4.1/5 - (474 امتیاز)

یکی بود یکی نبود مینا خانم معلم شهر قصه ی ما بود ،مینای معلم هر هفته یه روز را بجای رفتن به کلاس بچه ها را به گردش علمی میبرد و اون ها را با طبیعت و خیلی چیزای دیگه آشنا می کرد مثلا یه روز اونها رو به پیاده روی توی جنگل میبرد، یه روز به دیدن اماکن تاریخی ، اون روز خانم معلم تصمیم گرفت بچه ها را به باغ وحش ببره بعد از اینکه همگی توی حیاط مدرسه جمع شدند مینی بوس مدرسه رسید ، اونها یکی یکی سوار مینی بوس شدند، و حسن آقای راننده راه افتاد، رفتند و رفتند تا به باغ وحش رسیدند ، خانم معلم برای همه بلیط گرفت و بلند گفت:«بچه ها مواظب باشید گم نشید و کنار همدیگه حرکت کنید.» بچه ها هم مواظب بودند. وقتی به قفس حیوونها رسیدند همه ی بچه ها خیلی هیجان زده و متعجب نگاه می کردند اونجا حیوونهای زیادی بودند مثل شیر، ببر، زرافه ، میمون ، گرگ ، تمساح، عقاب، جغد، مار

اول از همه رفتند جلوی قفس شیر ها وببر ها، اونها خیلی با ابهت بودند، شیر ناگهان یه قرش کرد همه ی بچه ها حسابی ترسیدند و جیغ کشیدند .خانم معلم گفت:«نترسید بچه ها، اون داره به شما خوش آمد میگه، خوشحاله که برای دیدنش رفتید، داره قدرتشو به شما نشون میده.» بچه ها هم وقتی فهمیدن الکی ترسیدن همه زدن زیر خنده. بعد هم ببر ها و پلنگا رو دیدند شایان کوچولو گفت:« پلنگا چه قدر شبیه گربه ی من لوسی هستند فقط خیلی بزرگترند.»

مینا خانم معلم گفت:« بله پلنگها و ببرها از گونه ی گربه سانان هستند یعنی شبیه گربه ها هستند، ولی مثل گربه ها اهلی نیستند.»

بعد رسیدن به قفس مارها یه مار بزرگ یه گوشه جمع شده بود اون دهنشو باز کرد و یه تیکه گوشت بزرگ که براش گذاشته بودند بلعید . بچه ها تعجب کرده بودند بهار کوچولو گفت:« خانم معلم چرا مارها غذاشونو نمیجوند درسته قورت میدن .خفه نمیشن؟» خانم معلم گفت:« نه بچه ها مارها طعمشونو با دندون نیش زهر دارشون شکار میکنند و بعد اونو درسته قورت میدن.»

دیگه نوبت دیدن میمونها بود ،میمون ها دایم با همدیگه بازی میکردند و جیغ میکشیدند بچه ها برای میمون ها موز آورده بودند اونها موز از دست بچه ها گرفتند و بالای شاخه ی درخت رفتند و موزشون را خوردند بعد هم دست زدند و با این علامت از بچه ها تشکر کردند اونها حیوونات خیلی باهوشی هستند ، تو همین حین یه میمون یواشکی کلید ماشین حسن آقای راننده را که از جیب شلوارش آویزون بود برداشت و سریع دوید بالای درخت. حسن آقا داد زد:« ای میمون شیطون کلید منو پس بده.»

بچه ها هم شروع کردن خندیدن  هر چه قدر حسن آقای راننده از میمون خواهش کرد ولی نه اون اصلا پایین نیومد، مینا خانم معلم گفت:« من یه پیشنهادی دارم حسن آقا، بهتره که یه موز بهش بدی و در عوض کلیدتونو پس بگیری.» حسن آقا هم گفت: «بله پیشنهاد خوبیه میمون ها عاشق موز هستند حتما موز به کلید من ترجیح میده.»

بعد هم موز را داخل قفس گذاشت میمون کوچولو هم پرید و موز را برداشت و کلید رو گذاشت و رفت.» دیگه داشت غروب میشد . مینا خانم معلم گفت، دیگه بسه بچه ها باید سوار مینی بوس بشیم و برگردیم ، اونها یکی یکی سوار شدند بعد هم حسن آقای راننده بچه ها را به خونه هاشون رسوند، بعد هم ، مینا خانم معلم را به خونش رسوند . مینا خانم که خیلی خسته شده بود برای خودش یه چایی ریخت و پیش خودش گفت :«امیدوارم امروز بچه ها حیوون ها را خوب شناخته باشند.»

بچه ها معلم ها وظیفه آموزش به بچه ها را دارند ،به هر کسی که به ما چیز جدید و با ارزشی یاد بده معلم میگیم مثل ورزش های مختلف شنا بسکتبال فوتبال و یا هنرهایی مثل نقاشی و در نهایت کتابهای درسی، معلم های مدرسه خیلی دلسوز و مهربان هستند و شما باید با دقت به حرف های معلمتون گوش دهید، اونها به شما یاد میدهند که چه طوری زندگی بهتری داشته باشید و آدم های خوبی باشید اونها به شما کمک میکنند که استعداد های خودتون را بشناسید و  در آینده از اونها استفاده کنید . اگر در مدرسه خوب درس بخونید وقتی بزرگتر شدید میتونید شغل دلخواه خودتون را انتخاب کنید مثلا اگر میخواهید خلبان و یا پزشک و یا حتی یک آشپز خوب بشید باید به حرف های معلم گوش دهید، و خیلی خوب درس بخوانید، و اگر چیزی را بلد نیستید از معلمتون بخواهید که شما را راهنمایی کند. شما باید به معلمتان احترام بگذارید چون آنها همیشه موفقیت بچه ها را میخواهند.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

309 پاسخ
  1. غزل
    غزل می گوید:

    خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ممنون ❤️

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خیلی خوشحالم که با ما همراهی کیان عزیز
      کیان جان ما هر روز قصه جدید براتون تو اپلیکیشن وولک میذاریم

      پاسخ
  2. 💜🤍🖤ترنم
    💜🤍🖤ترنم می گوید:

    عالی. عالی عالی بود خیلی. قشنگ بود💜💙🖤🤍💛🧡❤💚💜💙💚❤🧡💛🤍🖤💚💚❤💛💜💚💜🤍🖤🧡💛💙🧡🎈💐🌻🌹🌼🥀🌷🌺🌸🥀>_<

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام دوست عزیز، خیلی ممنونم از لطفتون
      منم امیدوارم شما شما همراهان عزیز رو برای وولک حفظ کنه

      پاسخ
  3. لایونارا
    لایونارا می گوید:

    خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بد بود🤮🤢

    پاسخ
  4. کیارش رادی کلاس سوم
    کیارش رادی کلاس سوم می گوید:

    خوب بود اگر تصاویری یا عکس داشت عالی میشد 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🐵🐒🦁🐅🐆🐯😁😊😎🤗😇🤠

    پاسخ
  5. کیان ۵ساله از تهران
    کیان ۵ساله از تهران می گوید:

    من این قصه رو خیلی دوست داشتم
    این قصه باعث شد حیونارو خوب بشناسم🦭🦭🐍🦎🦍🦧🦧🦭🦞🦐🦑🐙🐢🐍🦕🦖🦥🐈‍⬛🐕🦌🦒🦤🦢🐓🦤🐕‍🦺🦭❤️❤️❤️❤️🦭🦭🦭🦭🦭🦭🦭❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    پاسخ
  6. آینازحسین نازنین زهرا 🧡🧡🍃🍃🍃🍂🦄🦄🦄🦄🍂🍂😂
    آینازحسین نازنین زهرا 🧡🧡🍃🍃🍃🍂🦄🦄🦄🦄🍂🍂😂 می گوید:

    مادر من معلم است و امروز به مدرسه رفت 🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️😊😊😊😊😊😊😊😊😫🙏🙏🙏

    پاسخ
    • آینازحسین نازنین زهرا 🧡🧡🍃🍃🍃🍂🦄🦄🦄🦄🍂🍂😂
      آینازحسین نازنین زهرا 🧡🧡🍃🍃🍃🍂🦄🦄🦄🦄🍂🍂😂 می گوید:

      ششمین دوره بود گوش دادم
      عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی بود تشکر از لطف شما
      انشاالله که همیشه سلامت باشید
      خاله جون جونی😊😊😊😘😘😘😍😍😍😍😍💅💜💜💜🧡💜🧡💜🧡💜🧡💜🧡💜🧡🧡❤💙❤💙❤💙❤💙❤❤💙❤💙❤💙💖💕😘😘

      پاسخ
  7. 💛🧡❤نفس شعبانی کاربر وولک
    💛🧡❤نفس شعبانی کاربر وولک می گوید:

    سلام من نفس هستم نظر خواهرم را می خواهم بگم میگه ممنون خاله صدف برای این همه زحمت دستتان درد نکنه👩👧
    من و خواهر کوچولوم💘💘

    پاسخ
  8. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    خیلی جالب و آموزنده بود 🤩🤩💜😍

    خیلی ممنون از نویسنده که این داستان جالب و آموزنده رو برای بچه ها نوشتند🥰🥰

    ممنووووون❤🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍

    پاسخ
  9. 💛🧡❤نفس شعبانی کاربر وولک مدرسه ی حضرت رقیه (ص) ☆
    💛🧡❤نفس شعبانی کاربر وولک مدرسه ی حضرت رقیه (ص) ☆ می گوید:

    ممنون از شما که قصه دیدنی وشنیدنی میزارید انشالله که بتونید کارتون رو خوب انجام بدین و برای ما قصه های بیشتر بزاری از شغل ها، قصه های تصویری، و همشون سلامت باشید عزیزان شب شما بخیر.

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      نفس عزیزم، خیلی ممنونم از نظر قشنگ و پرانرژیت
      شب توهم بخیر دوست نازنینم

      پاسخ
  10. پرنیان
    پرنیان می گوید:

    سلام به خاله صدف ممنونم به خاطر قصه ی زیبا من دوست دارم معلم شوم انشاالله همیشه سلامت باشید

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام پرنیان عزیز
      خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی و با ما همراهی عزیزم
      چه عالی، معلمی خیلی حرفه قشنگ و جذابی هست عزیزم، موفق باشی

      پاسخ
  11. آیهان کریمی
    آیهان کریمی می گوید:

    خیلی عالی بود من آیهان کریمی هستم از تبریز سوم میخوانم عید مبارک شب بخیر دوستان دارم

    پاسخ
  12. حسنا
    حسنا می گوید:

    سلام خاله صدف خیلی خیلی ممنونم برای این داستان زیبا و دوست داشتنی مرسی که داستان های زیبا میزارید

    پاسخ
  13. آرنوشا قربانی
    آرنوشا قربانی می گوید:

    سلام به نظرم خیلی خیلی خوب بود ولی یکم بد بود که تصویر نداشت ولی بازم خیلی عالی بود ممنون که این داستان راگفتید

    پاسخ
  14. 🍉🍉🍉🍉🍉🍉🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈
    🍉🍉🍉🍉🍉🍉🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈 می گوید:

    🐒🐅🦁🙂💜💙💌❣❤🧡💛💚💕💞💓💗💖💝💘🐯🦒🐍

    پاسخ
  15. اسراء نواصری از اهواز
    اسراء نواصری از اهواز می گوید:

    💙🤍💛🧡❤💚سلام عااالی بود💜💙💚❤🧡💚دخترم خیلی دوست داشت..💚❤💛دست گلتون درد نکنه.💜سپاس فراوان💚💜🤍🧡💛💙🧡
    پاسخ

    پاسخ
  16. بنیامین سبیلان
    بنیامین سبیلان می گوید:

    بسیار عالی بود 😇😇😇😇😇😇😇😆😅❤️❤️❤️❤️❤️💙💙🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵🤎🖤🩶💛💛💛💚

    پاسخ
  17. شایان
    شایان می گوید:

    حیوانات خیلی خوبن گردش خیلی کیف میده و معلما خیلی چیزا بهمون یاد میدن🙉🍌🐻🍯🍬😋🍭😋😎🤩👩‍🏫👨‍🏫👩‍🎓👨‍🎓👼🧞‍♀️🧟‍♂️🧟‍♀️🙋‍♂️🏍👨‍👩‍👦‍👦🚵‍♂️⛹️‍♂️👌💔💌👄💍🧥👖🎒👑🎩🎎🎏🎾⚽️🎮🎭🌏🏘🏛🌋

    پاسخ
  18. بنیامین سبیلان ۷ ساله از ارومیه
    بنیامین سبیلان ۷ ساله از ارومیه می گوید:

    بهترین قصه ی تو عمرم بود 🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇦🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇧🇷🇦🇪🇦🇪🇦🇪🇪🇭🇪🇭🇮🇱🇯🇵🇱🇷🏴󠁧󠁢󠁷󠁬󠁳󠁿🇹🇯🇹🇯🇹🇯🇹🇯🇹🇯🇹🇯🇹🇯🇹🇯🇹🇯🇳🇮🇳🇮🇳🇮🇳🇮🇱🇸🇱🇸🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇱🇮🇱🇮🇱🇮🇱🇮🇱🇮🇴🇮🇶

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      چه عالی، خیلی خوشحالم که با ما همراهی عزیزم
      قصه های جدید رو میتونی در وولک پلاس دنبال کنی دوست من

      پاسخ
  19. مهرسا
    مهرسا می گوید:

    خیلی قصه هاتون قشنگه💝
    منم دوست دارم معلم بشم 👩🏻‍🦰
    ممنون از قصه های قشنگتون🥰😍💖💝💌💓💞💕❣️💟

    پاسخ
  20. 💖😄هلنا حسنی
    💖😄هلنا حسنی می گوید:

    خیلی این داستان را دوست داشتم. 🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🍨🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎😍🦄🦄💎💎💎💎💎😍😍🌈☃️🌈🌈☃️🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛😆🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛🌛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😁😁💕😁💕😁💕😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😇😇😇😇😇😇😇😇😇😇😇😇😇👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑👑🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨🍨👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍💕👍💕👍👍👍👍☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☺️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️☃️⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐💕💕🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛😛🌟🌈🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😂😍💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❄️

    پاسخ
  21. ال آی
    ال آی می گوید:

    سلام
    دختر من می خواد معلم هنر باشه
    و ممنون بابت قصه
    خاله صدف میشه شما شماره تون رو بدین

    پاسخ
  22. نفس عزیزی
    نفس عزیزی می گوید:

    ❤❤❤❤❤🧡🧡🧡🧡🧡🧡💛💛💛💛💛💛💛💚💚💚💚💚💙💙💙💙💙💙💜💜💜💜💜🖤🖤🖤🖤

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *