍♀️🧛‍♂️🦹‍♀️🦸‍♀️🦸‍♀️🦸‍♀️🎅👼🎅🧞‍♂️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♂️🧞‍♀️🧝‍♀️🧜‍♂️🧜‍♂️🧙‍♂️🧙‍♀️🧛‍♀️🧟‍♂️🧟‍♀️🧍‍♂️🧛‍♂️🧛‍♀️🧛‍♀️🚶‍♀️🚶‍♂️💇‍♀️💇‍♂️💆‍♂️👨‍🦼👩‍🦯👨‍🦯🧎‍♂️🧍‍♀️👩‍🦼👩‍🦼👨‍🦼🧖‍♂️🧖‍♀️👩‍🦽👨‍🦽👯‍♂️👯‍♀️🏃‍♀️🧛‍♂️🧝‍♀️🧟‍♂️🧟‍♂️🧟‍♀️🧙‍♀️🧙‍♂️🧜‍♂️🧛‍♂️🧍‍♂️👨‍🦯💇‍♀️💇‍♂️👯‍♂️🧎‍♂️🧎‍♂️🧖‍♀️🧖‍♀️👩‍🦽👩‍👧‍👧👩‍👧‍👧👩‍👧‍👦👩‍👧🦰👣🦰🦱🦳🦲👥👤👩‍👧‍👧👩‍👧👩‍👦‍👦👨‍👩‍👧‍👧💏👬👫👫🛀🧘‍♀️🤹‍♀️🤼‍♂️🤼‍♀️🤽‍♂️🤽‍♂️🤾‍♀️🤹‍♂️🤹‍♂️🤸‍♀️🤸‍♂️🚵‍♀️🚴‍♀️🚴‍♂️🚣‍♂️🚣‍♀️🏊‍♂️🏊‍♂️🏊‍♀️⛹️‍♀️⛹️‍♀️🏋️‍♂️🏇🏂🏌️‍♂️🏄‍♂️🏄‍♀️

    پاسخ
  16. تایلایت اسپارکل
    تایلایت اسپارکل می گوید:

    🏁🏴🏴🏳🏳️‍🌈🏴‍☠️🇦🇨🇦🇲🇦🇱🇦🇮🇦🇬🇦🇫🇦🇩🇦🇩🇦🇴🇦🇶🇦🇷🇦🇸🇦🇹🇦🇺🇦🇼🇧🇫🇧🇪🇧🇦🇦🇿🇦🇽🇧🇬🇧🇭🇧🇯🇧🇱🇧🇳🇧🇳🇧🇼🇧🇻🇧🇹🇧🇸🇧🇶🇧🇴🇧🇾🇨🇮🇨🇨🇨🇩🇨🇬🇨🇬🇨🇭 🇧🇦🇦🇿🇧🇬🇧🇶🇨🇦🇧🇸🇧🇲🇧🇫🇧🇧🇧🇧🇦🇶🇦🇴🇧🇸🇧🇿🇧🇾🇨🇾🇩🇲🇩🇯🇨🇿🇨🇷🇨🇾🇨🇾🇨🇾🇨🇾🇨🇺🇨🇵🇨🇰🇨🇲🇨🇦🇨🇮🇧🇿🇨🇭🇨🇮🇨🇮🇫🇰🇪🇪🇩🇿🇪🇸🇫🇷🇫🇷🇫🇰🇪🇦🇪🇸🇫🇰🇬🇧🇫🇴🇬🇶🇬🇳🇬🇲🇬🇭🇬🇬🇬🇾🇮🇩🇮🇴🇮🇶🇯🇴🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🏴‍☠️🇿🇼🇻🇳🇾🇪🏳🏴🏴🚩🚩🏁🇹🇳🇹🇲🇹🇲🇹🇼🇹🇰🇸🇹🇸🇻🇿🇼🇻🇦🇺🇾🇹🇼🇹🇻🇹🇻🇻🇬🇻🇬🇺🇸🇺🇸🇺🇸🏧🚮🚰♿♿🚺🚻🚻⚠️🛅🛂🚾🚼🚼⛔🚫🚭🚯🚱⬆️☣☣🔞📵🚷➡️↘️⬇️⬅️↖️↕️🔄⤴️↩↔️🔙🔚🔛🔜🛐⚛☪️🛂⛔⛔🚸🚳🚯⬆️⬆️↙️⬇️🔃✡♎♏☦☮♍⏬🔽🔽◀️📴♂️♂️♀️♀️📳📶🔆🔅🔱⭕✅✔❌❎❔⁉️✴❗®️*️⃣5️⃣4️⃣2️⃣1️⃣8️⃣7️⃣🔢🈯️🈯️🈷️🈷️⬛▫️💠🔹️

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *