4.3/5 - (142 امتیاز)
برای شنیدن این قصه به صورت صوتی وارد شوید


 

اسم من رز هست . بعضی از روزها اتفاقهایی برای من می افته که اونها رو دوست ندارم . مثل وقتی که نمی تونم کاری که دوست دارم رو به خوبی انجام بدم ، یا وقتی با دوستم بحث می کنیم و از هم ناراحت می شیم، یا مثل امروز وقتی می خواستم بستنی قیفی ام رو بخورم از دستم افتاد و پخش زمین شد.

فکرهای خوب مثل بادکنک های رنگی

من خیلی ناراحت و غمگین شدم .. توی همیچین وقت هایی فکر های ناراحت کننده به سراغم میان. من وقتی ناراحت روی زمین نشسته بودم فکر ناراحت کننده مثل یک بادکنک سیاه جلوم ظاهر شد. اولش من واقعا بهش اهمیت ندادم و اون فقط یک بادکنک کوچیک بود. اما بعد از مدتی من هر جا می رفتم اون دنبالم می اومد. من هر چقدر سعی می کردم بهش توجه نکنم و اون رو نادیده بگیرم اما انگار بیشتر بهش فکر می کردم و اون بادکنک سیاه همینطور دنبال من می اومد.

فکر های خوب

من عصبانی شده بودم و فریاد زدم :” از مغز من برو بیرون! ” بعد من نشستم و گریه کردم . اما بادکنک سیاه همچنان همونجا بود و هیچ جایی نمی رفت.

قصه کودکانه فکرهای خوب مثل بادکنک های رنگی

متاسفانه این فکر ناراحت کننده همه مغز من رو پر کرده بود و به نظر می رسید دیگه هیچ جای خالی برای فکرهای دیگه توی مغزم وجود نداره .. من باید یک کاری می کردم..

داستان کودکانه فکرهای خوب مثل بادکنک های رنگی

من یک نفس عمیق کشیدم و خوب به اون فکر که مثل بادکنک سیاه جلوم ایستاده بود نگاه کردم. حالا که خوب بهش نگاه می کردم می دیدم که انقدرها هم بزرگ نیست!

قصه صوتی کودکانه فکرهای خوب مثل بادکنک های رنگی

بعد من لبخندی زدم و بهش گفتم :” سلام”  ..

قصه صوتی فکر های قشنگ

با لبخند من سر و کله یک فکر جدید زیبا هم پیدا شد. یک بادکنک رنگی که با اینکه کوچیک بود ولی زیبا بود. من دستم رو دراز کردم و گرفتمش.. با دیدن این فکر زیبا چیزی به ذهنم رسید..

داستان صوتی فکرهای خوب مثل بادکنک های رنگی

به بادکنک سیاه که پشت سرم ایستاده بود نگاهی کردم و به آرومی گفتم:” از این به بعد من فکر های جدیدی دارم که اونها همراهم میان ..” بعد به آرومی ضربه ای زدم و اون بادکنک سیاه رو دور کردم.

داستان فکرهای خوب مثل بادکنک های رنگی

بعد به سراغ فکرهای امیدوار کننده و دوست داشتنی که به شکل بادکنک های رنگ و وارنگ بودند رفتم و دونه دونه اونها رو گرفتم.

داستان فکر های خوب

من به چیزهای خوب فکر می کردم و دونه دونه بادکنک های رنگی رو می گرفتم.

قصه فکر های خوب

من فهمیدم وقتی که مغز ما پر از فکرهای شاد و امیدوار کننده باشه انگار یک دسته بادکنک رنگی زیبا توی دستمونه … همه چیز مثل یه رویا بود و من با این بادکنک ها پرواز می کردم ..

قصه بادکنک های رنگی

حالا توی مغزم پر از فکرهای لذت بخش، شاد و آرامش بخش بود.

قصه کودکانه بادکنک های رنگی

من فهمیدم که هر چه فکرهای خوب و مثبت بیشتری جمع کنم ، اون فکر ناراحت کننده قدیمی کوچیک و کوچیکتر میشه ..

قصه صوتی فکر خوب مثل بادکنک رنگی

اگر  اون فکر قدیمی سعی بکنه که دوباره به سراغم بیاد .. من اون رو میبینم ، بهش سلام می کنم و خیلی مودبانه ازش می خوام که بره !

قصه شب جدید فکر های خوب

من می تونم دنیام رو پر از فکرهای خوب بکنم .. فکرهایی که خودم اونها رو انتخاب می کنم که توی مغزم جا بدم ..

داستان کودکانه جدید فکر خوب و بادکنک رنگی

بله بچه های عزیزم دیدید که رز با فکرهای ناراحت کننده ای که به سراغش می اومدند چیکار کرد؟ اون هر چقدر تلاش کرد که به اون فکرها بی توجهی کنه و ازشون فرار کنه فایده ای نداشت. چون اون فکرها وجود داشتند و دنبال رز می اومدند. ولی وقتی که رز دیگه از اون فکر ناراحت کننده که مثل یک بادکنک سیاه بود فرار نکرد تونست با آرامش فکرهای خوب و امیدبخش رو جایگزین اون فکر بد بکنه.

قصه کودکانه بادکنک رنگی و فکر های قشنگ

بله عزیزای دلم همیشه ممکنه فکرهای غم انگیز و ناامید کننده به سراغمون بیاد و مدت کوتاهی همراهمون باشند و این اصلا اشکالی نداره ، کافیه با آرامش اونها رو ببینیم ، بعد به آرومی فکرهای خوب و آرام بخش رو وارد مغزمون کنیم و اجازه بدیم که اون فکرهای ناراحت کننده آروم آروم برن . این دفعه شما هم می تونید تمرین کنید و وقتی که به خاطر اتفاقی غمگین بودید و فکرهای ناراحت کننده ذهنتون رو پر کرده بود ازش  فرار نکنید و سعی کنید به آرومی فکرهای خوب رو جایگزین اون فکرها کنید…

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

قصه کودکانه بادکنک رنگی رنگی

84 پاسخ
  1. الما بهزادی هستم ۸ سالمه
    الما بهزادی هستم ۸ سالمه می گوید:

    عالیه ⚘سپاسگزارم 🙏و سلامت باشید ممنون از محبتتون ممنونم که به ما قصه میگین از بس قصه هاتون خوبه که نگو نپرسین🙏🙏🙏🙏⚘⚘⚘⚘

    پاسخ
  2. 🧜‍♀️ ماهتیسا 🧜‍♀️
    🧜‍♀️ ماهتیسا 🧜‍♀️ می گوید:

    ممنون خاله صدف خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ بود ممنون ممنون ممنون🩵🩷💜👨‍👩‍👧🧘‍♀️👩‍❤️‍💋‍👩🤸🏻‍♀️🧚‍♀️

    پاسخ
      • Masi
        Masi می گوید:

        واقعا خوشحالم که چنین قصه ای پر و آموزنده برای دختر عزیزو دانام. هست که بخونم تا داناتر بشه. واقعا از شما سپاسگزارم☺️🙏🙏

        پاسخ
        • صدف خالقی (قصه گو)
          صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

          خیلی خوشحالم که راضی بودید و دوست داشتید
          سپاس از همراهیتون

          پاسخ
  3. وانیا ❤️
    وانیا ❤️ می گوید:

    سلام وولک تنوع قصه هاتون توی اپلیکیشن وولک در بخش رایگان کم هستش اگر اشکالی ندارد ممنون میشم یکم زیاد ترش کنید. خیلی دوستتون دارم❣️

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      ممنونم از نظرت دوست قشنگم
      هر هفته دو قصه جدید براتون تو سایت میذاریم و در اپلیکیشن هم هر روز میتونی قصه های جدید ما رو دنبال کنی و لذت ببری

      پاسخ
  4. مامان زینب و طاها
    مامان زینب و طاها می گوید:

    ممنون بابت قصه های قشنگتون عزیزم😍😍من وقتی قصه ای به ذهنم نمیرسه میام سراغ شما و قصه هاتون و همیشه با یه قصه ی جدید سر ذوق میام ،میانبر این صفحه رو گذاشتم روی گوشی و بدون معطلی فقط بازش میکنم.
    عالی هستین عااااااالی🌹🌹🌹🌹🌹

    پاسخ
  5. آریستا
    آریستا می گوید:

    وای خدا بینهایت عالی🤩😍🥰💜💙💚💛🧡❤🤍 برای همه فرستادم… واقعا قشنگ و آموزنده بود. ممنون

    پاسخ
  6. کیان ۵ ساله از تهران
    کیان ۵ ساله از تهران می گوید:

    من این قصه رو دوست داشتم باعث شد من فکرای بد نکنم و فکرای خوب فکر میکنم😍😍😍😍🥕🥬🐢🐙🦈🐡🦑🦐🦞🦀🐚🐬🐋🐳🐠🐟🐬🦈🦖

    پاسخ
  7. هستی
    هستی می گوید:

    من بعضی وقت ها همینجوری میشم.خیلی ممنون خاله صدف❤❤❤🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍😍😋🥰🤩

    پاسخ
  8. ليلا
    ليلا می گوید:

    🥰😍😊🙂😅🤣🤣🤣🤣🤣😃🥶😁😁😁😁😇شوخی کردم که یخ زدم🦄🕊🐓🐤🐥🦃🦚🦜🦩🐧🐦متم

    پاسخ
  9. حسنا
    حسنا می گوید:

    خيلي قشنك بود🙃✔️🤪😄😍🌷💗💓💝💞💘💖💕❣️💗💓💕💞❣️❣️🤍🩷❤️🧡🧡💚🩶🖤💜💙🤍💔❤️‍🔥❤️‍🩹

    پاسخ
  10. حسنا😍
    حسنا😍 می گوید:

    سلام خاله صدف جون من خیلی این داستان را دوست داشتم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ممنونم بابت این داستان ها 🙃

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام عزیزم، خیلی خوشحالم که با قصه های ما همراهی دوست قشنگم

      پاسخ
  11. رادین
    رادین می گوید:

    من فکر میکنم بهتر رز بادکنک سیاه به جای این در فکر های بدش بهتر در فکر های خویش باشه

    پاسخ
  12. مسیح ۹ ساله از اصفهان
    مسیح ۹ ساله از اصفهان می گوید:

    عالی❤❤❤
    ولی یه چیزی من پسور مسورد ندارم که داخل وولک بیام 😔
    اگه قلت املایی دارم ببخشید من کلاس دومم

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      دوست قشنگم بعد از این که ثبت نام کردی به پشتیبانی پیام بده تا راهنماییت کنن

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام عزیزم، قصه های بیشتر ما رو میتونی تو اپلیکیشن دنبال کنی سلناجان

      پاسخ
  13. الین
    الین می گوید:

    قصه عالی بود مخصوصا هم صوتی و هم به صورت نوشته شده است عالی‌عالیترش کرده

    پاسخ
  14. مبینا🌼🌹❄️🥰😍🤩😘❤️
    مبینا🌼🌹❄️🥰😍🤩😘❤️ می گوید:

    خاله من تو گوشی مامانم هم اسم مبینا رو نوشتم و به قصه های شما نظر می دم بعضی وقتا با همین گوشی و بعضی وقتا با گوشی مامانم به قصه هاتون نظر میدم😍

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *