یه روز و روزگاری بود
جنگل و سبزه زاری بود
دشتی بود و صحرایی بود
روباه ناقلایی بود
دهان خیلی گرمی داشت
زبان چرب و نرمی داشت

تو دشت و صحرا وول می زد
پرنده هارو گول می زد
موشها رو تار و مار می کرد
خرگوش ها رو شکار می کرد

یه روز که دنبال شکار
قدم می زد تو بیشه زار
کنار رودخونه رسید
روی زمین یه ماهی دید
ماهی کجا اینجا کجا
ماهی کجا وما کجا
ماهی خونه اش تو رودخونه ست
اینجا چرا ،مگه دیوونه ست؟
ممکنه مرغ ماهیخوار
ماهیه روکرده شکار
برده اونو روی هوا
انداخته توی سبزه ها
یا اینکه تور صیاده
پاره شده اون افتاده
ماهی خوب و خوشمزه
وقتی تو روغن می پزه
سرخ میشه و کباب میشه
میره زیر دندون آب میشه
باز دهنم اب افتاد
دلم به تاپ تاپ افتاد
شیطونه میگه برو جلو
ماهیه رو بردار و برو
اما چرا با عجله؟
نکنه بیفتم تو تله؟
پس چه کنم چی کار کنم
چه حقه ای سوار کنم

فکری به خاطرش رسید
با خوشحالی از جا پرید
اینور بپر اون ور بپر
رسید به یک شونه به سر
من یه دونه ماهی دارم
با من میای بهت بدم؟
مسخره بازی در نیار
ماهی رو من میخوام چی کار؟
یک دونه قوچ کوهی دید
رفت سر کوه بهش رسید
من یه دونه ماهی دارم
با من میای بهت بدم؟
نه آخه من علف خوارم
میلی به ماهی ندارم

خرگوشه خواب بود اون گوشه
رفت و رسید به خرگوشه
من یه دونه ماهی دارم
با من میای بهت بدم؟
روباه زشت ایکبیری
باز اومدی منو بگیری؟
اینقدر نیا نزدیک من
تو را به خدا گولم نزن

میمونه داشت می رفت خونه
خودشو رسوند به میمونه
آقا میمونه؟
بله جونم
یک دوست قد دراز داری، که بال و پر داشته باشه،روی هوا پر بزنه،پاهاش بلند،نوکش دراز،روزها کنار رودخونه،ماهی هارو شکار کنه؟
بله که دارم
بگو ببینم ، یک دوستداری که مرغ ماهیخوار باشه؟
بله که دارم
این دوست خوب ومهربون
با این نام و با این نشون
مژده بده که صبح زود
ماهی برات اورده بود
تا حالا انتظار کشید
آخرش هم تو رو ندید
ماهی رودست من سپرد
رسیدشو گرفت و برد
تا حالا دنبالت بودم
جویای احوالت بودم
تو رو که از اون دور دیدم
به دنبالت دویدم
از عجله ای که داشتم
ماهی رو جا گذاشتم
حالا اگر ماهی میخوای
باید به دنبالم بیای

میمونه گفت بله که میخوام
هر جا بری باهات میام
قدم زنان راه افتاد
دنبال روباه افتاد
تو کوه و جنگل و دشت
دنبال ماهی می گشت
کنار رودخونه رسید
تو سبزه ها ماهی رو دید
میمون خوب و زیبا
ماهی میخوای بفرما
روباه نازنینم
وایسا کنار ببینم
باز دهنم آب افتاد
دلم به تاپ تاپ افتاد
ماهی خوب و تازه
خدا وسیله سازه

جناب مرغ ماهی خوار
باز هم برام ماهی بیار
همچین که خواست جلو بره
ماهی رو از جاش برداره
با جیغ و داد و فریاد
توی تله گیر افتاد

آقا روباهه دوید جلو
ماهی رو بداشت ، د برو

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





چرا اینقد مسخره هست پخشش دانلود نداره هی قطع میشه
دوست عزیز قطع شدن هنگام پخش قصه متاسفانه مربوط به سرعت پایین اینترنت میباشد
خوب دانلد چرا نداره
به جهت حفظ مالکیت معنوی امکان دانلود قصه ها وجودنداره دوست عزیز
سلام سلام سلااااام …من این کتابو میخوام …نوستالوژی کودکیهامه ….
درود بر شما دوست عزیز ، متاسفانه در حال حاضر فروش کتاب نداریم
نوستالژی منم هست
فک نمیکردم کس دیگه هم اینو یادش باشه
پدرم وقتی ما 3&4 سالمون برامون میخوند… 33 سال پیش… یادش بخیر
چه عالی
سلام، چطور میتونم یک نسخه از این کتاب تهیه کنم؟
سام دوست عزیز ، متاسفانه ما در حال حاضر فروش کتاب نداریم
سلام. ممنون از داستان آموزنده ♥️🌹💐😀😘😍
سلام دوست عزیز و ممنون از نظر لطفتون
چه باحال بود 😘😘
عالیییییییی من خوشم اومد قصه روباه ناقلا خیلی قشنگ هست
ممنونم که نظرتو نوشتی دنیز جان
مورچه سخت کوش قشنگ هست من خودمداری بود وزیبا مورچه همیشه سخت کوش بود❤🌹💐😀😘😍
ممنونم از نظرت آرزوجان
چه برداشت خوبی داشتی عزیزم
سلام وقتتون بخیر عااااالی هست و عکس آن عااااالی بود
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی درسای عزیز
سلام خیلی مسخره بود دوسش داشتم
ممنون که نظرتو نوشتی پرلان جان
عالی عالی
دستتون درد نکنه
ممنون دوست عزیز
عالی بود من دوسش دارم
نوستالژی من بود
چه عالی
خوشحالم که دوست داشتی پونه جان
سلام چرا نمیشه فایل صوتی و دانلود کرد؟
سلام اماان دانلود در وبسایت وولک وجود نداره دوست عزیزم
سلام
من 46 سالمه سایت هشت ده ساله بودم این کتاب رو برای برادر کوچکترم خریدیم می خوندیم تقریبا الان تمامش رو حفظ بودم
یاد اون زمانها به خیر
سلام خیلی هم عالی
خیلی ممنون که نظرت رو با ما به اشتراک گذاشتی عزیزم
سلام داستان اگه مشخصات کتاب هم داشت خیلی خوب می شد
سلام دوست خوبم، خیلی ممنونم از پیشنهادت
قصه های وولک توسط نویسندگان عزیز تیم، خانم ها سارا عسگری و ترگل شیرعلیان تولید و منتشر میشن
اطلاعات تولید هر قصه رو میتونید در وولک پلاس مشاهده کنید
سلام، واقعا دستتون درد نکنه
این اولین کتابی بود که مامان مهربونم برام خریده بودن. با برادر کوچکم حفظ کرده بودیم و نمایشش رو با عروسکها توی خونه اجرا میکردیم هر روز.
سلام خواهش میکنم دوست عزیزم
خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی
سلام
من حدودا ۸سالم بود که این کتاب رو داشتم و میخوندم
الان ۴۰سالم هست و تقریبا بیشترش یادم مونده بود و برا پسرم میخوندم
امشب به سرم زد یه سرچ کنم ببینم چیزی ازش پیدا میکنم یا نه…
برام جالب و خوشایند بود که پیداش کردم و حالا نوشته ها و عکسهاش رو به پسرم نشون میدم..
ازش عکس گرفتم نشونش بدم
اشکالی نداره؟
قشنگه خاله صدف
این کتاب رو من دوره کودکی داشتم. خیلی دنبالش می گشتم.
نمیشه دوباره چاپ بشه؟ شعرش خیلی قشنگه.
❤️❤️