,

بهترین داستان صوتی کودکانه رایگان

بهترین داستان صوتی کودکانه رایگان شما ممکن است در حال حاضر عاشق پادکست باشید ، اما آیا فکر کرده اید که فرزندانتان خود را نیز به تفریح پادکست ​​سرگرم کنید؟ داستان صوتی کودکانه رایگان یک روش عالی برای کمک به کاهش زمان مطالعه بچه های خود و جلب…
قصه جذاب و شنیدنی اکبر آقای نانوا
,

اکبر آقای نانوا

یکی بود یکی نبود داستان اکبر آقای نانوا از این قراره که  توی یه روستای سرسبز و قشنگ که پر از دار و درخت بود و خیلی هم خوش آب و هوا بود بچه ها یه پیرمرد مهربونی زندگی میکرد که همه مردم روستا اونو به اسم اکبر آقای نونوا میشناختن. …
قصه جذاب و شنیدنی پلیس جنگل
,

پلیس جنگل

یکی بود یکی نبود داستان پلیس جنگل از این قراره که توی یه جنگل سرسبز و قشنگ که پر از گلای زیبا و رنگارنگ بود حیوونا ی جنگل کنار هم زندگی میکردن. حیوونا توی این جنگل همه چی داشتن آب ، غذا ، از همه مهم تر نظم و آرامش تا اینکه کم کم جنگل سبز قص…
قصه جذاب و شنیدنی چوپان دروغگو
,

چوپان دروغگو

      داستان چوپان دروغگو از این قراره که روزي روزگاري در زمان های قدیم توی یه ده سرسبز و قشنگ پسرک چوپاني زندگي مي‌کرد. پسرک چوپان یه گله پر از گوسفند داشت .گله ی چوپان پر از بره های سفید و چاق و زبر و زرنگ بود …
قصه جذاب و شنیدنی آقا پلیس مهربون
,

آقا پلیس مهربون

یکی بود یکی نبود توی یه شهر زیبا و قشنگ پسری به اسم پویا با پدر و مادرش زندگی میکرد. پویا کوچولو تازه رفته بود مدرسه و مثل بقیه دوستاش میخواست از معلم مهربونشون کلی چیزای قشنگ یاد بگیره .دلش میخواست که هر چی زودتر مثل مامان و…
قصه جذاب و شنیدنی مسواک شتر
,

مسواک شتر

داستان مسواک شتر از این قراره که روزی روزگاری یه شتره بود. یا شایدم نبود. آخه شتره توی خونه نبود. چون مسواکشو گم کرده بود .شتره همه جا رو دنبال مسواکش گشتش بود ولی پیداش نکرده بود برای همین رفته بود بیرون تا مسواکشو پیدا کنه. تا ما…
قصه جذاب و شنیدنی کره اسبی به نام شاخدار
,

کره اسبی به نام شاخدار

روزی روزگاری توی یه دشت بزرگ و سرسبز یه عده اسب زندگی میکردن. اونا همه جا با هم میرفتنو همیشه پیش هم بودن . روزا میرفتن از دشتای سرسبز علف میخوردنو از چشمه خنکی که اونجا بود آب میخوردن.کره اسبا هم با هم میدوییدنو بازی میکردن. بین این اسب…
قصه جذاب و شنیدنی کی از همه قویتره
,

کی از همه قویتره

یه روز صبح موش موشک از مادرش پرسید: مادر کی از همه قویتره؟ مادرش خندید و گفت: هر کی به اندازه خودش قویه.موش موشک فکر کرد که مادرش شوخی میکنه.با خودش گفت: امروز میرم جنگلو یه دوست قوی پیدا میکنم. موشی از خونه بیرون اومدو رفتو رفت تا اینک…
قصه جذاب و شنیدنی کوالای قهرمان
,

کوآلای قهرمان

یکی بود یکی نبود، توی جنگلای استرالیا کنار یه رودخونه درخت بزرگی قرار داشت که کبوتری با جوجه هاش روی اون درخت زندگی میکردن.هر چی جوجه ها بزرگتر میشدن به غذای بیشتری نیاز داشتن، برای همین کبوتر مادرو پدر با هم به دنبال غذا میرفتن. …
قصه جذاب و شنیدنی زیبای خفته
,

زیبای خفته

یکی بود یکی نبود . در زمانهای قدیم تو سرزمینی خیلی دور پادشاه مهربونی به همراه ملکه دوست داشتنیش زندگی میکرد.ملکه و پادشاه بیشتر از هر چیزی تو این دنیا دلشون یه بچه میخواست.بالاخره یه روز وقتی شاهزاده کوچولو به دنیا اومد ملکه و پاد…