4.2/5 - (174 امتیاز)

 

توی جنگل سرسبزی پر از درختهای بلوط موش کوچولویی به اسم میکی به همراه مادرش زندگی می کرد . یک شب میکی با هیجان مامانش رو صدا زد و گفت:” مامان بیا، بیا این خفاش رو ببین ، ببین چه بالهای پهن و جالبی داره و تو آسمون پرواز می کنه ! ”

مامان و میکی خفاش رو تماشا کردند که توی آسمون تاریک جنگل به راحتی پرواز می کرد.  فردای اون روز میکی با خودش گفت:” من دلم می خواد خفاش باشم! اگه دو تا بال درست حسابی و بزرگ داشته باشم منم می تونم مثل اون خفاش پرواز کنم ..”

میکی دو تا بال بزرگ برای خودش درست کرد و با هیجان به مامان موشه گفت:” من دو تا بال دارم .. حالا می تونم پرواز کنم ”

میکی تلاش کرد که به کمک بالهاش پرواز کنه ، اما هر چقدر تلاش کرد موفق نشد و نتونست حتی ذره ای توی آسمون پرواز کنه و محکم به زمین خورد..

موقع نهار میکی با ناامیدی گفت:” مامان من دوست دارم هر طوری شده یک خفاش باشم !” مامان موشی میکی رو نوازش کرد..

میکی تلاش می کرد هر کاری بکنه تا شبیه یک خفاش باشه.. موقع خواب میکی تلاش کرد تا مثل خفاش ها سر و ته بخوابه ! ولی اون هر کاری کرد نتونست سر و ته بمونه، سر و ته خوابیدن واقعا قابل تحمل نبود!

روز بعد میکی تلاش کرد با بالهای خفاشی اش از تپه بپره! ولی با ضربه محکمی به زمین خورد و تا پایین تپه قل خورد و قل خورد..

میکی کم کم داشت نا امید می شد که بتونه یک خفاش باشه که پایین تپه چشمش به یک غار کوچیک افتاد. یک غار کوچیک درست لا به بلای تپه ها ..

میکی می دونست که خفاش ها توی غار زندگی می کنند. برای همین سرش رو داخل غار برد تا شاید بتونه خفاش ها رو ببینه ..

یک خفاش بزرگ روی سقف غار با حالت سر و ته در حال استراحت بود. موشی گفت:” سلام .. من هم می خوام مثل تو سر و ته بخوابم .. میشه بهم یاد بدی؟”

خفاش که روی سقف بود با دیدن میکی و بالهای خفاشی اش فکر کرد که یک خفاش تازه وارد به غار اومده ، اون که حسابی حوصله اش سر رفته بود بالهای پهنش رو باز کرد و در حالیکه یک حشره بزرگ توی دستش بود به طرف میکی اومد.

میکی با تعجب گفت این دیگه چیه؟ خفاش گفت:” یه حشره خوشمزه ،مگه تو خفاش نیستی؟ بیا با هم بخوریمش بعد هم روی سقف استراحت کنیم !”

وای موشی اصلا دوست نداشت اون حشره رو بخوره .. اون هیچ وقت به خوردن حشرات علاقه ای نداشت. با ناراحتی گفت:” نه نمی خوام .. من حشره دوست ندارم ! من اصلا خفاش نیستم ، من یک موشم ..”

خفاش با تعجب به میکی نگاه می کرد. اون تازه فهمید که میکی واقعا یک موشه و اون بال ها واقعی نیستند..میکی حالا دیگه واقعا دلش نمی خواست خفاش باشه ، اون دوست داشت همون موش کوچولو و زبل همیشگی باشه و غذاهای مورد علاقش رو بخوره..

خفاش که فهمید موشی عاشق پرواز کردنه با مهربونی گفت:” پس تو عاشق پرواز کردنی ! من تو رو به آسمون می برم تا پرواز کردن رو تجربه کنی .. حالا بگو ببینم خونه تون کجاست موش کوچولو؟”

میکی گفت که خونه شون بین درختهای بلوطه .. بعد هم خفاش میکی رو با پنجه هاش بلند کرد و به آسمون رفت. بالهایی که میکی برای خودش درست کرده بود با وزش باد باز شده بود و میکی واقعا احساس می کرد که خودش داره پرواز می کنه!

پرواز توی شب و از بالای درختها واقعا هیجان انگیز بود، خفاش به آرومی پرواز می کرد و میکی با اشتیاق همه چیز رو از اون بالا تماشا می کرد. خفاش میکی رو به خونه شون رسوند.. مامان موشه که نگران میکی بود با دیدنش خیلی خوشحال شد.

میکی با  هیجان گفت:”  مامان ، مامان من بالاخره به آروزم رسیدم و پرواز کردم! نمی دونی پرواز کردن چه کیفی داره !”

مامان موشی از خفاش تشکر کرد و خفاش هم به میکی گفت که از این به بعد هر وقت دلش برای پرواز کردن تنگ شد می تونه به غار بیاد و دوتایی با هم پرواز کنند.

موشی از این حرف خیلی خوشحال شد چون حالا می تونست همون موش همیشگی باشه ولی هر وقت دلش خواست پرواز کنه،  بدون اینکه مجبور باشه سر و ته بخوابه یا حشره های عجیب غریب رو بخوره !

 

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

109 پاسخ
  1. مبینا💖❤️🦋🌈
    مبینا💖❤️🦋🌈 می گوید:

    ممنون عالی بود ❤️ تشکر 💎💕❤️🌺💍امیدوارم به آرزو هاتون برسید مثل موش کوچولو🤲

    پاسخ
  2. اسماعیلی
    اسماعیلی می گوید:

    خیلی سایتتون عالیه ، دختر من هر شب با قصه های شما می‌خوابه ، کاش هر شب یه قصه جدید بزارید

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      چه عالی، خیلی خیلی خوشحالم که با وولک همراه هستید
      در اپلیکیشن وولک می تونید هر روز قصه های جدید ما رو دنبال کنید

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خیلی ممنونم از نظرت هلمای عزیزم، چقدر خوشحالم که با ما همراهی دوست قشنگ و خوبم

      پاسخ
  3. ترنم اسدزاده
    ترنم اسدزاده می گوید:

    سلام خاله صدف من این داستان را خیلی دوست داشتم. 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰 مرسی که داستان می زارید.🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🐈🐈🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🐈🦄

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام ترنم عزیز، خیلی خوشحالم که دوست داشتی
      خیلی ممنونم که با وولک همراهی دوست قشنگم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خیلی ممنونم ارشیای عزیز که نظرات با مزت رو برای ما مینویسی
      خوشحالم که با وولک همراه یدوست عزیزم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      دیانای عزیزم ما هر روز توی اپلیکیشن وولک براتون قصه های جدید میذاریم، میتونی توی الیکیشن ما رو دنبال کنی دوست نازنینم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      دوست عزیزم، در اپلیکیشن وولک میتونی انواع قصه های صوتی، تصویری، قصه های وولک، قصه های کهن از کلیله و دمنه، گلستان سعدی و مثنوی معنوی مولوی رو میتونی ببینی، و ما در اپلیکیشن علاوه بر تولید قصه، براتون کلی نقاشی و کاردستی و کارتون و آهنگ های مختلفی داریم که با خرید اشتراک میتونی به همشون دسترسی داشته باشی، طبیعتا تیم ما برای تولید محتواهای جدید و جذاب برای شما نیاز به تامین شدن داشت و خوشحال میشیم که همراه ما بمونی!

      پاسخ
  4. ارغوان
    ارغوان می گوید:

    سلام ارغوان و الیسا هستیم از قایمشهر
    خیلی قشنگ بود ولی من خفاش دوست ندارم
    شب بخیر خاله جون

    پاسخ
  5. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام ممنون خیلی خوب بود.
    این قصه به بچه یاد میده برای رسیدن به آرزو هاش تلاش کنه. واقعا عالیه

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      هلیای عزیز خیلی خوشحالم که با وولک همراهی دوست قشنگم
      هر شب قصه های جدید ما رو میتونی تو اپلیکیشن وولک ببینی عزیزم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام دوست عزیز، خیلی خوشحالم که با ما همراه هستی
      حتما، خیلی ممنونم از پیشنهاد خیلی خوبتون

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام دوست عزیزم، لطفا با شماره 0933379561 در ارتباط باشید تا مشکل رو براتون حل کنند

      پاسخ
  6. 🌹🌹فاطمه سمنگانی 🌹🌹
    🌹🌹فاطمه سمنگانی 🌹🌹 می گوید:

    خاله صدف این داستان خیلی خیلی خوب بود ممنونم از سایت وولک که اینقدر داستان های خوبی درست میکنن🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻😘😘😘😘😘😘😘

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خوشحالم که دوست داشتی آرش جان
      قصه های جدیدمون رو میتونی هرروز توی اپلیکیشن وولک دنبال کنی

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *