پرنده
داستان زیبای پرنده از این قراره که یه روز سوفیا تصمیم گرفت که با دوستش به پیاده روی برن.سوفیا یه ساندویچو یه سیب گذاشت داخل کیفشو کلاهشم برداشت گذاشت روی سرش.بعد دست دوستشو گرفتو با هم به سمت جنگل رفتن .داشتن تو راه میرفتن که ناگهان باد تندی شروع به وزیدن کرد، جوری که […]

