
داستان کودکانه شیر خجالتی
یکی بود یکی نبود . توی یک جنگل سرسبز و بزرگ که پر از حیوون جور واجور و کوچیک و بزرگ بود یک بچه شیری زندگی می کرد به اسم لیو. همونطور که می دونید شیرها جز قویترین حیوانات جنگلند و بهشون میگن سلطان جنگل.…

قصه صوتی فیل کوچولوی کم طاقت
روزی روزگاری توی یک بیشه زار بزگ و سر سبز، نزدیک برکه یک فیل کوچولو به اسم جانبو زندگی می کرد.
جامبو صبر و حوصله کمی داشت و خیلی زود از انجام دادن کارها حوصله اش سر می رفت و اون کار رو …

قصه صوتی بهترین هدیه تولد
قصه امروزمون در مورد یک آقا پسر 5 ساله به اسم مانی هست. مانی هم مثل خیلی از شما بچه های گلم عاشق روز تولدش بود و همیشه با اشتیاق از مامانش می پرسید که چقدر تا روز تولدش مونده، آخه اون خیلی جشن و شادی، کیک خو…

قصه کودکانه انسانها هم می توانند پرواز کنند
روزی روزگاری یک جنگل سرسبز و زیبا بود که پر از درختان سرو و صنوبر بود. روی یکی از درختان بلند و تنومند سرو لونه ای بود که توش چند تا قناری کوچولو به رنگهای زرد و صورتی و آبی همراه مامان و باباشون زندگی …

داستان کودکانه میمون بازیگوش
یک روز توی جنگل سرسبز و قشنگ قصه ی ما ، لاکی لاکپشته میمون بازیگوش رو دید که داره آروم آروم راه می ره. لاکی ازش پرسید :" چی شده میمون بازیگوش؟ چرا داری مثل لاک پشتا آروم و آهسته راه می ری؟ اگه یه دفعه سر و ک…

قصه صوتی مهربانی پاندا
روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ و سرسبز یک پاندای خیلی مهربون و خوش قلبی در کنار حیوانات دیگه ی جنگل زندگی می کرد. پاندای مهربون از هر راهی که میتونست به حیوانات جنگل کمک می کرد و از همه یچیز هایی که بلد بود استفاد…

قصه کودکانه صداقت جبران می کنه
روزی روزگاری در یک جنگل زیبا و قشنگ یک بوفالوی جوانی به اسم دنی زندگی می کرد.بچه ها دنی یک بوفالوی عصبانی و خشمگین بود.اون حتی از کوچکترین مسائل و جزئی ترین موضوعات هم عصبانی می شد و وقتی این کار رو می کرد روز همه ی حی…

داستان کودکانه سیل در جنگل
روزی روزگاری توی یک جنگل سرسبز و قشنگ کلی حیوون کوچیک و بزرگ کنار هم زندگی می کردند. جنگل قصه ما درست مثل جنگل های شمال کشورمون ایران همیشه بارونی بود .
اون روز هم بعد از چند روز بارندگی زیاد ، تازه ب…

قصه صوتی چتر رنگارنگ
یکی بود یکی نبود ، توی جنگل سرسبز و قشنگ قصه ی ما ، که حیوانات زیادی در کنار هم زندگی می کردن ، فصل تابستون از راه رسیده بود و هوا گرم شده بود.توی یکی از همین روزهای گرم و آفتابی تابستون موش موشک با چتر زیبا و رنگ…

قصه کودکانه ماه و خورشید
قصه ما در مورد پسر کوچولویی به اسم رادین هست که عاشق آسمون و ستاره ها و منظومه شمسی هست. رادین همیشه شبها به آسمون نگاه می کنه و ماه و ستاره ها رو با دقت تماشا می کنه و برای خودش کلی رویاپردازی می کنه. م…

