روزی روزگاری توی یک مزرعه گاوی زندگی می کرد به اسم بابی.. بابی گاو عجیب و غریبی بود و فکرهای عجیبی توی کله اش داشت.. شاید خنده دار باشه ولی اون فکر می کرد که یک مرغه! بله یک مرغ!
اون بیشتر وقتش رو کنار مرغ و خروس ها و جوجه های توی مزرعه می گذروند و سعی می کرد کارهای مرغ ها رو تکرار کنه ! مثلا دانه های گندم رو مثل مرغ ها نوک می زد! یا سعی می کرد روی یک پاش بایسته!
مرغ ها جوجه هاشون رو از سر راه بابی دور می کردند تا یه وقت زیر دست و پای بابی له نشن! وقتی بابی می خواست به مرغ ها نزدیک بشه خروس ها با نوک اون رو می زدند و می گفتند:” آهای مراقب باش گنده ی دست و پا چلفتی !”

وقتی خروس به بابی نوک زد و نگذاشت به مرغ ها نزدیک بشه اون خیلی ناراحت شد و پیش سگ رفت . تنها دوستی که بابی توی مزرعه داشت سگ پیر بود. بابی که خیلی ناراحت بود شروع به گریه کرد. سگ پیر سعی کرد به بابی دلداری بده و آرومش کنه .. اون بارها و بارها به بابی گفته بود که اون یک مرغ نیست و نباید خیلی به مرغ ها نزدیک بشه .. اما این حرفها توی گوش بابی نمی رفت و اون باور نمی کرد که مرغ نیست !

شب که می شد بابی که نمی تونست توی لونه مرغ ها بخوابه کنار لونه سگ می اومد و اونجا می خوابید..
یکی از شبها که بابی کنار لونه سگ خوابیده بود، گرگ کوچولویی از دیوارهای مزرعه رد شد و وارد مزرعه شد. بابی که سر و صدا رو شنیده بود چشمهاش رو باز کرد و گرگ کوچولو رو دید و گفت:” چه خبره؟ تو دیگه کی هستی؟”

گرگ گفت:” ببخشید که بیدارت کردم، من دنبال مرغ می گردم.. آیا این اطراف مرغی وجود داره؟ من تا حالا از جنگل بیرون نرفته بودم و این اولین باریه که از جنگل خارج شدم .. مامان و بابام بهم گفتند بیام مزرعه و یک مرغ براشون ببرم ! اما من نمی دونم مرغ ها چه شکلی هستند؟”
بابی با هیجان گفت:” خب من یک مرغ هستم !” گرگ کوچولو تعجب کرد و به بابی خیره شد و گفت:” اما من فکر می کردم مرغ ها کوچیکتر از تو هستند..” بابی شروع کرد به نوک زدن دانه های گندم ، بعد هم تلاش کرد تا روی یک پاش بایسته ! و گفت:” من بزگترین مرغ دنیام ! تو کی هستی؟”
گرگ کوچولو گفت:” من یک گرگم ! ” اما اون انقدر کوچولو بود که بابی اصلا از اون نمی ترسید..
بابی نگاهی به گرگ کرد و گفت:” مطمینی که سگ نیستی؟” گرگ کوچولو گفت:” بله مطمینم ..” بعد هم با یک ضربه ناگهانی توی سر گاو زد و بابی بیهوش شد و روی زمین افتاد!

گرگ کوچولو بابی رو توی چرخ دستی گذاشت و به سمت جنگل به راه افتاد. وقتی به خونه شون رسید با صدای بلند داد زد:” مامان ، بابا وقت شامه .. من بزرگترین مرغ دنیا رو براتون آوردم!”

بابا گرگه با تعجب به بابی که توی چرخ دستی بود نگاهی کرد و گفت:” ای گرگ نادون! این که مرغ نیست ! این یه گاوه !!!” مامان گرگه گفت :” می تونیم اینو بعدا بخوریم ! اما الان دلمون یک موغ کوچولوی خوشمزه می خواد ! ” بابا گرگه گفت: “برگرد به مزرعه و این دفعه دیگه اشتباه نکن.. یک مرغ کوچولو برای شام بیار .. ما خیلی گرسنه ایم!”

بعد هم بابی بیچاره رو توی یک انبار گذاشتند و در رو بستند و قفل کردند. گرگ کوچولو دوباره به مزرعه برگشت و از روی دیوار پرید و کنار لانه سگ رفت . سگ از لونه اش بیرون اومد و شروع به پارس کرد و گفت:” کی اونجاست؟ چطوری جرات کردی منو بیدار کنی؟ ” گرگ کوچولو گفت: ” من گرگ هستم، ببخشید که بیدارت کردم .. من دنبال یه مرغ هستم! می دونی کجا می تونم مرغ پیدا کنم؟ راستش من یه دونه پیدا کردم ولی وقتی به خونه بردم معلوم شد که اون یه گاوه !”

سگ عصبانی شد و گفت:” چی؟ تو گاو ما رو به خونه بردی؟” سگ خیلی ناراحت شد.. اون به دوستش بابی فکر کرد که الان توی چه دردسری گیر افتاده .. بعد یه کم فکر کرد و نقشه ای به ذهنش رسید و گفت:” من یک مرغم ! می تونی منو به خونه ات ببری! ” گرگ کوچولو خوشحال شد که این دفعه تونسته یه مرغ پیدا کنه بعد دوباره با سنگ توی سر سگ زد و این دفعه اون رو به خونه برد..

مامان گرگه و بابا گرگه باز دوباره با دیدن سگ شوکه شدند و گفتند:” واااای تو باز دوباره اشتباه کردی ! این هم مرغ نیست.. ”
گرگ کوچولو سرش رو پایین انداخت و گفت:”یعنی اصلا شبیه مرغ نیست؟” مامان گرگه گفت: “نه اصلا ! این یک سگه !”

اونها سگ رو هم کنار بابی توی انبار حبس کردند. بعد بابا گرگه گفت: ” حالا بیا بریم مزرعه تا بهت مرغ واقعی رو نشون بدم! ” اونها سه تایی به سمت مزرعه رفتند تا مرغ شکار کنند.
وقتی سگ به هوش اومد خودش رو کنار بابی توی انبار دید.بابی از دیدن سگ خیلی خوشحال شد. سگ گفت:” من اومدم که نجاتت بدم! باید زودتر از اینجا بریم بیرون ..”

بابی گفت:” اما در اینجا قفله! چطوری می تونیم بریم بیرون؟” سگ گفت: “تو خیلی راحت می تونی قفل در رو بشکونی”
بابی با تعجب گفت :” چی ؟ من؟ یه مرغ کوچیک مثل من چطوری میتونه قفل در رو بشکونه؟! نه من نمیتونم این کارو بکنم !”
سگ پارس کرد و گفت:” بس کن بابی ! تو یک گاو هستی نه یه مرغ!!! ” سگ به پاهای بابی اشاره کرد و گفت:” ببین تو پاهات خز داره نه پر! روی پوستت هیچ پری وجود نداره! ” بابی گفت:” خب شاید پرهای من مثل خز هست! ” سگ گفت:” تو تا حالا یک تخم هم نگذاشتی! درسته؟” بابی یه کم فکر کرد. سگ درست می گفت اون تا حالا تخم نگذاشته بود!
بعد سگ به شاخ های بابی اشاره کرد و گفت:” اونها رو ببین! اونها شاخ های تو هستند.. تا حالا مرغ شاخ دار دیدی؟ تو یک گاو هستی و می تونی با اون شاخ ها در رو بشکونی!!”
بابی به فکر فرو رفت. حرفهای سگ درست بودند. بابی با صدای بلند گفت: تو درست می گی! شاید من یک گاو هستم! ” بعد با سرعت به طرف در دوید و با یک ضربه در رو شکوند!

سگ گفت:” موفق شدی.. تو یک گاو پرقدرت هستی! حالا باید زودتر به مزرعه بریم تا مرغ ها رو از دست گرگ نجات بدیم ” اونها با عجله به طرف مزرعه راه افتادند.
وقتی به مزرعه رسیدند گرگ ها وارد لونه مرغ ها شده بودند . سگ شروع به پارس کرد و بابی شاخ هاش رو بالا گرفت تا به طرف گرگ ها حمله کنه!
گرگ ها با دیدن سگ و گاو شروع به فرار کردند..
از اون به بعد بابی دیگه فکر نمی کرد که یک مرغ بزرگه! اون می دونست که یک گاو کوچیکه و از اینکه گاو بود خیلی خوشحال بود!

مرغ ها هم از اون به بعد با بابی دوست بودند و از اینکه با یک گاو بزرگ و قوی دوست بودند خوشحال بودند. شبها وقتی که بابی کنار لونه سگ می خوابید مرغ و جوجه های زیادی به کنار اون می اومدند و کنارش می خوابیدند..
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





خیلی خنده دار و خوب بود
خوشحالم که دوست داشتی فاطمه حسنای عزیز
مرسی خیلی خوب و خنده دار بود🤣💜
خوشحالم دوست داشتی عزیزم
خيلي قشنگ بود🥺🖤🌺😂🎂
خیلی خوشحالم که دوست داشتی حسناجان
عالی بود و خیلی خنده دار بود ممنونم
ممنونم از نظرت عزیز دلم
قصه جالبی بود ممنون از شما
خیلی خوشحالم که با ما همراه هستین نسترن جان
خیلی خنده دار زیبا بود ممنون از شما 😘😘
ممنونم که نظرت رو برام نوشتی و با ما همراه هستین محیا جان
ممتون کلی پسر کوچولوهام خندیدن
چه عالی، خوشحالم که دوست داشتن عزیزم
عالی بود❤️
ممنونم از نظرت صباجان
مثل همیشه خیلی عالی بود ممنون❤️🌹
خیلی خوشحالم که دوست داشتی اشکان جان
عالی بود😉😉😉☺☺
خوشحالم که دوست داشتین بچه ها
سلام قصه قشنگ و بامزه ای بود از نویسنده اش تشکر میکنم
سلام آرتین جان، خیلی خوشحال شدم که قصه رو دوست داشتی عزیزم
عالی بود ولی من نفهمیدم
گاوی سگه یا گاو؟
بابی سگه یا گاو؟
اما خنده دار بود و ممنون
خیلی بامزه و خنده دار بود وقصه ی فوق العاده ای بود کلی خندیدیم. 😂😂😉😉😁😁😁😁😁
چه عالی، خیلی خوشحالم که دوست داشتی بچه های عزیز
زیبا بود
از قصه گوهای حرفه ای مثل پگاه رضوی هم استفاده کنید که دیگه عالی میشه.
ممنونم از نظرت مریم عزیز
عالی بود
ممنونم از نظرت مهرساجان
سلام مهرسانا ی محمدی خواهرت اسمش رکسانا است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داستان قشنگی بود فقط همیشه آخر داستان ها میگن خوب بچه ها ما نتیجه می گیریم ،،،،،،،،،،،،،،
لطفا نتیجه را بگین ؟
عالی مرسی من آلارا ی ۹ ساله
ممنونم از نظرت آلارا جان
سلام خاله قصه ی شما خلی خنده دار و خوب بود ممنون خاله🤣😘🥰
سلام کیارش جان
خیلی خوشحالم که داستان امشب رو هم دوست داشتی عزیزم
من این قصه رو دوست داشتم⁉️💀👌🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🤑😇😂😂💋👽
چه عالی
خیلی آموزنده وخنده دار بود
چه عالی، ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی دوست خوبم
عالی بود ما کیف کردیم
چه عالی، خوشحالم که دوست داشتین
👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎👎
No
واااااااااا چرا؟ خیلی هم خوب بود.😒😒😒
به نظر خوب بود واه چرا ابن فکرو کردی ؟
خیلی خوب بود
خیلی داستانتان خوب بود ممنون💕💕🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
ممنونم از نظرت باران جان
خیلی ممنونم از نظرت ماهتیسای عزیز
اسمش هم خنده دار است😅😅😅😂😂😂😂😂
😂😂😂😂😂😂😂
ولی امتیازی که بهش می دم این است،
💜 عالی عالی بود 💜
چه عالی، من خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی آیناز جان
سلام خیلی خوب بود خنده دار بود و ما خوش حال شدیم👏👏👏👏😂😂😂😂
سلام دوست خوبم، خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی محمدپارساجان
عالی
عالی خاله صدف
ممنونم از نظرت آرشیدا جان
خیلی قشنگ بود🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩👌👌👌👌👌👌👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍
خوشحالم که دوست داشتی آتیلاجان
بسیار عالی بود
من همیشه قصه های شما و برای دخترم تعریف میکنم
از این قصه خودم واقعا لذت بردم 😍😍
چه عالی، خیلی خوشحالم که با ما همراه هستی دوست عزیز
خیلی خوب بود برای پسرم لذت بخش بود
چه عالی، خیلی خوشحالم که دوست داشتی سالار عزیز
قصه ی امشب خیلی قشنگ بود عالیه 👌🏻👌🏻
خوشحالم که دوست داشتی رستاجان
بسیار عاااااااااااااالللللللللللییییییییبببب ببببببببببببوووووووووووددددددددددد
خیلی ممنونم از نظرت آراد جان
خیلی خوب بود خیلی خنده دار بود
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
خیلی قشنگ بود خاله
خوشحالم که دوست داشتی کسراجان
خیلی قشنگ بود ،دخترم خیلی لذت برد.🌹
چه عالی
عالی بود
ممنونم از نظرتون بچه ها
خیلی خوب بود قصه باحالی بود
خیلی ممنون از نویسنده این داستان خیلی خوب و خنده دار بود
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
خیلی از این همه قصه و داستان متشکرم 💐💐
منم خیلی از همراهیت با وولک ممنونم دوست عزیزم
عالی بود 😍😍😍
تشکر
ممنون از اینکه شما همیشه قصه های مختلف و خوبی دارید 💗💗♥️♥️🔮😘💕💗🎉✨️🎈🎁🔮
ممنونم که با ما همراهی گیتاجان
خییییلی قشنگ بود و خنده دار عالللی
ممنونم از نظرت دوست قشنگم
چطوری دانلود کنم توگوشی باشه تا شبا برابچه روشن کنم گوش بده
امکان دانلود محتوا وجود نداره دوست عزیز
خیلی خنده دار بود😁😁
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
عالی بود ممنون از نویسندہ
ممنونم از همراهیت با وولک عزیزم
با سلام و درود خیلی خوب بود دخترای من رها جان و آوا جان دوست داشتند
سلام چه عالی، خیلی خوشحالم که با ما همراه هستین رها و آوای عزیز
خیلی عالی بود پسرم خیلی دوست داشت❤️❤️🥰🥰🥰🥰
چه عالی، ممنونم که با ما همراه هستی ویهان جان
ععععععععااااااااااااالللللییییییی
ممنونم لناجان
عالی بود
تشکر
خاله بازم بزار
سلام خیلی قصه باحال جذابی بود برای من
سلام خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
مثل همیشه عالی و بینظیر ممنونم ازتون 🤗🤗🤗🤗🤗
خوشحالم که دوست داشتی بچه های قشنگ
عالی بود باصدای شما قشنگ ترهم شد
خیلی ممنونم از نظرت کیارش عزیز
عالی بود باصدای شماقشنگ ترهم شد
🥺🎂😘🌺
وای چه با حال و خنده دار و جذاب🌹ممنون بخواطر قصه گوییتون خاله صدف🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
خوشحالم که دوست داشتی نیایش جان
عالی بود
تشکر
ممنون از این داستان خوب و خنده دار
ممنونم از نظرت محمدرضای عزیز
عالی بود
ممنونم از نظرت سورناجان
خیلی خوب
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
برای پسرم برسام کوچولو.خیلی قشنگ بود ممنون♥️
چه عالی
ممنونم از نظرت برسام کوچولو
عالی بود
ممنونم از نظرت عزیزم
عالی بود
تشکر
خیلی قشنگ بود و معنا دار
خیلی خوشحال شدم از نظرت شهره جان
من واقعا عاشقش شدم ❤❤
خیلی خوشحالم که دوست داشتی فاطمه جان
خیلی خوب و خنده دار بود
خیلی خوب و خنده دار بود امیر رضا الهدادییان
ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی امیررضای عزیز
خیلی قشنگ بود
ممنونم از نظرت شاهین جان
عالی بود خیلی هم قشنگ .
ممنونم از نظرت اسراجان
خوبه من هم گاو نیستم ادمم هه هه هه.
عالی بود خیلی خوشحالم که داستان های قشنگی برای ما می اورید لتفا همین تور داستان بیاورید.
خیلی ممنونم از نظرت فاطمه جانم
داستان های بیشتر ما رو میتونی تو اپلیکیشن وولک دنبال کنی عزیزم
خیلی خنده دار بود😂😂
عالی عالی ععععععععععلی وخنده دار 😍😍😂
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
ممنون خیلی قشنگ و خنده دار بود😍😍🤣🤣❤❤❤
خوشحالم که دوست داشتی سبحان جان
خیلی خوب بود.😊😊
ممنونم از نظرت اسرای عزیز
عالی
تشکر
خیلی قصه خوبی هست
خوشحالم که دوست داشتی ارین جان
خیلی خوب بود ممنون خاله صدف
خواهش میکنم عزیزم، خوشحالم که دوست داشتی
عااالی
تشکر
ممنون عالی بود خاله صدف❤️😍💗💜🌺😘❄️🌬️💖💝💗
ممنونم از نظرت مبیناجان
💖❣️🎃👹🙏🚎🖕🖕🚢👈🚆🚆😳
عالیه دخترمن عاشقه و دوماهه هرشب گوشش میده
چه عالی
خیلی خوشحالم از همراهیتون با قصه های ما
خیلی خوب و خنده دار بود خاله (😊چون شما قصه گو بودید😊)
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
خیلی خوب بود خاله جون 😍
خیلی خوب و خنده دار بود خاله (😊البته چون شما قصه گو بودید😊)
خیلی خنده دار و خوب بود
ممنون که نظرت رو برام نوشتی عزیزم
قصتون عالی بود . آنیا 🐮🦄
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
خیلی خوب بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
سلام مهتا ازهمدان ۹ساله قصه جالب وقشنگی بود ممنونم
سلام دوست عزیزم
خیلی خوشحالم که نظرت رو برام نوشتی
خیلی قشنگ بود ممنون
خواهش میکنم دوست خوبم