آقا موش شکمو
یکی بود یکی نبود روزی بود و روزگاری بود تو یه آبادی که همه با خوبی وخوشی کنار هم زندگی میکردن آقا موش شکمویی هم لونه داشت . این آقا موشه موشی بود شکمو . هر چی میخورد سیر نمیشد . یه روز خیلی گرسنش شد ، هر چی گشت چیزی برای خوردن پیدا نکرد […]

