,

قصه صوتی آهوی گردن دراز

  یکی بود یکی نبود ،در سرزمینی دور دشت بزرگی بود  که آهو های زیادی در اون زندگی می کردن.دشت انقدر زیبا بود که هیچکس زیباتر از اون رو ندیده بود و انقدر آهو توی اون زندگی می کرد که هیچکس یادش نمیومد تا حالا اونهمه آهو یک جا …
قصه جذاب و شنیدنی اسب مغرور
,

قصه صوتی اسب مغرور

  یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود .با طلوع زیبای خورشید که بزرگی خدا رو در اون می شد دید ،روز در یک چمنزار سبزو قشنگ شروع شد،پرنده ها ی جور وا جور با آواز و پرواز و بقیه حیوانات با پاک کردن خواب از چشماشون روز رو شروع …
قصه جذاب و شنیدنی تنبل خان زرنگ می شود
,

قصه صوتی تنبل خان زرنگ می شود

  بچه های خوب و مهربونم حتما شما هم  تنبل خان رو می شناسین، چی؟ نمیشناسینش؟خب پس باید بهتون بگم تنبل خان بچه ایه که صبح ها خیلی دیر از خواب بیدار می شه و اصلا سحر خیز نیست،وقتی هم که از خواب بیدار می شه دست و صورتش رو نمی شوره…
قصه جذاب و شنیدنی چاروی بی دندان
,

قصه صوتی چاروی بی دندان

      یک روز صبح وقتی چارو از خواب بیدار شد ، یکی از دندوناش کمی خنده دار و بامزه به نظر می رسید.چارو فریاد زد :" مامان ، مامان ، یکی از دندونام احساس عجیب غریبی داره و من نمی دونم چرا اینجوری شده" مام…
قصه جذاب و شنیدنی بوژی ، سگ با وفا
,

قصه صوتی بوژی ، سگ با وفا

    امروز توی کلاس رینی داستان های جالب و بامزه ای گفته شد.  خانم معلم میخواست بدونه که کدوم یکی از بچه ها توی خونشون حیوون خونگی نگه داری میکنه، میتو گفت که اون یک گربه خونگی به اسم تونی داره. روپا گفت که اون توی مزر…
قصه جذاب و شنیدنی خرگوش سفید خال خالی
,

قصه صوتی خرگوش سفید خال خالی

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود توی یک جنگل زیبا و قشنگ زیر بوته های سبز و گل های سفید و قرمز و رنگ و وارنگ یه دونه خرگوش خال خالی بودش حال خیلی خوبی داشت یعنی حال و احوالش،عالی بود…
قصه جذاب و شنیدنی خرگوش باهوش و مامان زاغی
,

قصه صوتی کودکانه خرگوش باهوش و مامان زاغی

یکی بود یکی نبود توی یک بیشه بزرگ ، زیر یک درخت پیر ، آقا خرگوش باهوش یک خونه بزرگ و زیبا ساخته بود. یک روز صبح آقا خرگوشه مثل همیشه از خواب بیدار شد.تخت خوابش رو مرتب کرد و به کنار چشمه ی بیشه زار رفت. اون دست و صورتش رو …
قصه جذاب و شنیدنی شیر و موش
,

قصه صوتی کودکانه شیر و موش

یکی بود یکی نبود              زیر گنبد کبود غیر خدای مهربون            هیچکس دیگه ای نبود ای کودکان زیبا               ای غنچه ها ای گل ها در جنگلی پر از درخت        میون شاخه های سخت شیر بزرگ بیشه              رو عادت همیشه بعد شک…
قصه جذاب و شنیدنی بیا دوباره دوست باشیم
,

قصه صوتی کودکانه بیا دوباره دوست باشیم

  یکی بود یکی نبود ، در یک خونه زیبا و قشنگ یک خواهر برادر مهربون و خوش اخلاقی در کنار پدر و مادرشون زندگی می کردن. اسم برادر خانواده بابی بود و  خواهرش که از خود بابی کوچکتر بود اسمش سارا بود. سارا و بابی برای هم هم باز…