3.3/5 - (16 امتیاز)

 

یکی بود یکی نبود، چشم دکمه ای تک و تنها توی حیاط ایستاده بود، اون یه آدم برفیه کوچولو و چاق بود. یه کلاه بافتنیه کهنه رو سرش بود و یه شال گردن دور گردنش پیچیده شده بود. دوتا چشم اون، دوتا دکمه ی گرد بودن و دماغش یه هویج نارنجیه نوک تیز. علی میخواست بره بخوابه، از پنجره یه نگاهی به حیاط انداخت. آدم برفی توی حیاط تاریک، تنها وایستاده بود.علی گفت :«شب بخیر چشم دکمه ای، خدا کنه اون بیرون تنهایی نترسی.» بعدم به طرف تختش رفت و خوابید. هوا تاریکو همه جا ساکت بود.

آدم برفی گفت:« ولی من اینجا میترسم. تنهام. کاشکی یه آدم برفی دیگه ای هم کنارم بود.»چشم دکمه ای میترسید غمگین بودو غصه میخورد. تو همین موقع یه باد ملایمی وزیدو، باد به آرومی دور چشم دکمه ای چرخیدو گفت:« چرا ناراحتی آدم برفی؟ چی شده؟» چشم دکمه ای گفت: «من تنهام. میترسم حوصلم سر رفته. باد ملایم صورت چشم دکمه ای را نوازش کردو گفت:« بیا با هم حرف بزنیم تا تو هم تنها نباشی.»

آدم برفی گفت :«چه قدرخوب ، راستی، تو از کجا اومدی؟!  حتما سفرای زیادی کردیو…، چیزای زیادی دیدی. برام تعریف میکنی؟»

باد گفت: «من از جزیره ای از وسط دریا اومدم، اونجا برف نیست هواش گرمو آفتابیه، گلای زیادی اونجا هست. درختای پرتقال زیادی هم داره.»

چشم دکمه ای با تعجب گفت:«چه جالب، خوش به حالت، کاشکی منم میتونستم اونجا رو ببینم.» باد همینطور می چرخرید و گفت:«این که خیلی آسونه تو فقط بخوابو، بقیه ی کارارو  به من بسپار.»

باد اینو گفتو تند وزید. تندتر و تندتر، اون آدم برفیو به صورت پودر برف درآوردو بعد با خودش به جزیره برد. صب که شد، علی از خواب بیدار شد، با سرعت از پله ها پایین اومدو به طرف حیاط دوید. ولی آدم برفی دیگه نبود، علی هاج و واج مونده بود، به خونه دوید و به مامانش گفت :« مامان ، مامان ،آدم برفیم رفته، دیگه نیست. »

مادر از پنجره یه نگاهی به حیاط کردو گفت:« فکر میکنم به جای گرم تری رفته باشه.» علی به حیاط برگشت. کلاه و شال گردن آدم برفی روی زمین افتاده بود.اونا رو برداشتو به خونه برگشت. بعد به مامانش گفت:«آره مامان،درست میگی. حتما به جای گرمتری رفته. آخه دیگه به کلاه و شال گردنشم احتیاجی نداشته.»

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

6 پاسخ
  1. ریحانه
    ریحانه می گوید:

    عالی بود قصه خیلی خوسم اومد ریحاپه🌜🌛💓👣🦶🦶🦶🐄🐄🐄🐄🐄🐄☠️☠️☠️☠️👣💟🚣🏼‍♀️🌺🍄🍄🌷🌷🐃🐃🐂🐂🐂🐑🐂🐂🐑🐐💇💇🧖🛀🌷

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *