,

قصه کارتونی تک شاخ جادویی

روزی روزگاری توی شهر کوچیکی تو اسپانیا کشاورزی زندگی می کرد که سه تا پسر داشت. آلبرتو، دومنیک و پدرو. پدر دیگه پیر شده بود و کار کردن براش سخت شده بود برای همین یه روز پسراشو صدا کرد. پدر: "پس اندازم تقریبا دیگه تموم شده چون فصل خشکی …
قصه جذاب و شنیدنی وقتی آهو کوچولو درس نمیخوند
,

داستان کودکانه وقتی آهو کوچولو درس نمیخوند

  توی یک دشت بزرگ و سرسبز آهو کوچولوی بازیگوش و تیزپایی زندگی می کرد. اون خیلی سریع میدوید و مثل باد از این طرف دشت به اون طرف می رفت. آهو کوچولو ولی علاقه ای به درس خوندن نداشت. مامان و بابای آهو همیشه ازش می خواستند که د…
,

قصه کارتونی پنج نخود

روزی روزگاری پنج تا نخود کوچولو تو یه غلاف کنار هم زندگی می کردن. هر کدوم از اونها یه شکل بودند اما باز هم کنار هم زندگی می کردن چون غلاف نخود هنوز بسته بود. اونا اونقدر کوچولو بودن که تحمل نور خورشید رو نداشتن. تمام روزو می خوابیدن ا…
قصه جذاب و شنیدنی مسابقه جنجالی
,

قصه کودکانه مسابقه ی جنجالی

        یک روز توی جنگل قصه ها آهو و خرس و روباه در نزدیکی دریاچه ایستاده بودند و به خونه خرابه و فرسوده ای که اون طرف دریاچه بود نگاه می کردند. آهو گفت:" به نظرم اون خونه خیلی عجیب و غریب و ترسنا…
قصه جذاب و شنیدنی پیروزی کوکو
,

قصه صوتی کودکانه پیروزی کوکو

        جنگل قصه ی ما امسال دچار خشکسالی و کم آبی شده بود بچه ها جون و همین باعث شد که بیشتر پرنده ها و حیوانات خونه های خودشونو ترک بکنن و برای ساختن خونه های جدید به جنگل های دیگه سفر کنن.کوکو هم ک…
قصه جذاب و شنیدنی دختر شجاع
,

داستان کودکانه دختر شجاع

      توی یک روستای سرسبز و خوش آب و هوا خواهر و برادری زندگی می کردند به نام عسل و علی . اونها هر روز صبح زود از خواب بیدار می شدند و به مدرسه شون که اون طرف رودخانه بود می رفتند. علی کلاس سوم بود و عسل تازه به ک…
قصه جذاب و شنیدنی دوستی واقعی
,

قصه صوتی کودکانه دوستی واقعی

      یکی بود یکی نبود ، بچه ها جونم میمون بازیگوش و جینجر سنجابه که توی جنگل زندگی می کردن دوستهای خیلی خوبی برای همدیگه بودن و همیشه هوای همو داشتن.اما شغال بدجنس به دوستی اونا حسادت میکرد و چشم دیدنشون رو نداشت…
قصه جذاب و شنیدنی نقشه موشی برای فرار
,

قصه کودکانه نقشه موشی برای فرار

      یکی بود یکی نبود یک موش کوچولویی بود به اسم موسو که همراه مادرش توی سوراخی داخل یک درخت بزرگ انبه زندگی میکرد. موسو خیلی بازیگوش بود و کارهاش رو با بی دقتی و حواس پرتی انجام می داد. به همین خاطر مامان موشه …
قصه جذاب و شنیدنی درسی که کلاغ گرفت
,

داستان کودکانه درسی که کلاغ گرفت

      یکی بود یکی نبود توی یک شهر بزرگ توی یک محله شلوغ و پر از مغازه بالای یک درخت چنار بلند دو تا کلاغ زندگی می کردند به اسمهای کوکو و کیکی.. کلاغ کوکو عادت داشت که به سراغ مغازه ها بره و از خوراکی ها و غ…
,

قصه کارتونی مهربانی هزینه ندارد

روزی روزگاری توی دهکده کوچیکی به اسم لانکار کوزه گری به اسم هاری با همسر و پسرش زندگی میکرد. هاری مرد راستگو و درستکاری بود و دوست داشتن کوزه های زیبا و قشنگی درست کنه. کارگاهش پر از کوزه و گلدان هایی به رنگ ها و شکل ها و اندازه های …