,

قصه صوتی کودکانه خرگوش مهربان

  توی یک دهکده که در نزدیکی یک جنگل پر درخت،که پر از حیوانات گوناگون بود ،خرگوشی زندگی می کرد به اسم خرگوش مهربان.آقا خرگوشه از اون حیوانات زبر و زرنگ بود که لحظه ای آروم نمی نشست و به همه حیوانات جنگل از موش گرفته تا شیر …
قصه جذاب و شنیدنی علی کوچولو گم شده
,

قصه صوتی کودکانه بچه ها ، علی کوچولو گم شده

    یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود ، یک علی کوچولو بود علی قشنگ ما ، مثل بعضی بچه ها نقاشی رو دوست می داشت گرچه اون کوچولو بود ، همیشه تو خونه بود اما کیف دلش می خواست یک کیف قشنگ میخواست تا همه مداداشو تا همه …
قصه جذاب و شنیدنی گربه ی زنگوله دار
,

قصه کودکانه گربه ی زنگوله دار

        چه سر و صدایی بود ، همه موش ها دور هم جمع شده بودن، این چیزی می گفت و اون چیزی می گفت ،موش پیر با صدای بلند گفت :" ساکت باشین،ما اینجا جمع شدیم تا راهی برای مبارزه با گربه ی سیاه پیدا کنی…
,

قصه کودکانه ماهی پرنده

    یکی بود یکی نبود در یک دریای بزرگ یک دریای گود یک ماهی کوچولوی رنگی با پدربزرگش زندگی می کرد.پدر بزرگ ماهی کوچولوی رنگی یه چاقوی خیلی تیز داشت.کار ماهی پدر بزرگ این بود که تمام روز توی دریا می گشت و با چاقوی خیلی ت…
,

قصه کودکانه دوستانی که همدیگه رو نشناختند

        یکی بود یکی نبود ، زیر درختی که کرم سفید روی آن زندگی می کرد،آبگیر کوچکی بود که با یک باریکه ی آب به رودخونه وصل می شد. رودخونه و ساحلش پر از حیوونای مختلف بود کهتمام روز این طرف و اون طرف می …
قصه جذاب و شنیدنی بابا برفی
,

قصه کودکانه بابا برفی

    آن سال زمستان ، زمستان سختی بود: درخت ها را سرما زده بود ،سبزیشان رفته بود ، مثل شاخ بز ، خشک و قهوه ای رنگ شده بودن. نه گل مونده بود و نه سبزه ، نه ریحون ، نه پونه و نه مرزه. آب هم از رفتن خسته شده بود و یخ…
قصه جذاب و شنیدنی خورشید خانم آفتاب کن
,

قصه کودکانه خورشید خانم آفتاب کن

    چند روز بود که هوا ابری بود و بارون می بارید.وقتی هم که بارون بند میومد ،باز هم هوا ابری بود و از خورشید خانم خبری نبود.     گلشید کوچولو دلش خیلی برای خورشید خانم تنگ شده بود.برای همین کنار پنجره رفت و آسمون رو نگاه کرد. آسمون…
,

قصه کودکانه یک کلاغ چهل کلاغ و بازی اشکنک داره…

      بازی اشکنک داره...   خرگوش و راسو و قورباغه با هم بازی میکردن ، موش کوچولو هم گوشه ای نشسته بود و داشت نگاهشون میکرد.خرگوش به اینطرف و آن طرف می دوید.راسو از درخت بالامی رفت. قورباغه هم جست وخی…