
قصه تصویری بیا پیش من بمون لاکی
یکی بود یکی نبود ، توی یه جنگل سرسبز و قشنگ یه لاک پشت کوچولوبه اسم لاکی با مامان و باباش زندگی میکرد ، خونه لاکی لاک پشته توی برکه بود ، اون هر روز صبح که ازخواب بیدار میشد کلی آب تنی و بازی میکرد، بهترین دوست لاکی ،…

مورچه کوچولوی کتاب خوان
یکی بود یکی نبود، توی یک شهر زیبا و قشنگ یه مورچه کوچولو بود که با مامان و باباش تو لونه کوچیک و مرتبشون زندگی میکردن ، مورچه کوچولوی قصه ما عاشق کتاب خوندن بود و هیچ کاری رو به اندازه کتاب خوندن و مطالعه کردن…

آقا افشین نجات غریق
یکی بود یکی نبود. آقا امیر مزرعهدار به همراه خانواده برای چند روز راهی سفر شده بودن. اونها به یکی از شهرهای خوش آب و هوای شمال سفر کرده بودن. یک روز از روزهای سفر، طبق برنامهای که از قبل داشتن آقا امیر مزرعهدار چادر م…

قصه تصویری سنجاب کوچولو شکمو نیست
.h_iframe-aparat_embed_frame{position:relative;}.h_iframe-aparat_embed_frame .ratio{display:block;width:100%;height:auto;}.h_iframe-aparat_embed_frame iframe{position:absolute;top:0;left:0;width:100%;height:100%;}
یکی بو…

آقا ایمان مکانیک
یکی بود یکی نبود. یک روز لیلا خانم دکتر با حسن آقای راننده تماس گرفت و گفت که برای رفتن به سمینار پزشکی که چند روز دیگه برگزار میشه به کمک حسن آقای راننده احتیاج داره که بره دنبالش و اون رو به سمینار برسونه. حسن آقای راننده…

کی از همه قشنگ تره
یکی بود یکی نبود فصل بهار بود و جنگل قصه ما ازهمیشه زیباتر و سرسبز تر بود.یک روز صبح خرگوش کوچولو مثل همیشه از خواب بیدار شد و بعد از شستن دست و صورتشو خوردن صبحانش راهی جنگل شد، اون هر روز صبح برای قدم زدن و ورزش کردن به جنگل میرف…

کلاغ و روباه
یکی بود یکی نبود. توی یک جنگل سرسبز، کلاغی زندگی می کرد که عاشق پنیر بود. یک روز وقتی که کلاغ داشت توی آسمون پرواز می کرد، یک قالب پنیر دید. کلاغ که خیلی پنیر دوست داشت، اون قالب پنیر رو خیلی سریع با نو…

آقا میلاد دندانپزشک
یکی بود یکی نبود. آرتین و آوَش بچههای دوقلوی آقا صادق لولهکش بودن که هر روز بعد از انجام تکالیف مدرسه با هم دیگه توی حیاط خونهشون بازی میکردن. یکی از همین روزها که طبق معمول به حیاط رفته بودن و مشغول بازی با دوچرخههاش…

آقا پیام عکاس
یکی بود یکی نبود. مینا خانم معلم به بچههای مدرسه گفت که تصمیم داره توی این هفته اونها رو برای گردش علمی به یک موزهی تاریخی ببره. بچهها هم به پدر و مادرهاشون اطلاع دادن که با ارسال پیامهایی برای مینا خانم معلم …

قصه تصویری میتی لاک پشته و درخت نارگیل
یکی بود یکی نبود ، در یک جنگل سرسبز و قشنگ یه خانم لاک پشته زندگی میکرد به اسم میتی. یک صبح دوست داشتنی کنار رودخونه زیبای جنگل خانم میتی زیر درخت نارگیل از خواب بیدار شد. میتی لاک پشته هر روز صبح که از خوا…

