قصه جذاب و شنیدنی فلوک دریانورد
,

داستان کودکانه فلوک دریانورد

    یکی بود یکی نبود ، در یک دشت سرسبز و قشنگ یه مامان مرغابیه با جوجه هاش زندگی میکرد. اون روز مامان مرغابیه قرار بود جوجه هاش رو برای شنا کردن به مرداب ببره. فلوك، مرغابی کوچولو در حالیکه خودش رو به چپ و راست تکان …
قصه جذاب و شنیدنی پنبه فروش خسیس
,

داستان کودکانه پنبه فروش خسیس

          در روزگاران قدیم مردی یک مغازه پنبه فروشی داشت. هر کس که به اون برای خریدن پنبه مراجعه می کرد، مرد پنبه فروش مقداری آب به پنبه می زد تا خیس و سنگین شود. آن وقت پنبه رو می کشید و به قیم…
,

داستان کودکانه زنبور کوچولو و کرم ابریشم

یکی بودیکی نبود ، در یک روز آفتابی قشنگ در یک جنگل زیبا و سرسبز خورشید خانم مشغول تابیدن به گل های رنگارنگ و زیبا بود ، گل‌های تازه از خواب بیدارشده بودن و چشم به زنبور کوچولو دوخته بودن که بالای سرشون داشت پرواز می‌کرد. زن…
قصه جذاب و شنیدنی ماتکو گوسفند تپل
,

داستان کودکانه ماتکو ، گوسفند تپل

        یکی بود یکی نبود ، در یک دشت سرسبز و بزرگ در جایی که فاصله زیادی با شهر داشت یه گله گوسفند توی یک مزرعه زیبا کنار همدیگه زندگی میکردن.اون روز هم مثل همه روزهای دیگه گله گوسفندا از صبح برای غذ…
قصه جذاب و شنیدنی مامان اردک
,

داستان کودکانه مامان اردک

    یکی بود یکی نبود ، یه جنگل بزرگ و قشنگی بود بچه ها که پر از درخت های سرسبز و گل های رنگارنگ و زیبا بود. از وسط این جنگل یه رودخونه پر آب و زیبایی هم رد میشد. اون روزهم مثل همه روزهای دیگه جنگل روز آفتابی قشنگ…
قصه جذاب و شنیدنی موزهای گمشده میمون کوچولو
,

داستان موزهای گمشده میمون کوچولو

      یکی بود یکی نبود توی یک جنگل سرسبز و بزرگ که پر از درختای بلند و گل های رنگارنگ بود یه میمون کوچولو زندگی میکرد. خونه این میمون کوچولو بالای یکی از این درختای بلند و بزرگ جنگل سبز قصه مون بود.بچه ها …
قصه جذاب و شنیدنی تو کلیک کلیک رو دیدی؟
,

داستان تو کلیک کلیک رو دیدی؟

      یکی بود یکی نبود در یک جنگل سرسبز و قشنگ دریاچه ای بود که پرنده ها و جانورای زیادی اونجا کنار هم زندگی میکردن. یکی از روزها که خورشید بالای دریاچه داشت کم کم غروب میکرد ، پرنده ها هر جای جنگل که ب…
قصه جذاب و شنیدنی خرگوش ها و روباه ( قسمت دوم )
,

خرگوش ها و روباه ( قسمت دوم )

    خانم معلم فكري كرد و گفت: – «چند سال پيش گرگي كه خيلي گوشت خرگوش دوست داشت، روباهي را وادار كرده بود تا خرگوش‌ها را گول بزند و به لانه‌اش بكشاند و آن‌قدر خوراكي به آن‌ها بدهد تا چاق‌وچله و پروار شوند. آن‌وقت…
قصه جذاب و شنیدنی خرگوش ها و روباه ( قسمت اول )
,

خرگوش ها و روباه ( قسمت اول )

      يكي بود يكي نبود غير از خدا هیچ‌کس نبود. در ميان جنگل زيبايي، شهري بود به نام شهر خرگوش‌ها كه ساكنانش همگي خرگوش بودند. در گوشه‌ای از اين شهر، آقا خرگوشه و زن و بچه‌اش در خانه‌ی قشنگي زندگي می‌کردند. آن‌…
قصه جذاب و تصویری ماشین پدربزرگ
,

قصه تصویری ماشین پدربزرگ

      یکی بود یکی نبود در یک دهکده سرسبز و زیبا دختری به نام سالی زندگی میکرد .سالی روزها به باغ جلوی خونشون میرفت و با اسباب بازی هاش بازی میکرد ، اون یه سرگرمی دیگه ای هم داشت بچه ها،سالی خیلی دوست داشت که با ماشین ق…