قصه جذاب و شنیدنی میمون شیطون
,

میمون شیطون

      یکی بود یکی نبود در یک جنگل سرسبز و زیبا و قشنگ گروهی از میمون ها با هم زندگی می کردن. جنگل بسیار بزرگ و پر دار و درخت بود بچه ها. درختان موز زیادی در جنگل بود که همیشه میوه داشتن و میمون ها هیچوقت نگران غذ…
قصه جذاب و شنیدنی پروانه نه چندان رنگارنگ
,

پروانه نه چندان رنگارنگ

      یکی بود یکی نبود روزی روزگاری توی یک دشت سرسبز و قشنگ یه پروانه کوچولوی نه چندان رنگارنگ به اسم سانی زندگی میکرد.سانی از همون اول پروانه نبود بچه ها ،اون در ابتدا یه کرم ابریشم سبز و زیبایی بود که دقیقا مثل نخود…
قصه جذاب و شنیدنی پیک نیک در جنگل
,

پیک نیک در جنگل

      یکی بود یکی نبود در یک جنگل بزرگ و زیبا که پر از درختا و گلهای رنگارنگ بود حیوونای زیادی کنار هم زندگی میکردن. در یکی از روزهای آفتابی، میمون، فیل، هشت پا و توکا تصمیم گرفتن که برای اردو به وسط جنگل بر…
قصه جذاب و شنیدنی پیتر خرگوشه(قسمت دوم)
,

پیتر خرگوشه(قسمت دوم)

  پیتر بعد از اینکه دید آقای مک دنبالش نمیگرده خیالش راحت شد و یه گوشه نشست تا استراحت کنه، اون نفس نفس میزد و ازترس داشت میلرزید. اون اصلا نمیدونست کدوم طرفی باید بره و راه رو گم کرده بود.همچنین پیتر به خاطر نشستن تو آب پاش پر از …
قصه جذاب و شنیدنی پیتر خرگوشه ( قسمت اول )
,

پیتر خرگوشه( قسمت اول )

      یکی بود یکی نبود روزی روزگاری در یک جنگل سرسبز و بزرگ چهار تا خرگوش کوچولوی بامزه به نام های فلاپسی ، ماپسی ،دم پنبه ای و پیتر زندگی میکردن. این چهارتا خرگوش کوچولو به همراه مادرشون در کنار یک ساحل شنی و پایی…
قصه جذاب و شنیدنی چارلی شکمو
,

چارلی شکمو

    یکی بود یکی نبود روزی روزگاری موش شکمویی بود به اسم چارلی.چارلی به محض اینکه غذاش رو داخل قفس‌اش میذاشتن همه‌ی اون رو یک‌دفعه میخورد و تموم میکرد و بعد هم بینی کوچیک‌اش رو از لابلای قفس بیرون می‌آورد تا شاید چیز د…
قصه جذاب و شنیدنی هدیه ای برای مامان
,

قصه تصویری هدیه ای برای مامان

      یکی بود یکی نبود ، تو جنگل سرسبز قصه ما امروز تولد مامان دونا بود.دونا یک هدیه فوق العاده و عالی برای مامانش تهیه کرده بود. اون خودش به تنهایی این هدیه رو برای مادرش خریده بود و حالا داشت با کاغذ کادو و…
قصه جذاب و شنیدنی زرافه کوچولو و خورشید
,

زرافه کوچولو و خورشید

یکی بود یکی نبود، توی یک مزرعه سرسبز و قشنگ یه بچه زرافه با مامانش توی یک خونه کوچولو و زیبا با همدیگه زندگی میکردن.   زرافه کوچولو مامانش رو خیلی دوست داشت ،   اون توی کارای خونه به مامان زرافه خیلی کمک م…
قصه تصویری و جذاب کلاغ بخشنده
,

قصه تصویری کلاغ بخشنده

  یکی بود یکی نبود ، یک روز صبح زود توی یک جنگل زیبا و قشنگ کاژ کلاغ توی لونش از خواب بیدار شد و به دور و اطرافش نگاه کرد. کسل شد. کاژ صداشو صاف کرد و چندباری قار قار کرد.چقدر خسته کننده بود. بعد ناگهان کاژ گوشهاشو تیز کرد،بل…