,

چه بازی ای دوست داری؟

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید بنیامین و خانواده اش تازه به محله جدید اومده بودند. . همه چیز برای بنیامین جدید و هیجان انگیز بود. اون کارهای زیادی داشت که باید انجام میداد. اون باید جعبه های وسایلش رو باز می کرد و اتاق …
,

خرس بزرگ و ماهی کوچولو

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید یکی بود یکی نبود .. خرس قهوه ای بزرگی بود که تنها بود. اون دلش می خواست یک خرس عروسکی پشمالو داشته باشه تا باهاش دوست بشه .. یک روز خرس جلوی مغازه اسباب بازی فروشی رفت و به خرس پشمالوی بزگی که ت…
,

موش کوچولویی که دونه مهربونی می کاشت

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید یکی بود یکی نبود. موش کوچولوی مهربونی بود به اسم ماشا.. ماشا هر روز صبح که از خواب بیدار میشد به این فکر می کرد که امروز چه کارهای خوبی می تونه بکنه، به چه کسایی می تونه کمک کنه .. آخه بابا موشی هم…
,

من نمی خوام بخوابم

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید یکی بود یکی نبود. توی جنگل، جوجه تیغی کوچولویی بود به اسم پولک ..پولک هر شب برای اینکه توی تختش بره و بخوابه کلی بهانه می آورد و تا جایی که می تونست دیرتر می خوابید. یکی از شبها که پولک مثل…
,

بیلی مربی حیوانات

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید اون روز توی مدرسه خانم معلم دیر اومده بود و همه بچه ها مشغول حرف زدن با هم بودند. اونها در مورد کارهای عجیب و خارق العاده ای که میتونستند انجام بدن حرف می زدند .. یکی از بچه ها با غرور خاصی گف…
,

فکرهای خوب مثل بادکنک های رنگی

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید   اسم من رز هست . بعضی از روزها اتفاقهایی برای من می افته که اونها رو دوست ندارم . مثل وقتی که نمی تونم کاری که دوست دارم رو به خوبی انجام بدم ، یا وقتی با دوستم بحث می کنیم و از هم ناراحت می…
,

جک، یک ابر قهرمان در برابر قلدری

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید جک پسر بچه 8 ساله ای بود که مثل خیلی از بچه های دیگه به مدرسه میرفت و عاشق فوتبال بازی کردن بود.. اما یک چیز عجیب و غریب در مورد جک وجود داشت. اون خیلی وقتها بدون اینکه کسی بفهمه تبدیل ب…
,

ماجرای آرین و خواهر کوچولوش

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید پسرک قصه ما اسمش آریان بود. آریان زرنگ و خوش اخلاق بود و امسال به پیش دبستانی می رفت. اون همه کارهاش رو خودش به تنهایی انجام میداد و توی کارهای خونه به مامانش هم کمک می کرد. ظاهرا همه چیز خوب و رو …
,

اژدهای یخی

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید روزی روزگاری در زمانهای قدیم ، پشت کوههای بلند و سر به فلک کشیده اژدها کوچولویی بود به اسم تخمه ! همه اعضای خانواده تخمه از بزرگترین و قوی ترین اژدها های کوهستان بودند. پدربزرگش به ساختن داغ ترین…
,

همستر کوچولویی در اتوبوس مدرسه

برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید ظهر بود و مدرسه تموم شده بود. بچه ها از کلاس بیرون رفته بودند. خانم معلم می خواست از کلاس  بیرون بره که ناگهان چشمش به قفس فلفل افتاد . فلفل یک همستر کوچولوی بامزه بود که مال یکی از بچه ها به …