قصه جذاب و شنیدنی گربه ی سفید پشمالو
,

داستان کودکانه گربه سفید پشمالو

        روزی بود و روزگاری بود.در گوشه ای از یک باغ بزرگ ،یک بچه گربه ی سفید و پشمالو، خوشگل و کوچولو،با موهای نرم ونازک و بلند زندگی می کرد. گربه کوچولو با اینکه زیبا و دوست داشتنی بود اما بعد از رفتن مامانش…
قصه جذاب و شنیدنی جایزه ی بزرگتر
,

داستان کودکانه جایزه ی بزرگتر

        یکی بود یکی نبود روزی روزگاری در سرزمین خرگوش ها یه خانم خرگوشه در یک دهکده ی کوچک زندگی می کرد. خانم خرگوشه یک مزرعه هویج داشت. او از هویج خوراکی های خوشمزه درست می کرد.خانم خرگوشه یک زن شاد و…
قصه جذاب و شنیدنی گرگ و بره
,

داستان کودکانه گرگ و بره

        یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود یه میش چاق و پر زور میون جنگل دور قصه می گفت چه زیبا قصه های بچه ها برّه، سراپا به گوش با دل و جانش به هوش که قصه میگه میشه خوب گوش ندم نمیشه حالا شما بچه…
قصه جذاب و شنیدنی سگ باوفا
,

داستان کودکانه سگ با وفا

        یکی بود یکی نبود. پسر کوچولویی زندگی می‌کرد که علاقه زیادی به حیوانات داشت و تمام آن‌ها را دوست داشت. این پسر سگی داشت که بسیار خوب و مهربان بود و آن نیز علاقه بسیار زیادی به پسر کوچولو داشت. نام …
قصه جذاب و شنیدنی دوستان علیه گربه سیاه (قسمت دوم )
,

داستان کودکانه دوستان علیه گربه سیاه ( قسمت دوم )

        خانه گربه تاریک و کثیف بود. گربه روی زمین نشست و چنگال‌هایش را روی خرگوش گذاشت. خرگوش ساکت نشسته بود و برای فرار از چنگال گربه نقشه می‌کشید.     گربه گفت: «چند لحظه دیگر…
قصه جذاب و شنیدنی دوستان علیه گربه سیاه (قسمت اول )
,

داستان کودکانه دوستان علیه گربه سیاه ( قسمت اول )

          یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود. روزی روزگاری، خرگوش و سنجاب و موشی باهم دوست بودند. آن‌ها همدیگر را خیلی دوست داشتند و باهم در سوراخ تنه درخت انجیری زندگی می‌کردند. این …