داستان کودکانه خرس شکمو به دردسر می افتد
روزی روزگاری توی جنگل قصه ها کنار دشت سرسبز ، خانواده خرسی ها زندگی می کردند. کوچکترین عضو خانواده خرسی ها یک خرس تپل و پشمالو بود به اسم جیلی . جیلی عاشق بازی کردن و قل خوردن توی چمن ها و همچنین عاشق غذا خوردن بود. جیلی خیلی پراشتها بود و نمی تونست […]

