قصه جذاب و شنیدنی آرزوی قورباغه کوچولو
,

قصه تصویری آرزوی قورباغه کوچولو

  یکی بود یکی نبود ، در یک جنگل سر سبز و قشنگ قورباغه کوچولویی نزدیک یه برکه زندگی میکرد. قورباغه کوچولو عاشق دیدن ستاره ها بود. اون هر شب وقتی ستاره ها تو آسمون شروع به چشمک زدن میکردن کنار برکه مینشستو به ستاره ها نگا…
قصه جذاب و شنیدنی لارا ،کفشدوزک زرد
,

قصه تصویری لارا، کفشدوزک زرد

یکی بود یکی نبود ، توی یک جنگل سرسبز و قشنگ که پر از گلهای زیبا و رنگارنگ بود یه کفشدورک کوچولو با پدر ومادرش زندگی میکرد. اسم این کفشدوزک کوچولو لارا بود ، لارا خانم خیلی مهربون و دوست داشتنی بود و همیشه خندون و خوشرو بود و همه اونو دوستش داشتن.…
قصه جذاب و شنیدنی قوهای وحشی
,

قوهای وحشی

روزی روزگاری در سرزمینی دور، شاه و ملکه ای بودند که یازده پسر و یک دختر داشتند. این خانواده زندگی خوش و راحتی داشتند. بچه ها در ناز و نعمت زندگی می کردند. اما روزی رسید که خوشی و راحتی آنها تمام شد. مادر بچه ها از دنیا رفت و آنها تنه…
قصه جذاب وشنیدنی روباه هندونه فروش
,

روباه هندونه فروش

  یکی بود یکی نبود در یک جنگل سرسبز وبزرگ که پر از درخت های بلند و چمن های تازه بود حیوونای زیادی در کنار هم با خوبی و خوشی زندگی میکردن . توی این جنگل هر کدوم از حیوونا به یه کاری مشغول بودن . خانم خرگوشه کلوچه و نونهای خوشمزه…
قصه جذاب و شنیدنی دوستی موش وکلاغ و لاک پشت وآهو
,

دوستی موش و کلاغ ، آهو و لاک پشت

روزی بود و روزگاری بود. داستان دوستی موش و کلاغ ، آهو و لاک پشت از این قراره که  یک روز یک کلاغ سیاه در حال پرواز و گردش به صحرای سرسبز و خوش منظره ای رسید و برای رفع خستگی برشاخه درختی نشست و همینطور که از چپ و راست تماشا میکرد یک شکارچی…
قصه جذاب و شنیدنی خروس بیمار
,

خروس بیمار

یکی بود یکی نبود. داستان خروس بیمار از این قراره که توی یک مزرعه قشنگ و زیبا، دختری به نام مگی با پدر ومادرش زندگی می کرد.مگی حیوونای مزرعه رو خیلی دوست داشت و هر روز به اونا سر میزد و باهاشون بازی میکرد. توی اون مزرعه قشنگ یه خروس زیبا …
قصه جذاب و شنیدنی فیلی در خانه ما
,

فیلی در خانه ما

      یکی بود یکی نبود داستان فیلی در خانه ما از این قراره که  یه دختر کوچولویی بود که اسمش بوتوم بود ، بوتوم با مامان وباباش توی یک مزرعه سرسبزو قشنگ زندگی میکرد . اون به مامانو باباش تو کارهای مزرعه خیلی …
قصه جذاب و شنیدنی پرنده طلایی
,

پرنده طلایی

      روزی بود و روزگاری بود، داستان پرنده طلایی از این قراره که در زمان های بسیار دور در سرزمینی بزرگ پادشاهی حکمرانی میکرد . پادشاه خیلی به کشور گشایی علاقه داشت و همش دلش میخواست که حاکم کل دنیا بشه. اون بی…
,

قصه تصویری خرگوشک برنده

روزی روزگاری یه خرگوش کوچولو بود که با مامان و باباش توی یک جنگل سرسبز و قشنگ زندگی میکرد ،قبل از این ، خرگوشک و مامانو باباش تو یه جنگل دیگه زندگی میکردن وخرگوشک اونجا مدرسه میرفت . اما بچه ها یه روز یه عده آدمی که برای تفریح به جنگل…
قصه جذاب و شنیدنی سه گاو
,

سه گاو

  یکی بود و یکی نبود روزی روزگاری سه گاو که با هم دوست بودن در یک چراگاه سرسبز و تازه در نزدیکی یک جنگل بزرگ زندگی می کردن. یکی از گاوا سفید بود ، یکی دیگشون سیاه و اون یکی هم قهوه ای بود. گاوها با هم خیلی مهربان بودن. اونه…