قصه جذاب و شنیدنی بالش رویایی
4.3/5 - (236 امتیاز)

 

یکی بود یکی نبود،در یک شهر زیبا و قشنگ پسر کوچولویی به نام پیتر با مامان و باباش زندگی می کرد.بچه ها جونم پیتر خیلی پسر منظم و دوست داشتنی ای بود ،اون همیشه سعی می کرد تا کارهاش رو خودش و بدون کمک دیگران انجام بده، مثل مسواک زدن ،غذا خوردن ،لباس پوشیدن و یه عالمه کار دیگه.اما یه مشکلی وجود داشت بچه ها، اونم این بود که پیتر هنوز به طور کامل نمیتونست شب ها تو اتاقش تنها بخوابه و بعضی شبا رو پیش مامان و باباش میخوابید.به خاطر چی؟؟ الان بهتون میگم،

پیتر قصه ی ما  وقتی ماه به همراه  ستاره‌ها از خونه شون بیرون میومدن و تو آسمون شب شروع می کردن به درخشیدن ،میفهمید که وقت خوابیدن و استراحت کردنش رسیده.پیتر بعد از مسواک زدن و شب بخیر گفتن به مامان و باباش تو اتاقش میرفت و توی تختش دراز میکشید، اما عزیزای دلم تا نور اتاقش کم میشد اون احساس میکرد که همه چیز در اطرافش شروع می کنن به تغییر کردن و وسایل اتاقش یه جور دیگه میشن.

مثلا عروسک دزد دریایی شمشیرش رو تکون میده یا درختی که پشت پنجرهس داره با شاخه هاش شکلکای عجیب و غریبی در میاره ، حتی خرس عروسکیش هم تبدیل به یه خرس دیگه ای میشه. بله بچه ها پیتر کوچولوی قصه ی ما یا میرفت زیر پتوش و ساکت میموند تا خوابش ببره  یا داد میزد مامان بابا و یا میرفت و پیش مامان و باباش می خوابید.

یک شب که ترسیده بود و زیر پتوش خوابش برده بود خواب بدی دید. اون از خواب پرید و بلند داد زد :” مامان”

وقتی مامانش اومد پیشش پیتر داستان درخت پشت پنجره و خرس عروسکیش و بقیه چیزها رو برای مامانش تعریف کرد.

مامان گفت:” “تو واقعاً خواب بدی دیدی.”

“پیتر گفت:” خواب دیدن دیگه چیه ؟”

مامان جواب داد:” وقتی ما می خوابیم به اتفاقایی که در طول روز برامون افتاده فکر میکنیم  اما در واقع همه چیز به شکل به هم ریخته  و قاطی پاتیه. این احساسیه که وجود داره ولی در اصل واقعیت نداره”

پیتر گفت:” ولی واقعیه!”

مامان جواب داد :«پیتر وقتی ما یک داستانی رو با هم می خونیم میدونیم که اون قصه و داستان ساختگیه ولی ما بهش می خندیم یا ازش میترسیم و یا هیجان زده میشیم، یک خواب هم دقیقا همینطوره”

پیتر گفت:”یعنی خواب یک داستانه ؟”

“بله! اما تو شب اتفاق می افته. سرت رو روی بالش می ذاری، خوابت می بره و بعد داستان اتفاق می افته.”

پیتر گفت: “پس یک رویا و خواب  داستانیه که  شما اونو تو بالشتون پیدا میکنین؟”

مامان گفت:”آره!”

پیتر گفت: “آیا می تونم داستانا رو  تو بالشم بذارم ؟”

مامان گفت:” بله که می تونی.”

پیتر گفت:”چه جوری؟”

مامان گفت:” بیا بهترین داستاناتو بنویسیم یا از اونا نقاشی بکشیم ،  بعد کاغذو تا کنیم و اونو داخل بالش بذاریم.”

بله بچه ها جونم پیتر همون طور که مامانش بهش گفته بود از بهترین خواب هاش نقاشی کشید و اونا رو رنگ کرد بعد هم کاعذ رو تا کرد و داخل بالشش گذاشت، بعد از این کارا پیتر به خواب آروم و راحتی فرو رفت.

حالا دیگه وقتی ستاره‌ها  به همراه ما بیرون میان و تو آسمون می درخشن، و نور اتاق پیتر کم میشه، هیچ چیزی تغییر نمیکنه و دلیلی برای ترسیدن و خواب بد وجود نداره.

 

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

129 پاسخ
  1. مهدی پدر علی و السا
    مهدی پدر علی و السا می گوید:

    خیلی قشنگ بود و پیشنهاد پسرم برای خواب خوب داشتن فکر کردن به چیزای خوب و آرامش داشتن هستش .با تشکر

    پاسخ
  2. 🦋آوا راستی لاری 🦋
    🦋آوا راستی لاری 🦋 می گوید:

    عالی بود
    ممنون
    مرس‌ی
    من خیلی دوست داشتم
    من تا موقعی که قصه شما گوش ندم خوابم نمیره
    🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋♥️♥️♥️♥️♥️♥️🦋🦋🦋🦋🦋🦋
    🦋آوا🦋
    ♥️ava♥️

    پاسخ
  3. مرسانا
    مرسانا می گوید:

    برای این قصه دخترم میگه
    قرآن خوندن قبل خواب
    به چیزهای خوب فکر کردن
    نقاشی های مورد علاقه زیر بالشت میزاره

    پاسخ
  4. مانیا فروتن
    مانیا فروتن می گوید:

    من برای راه های رهایی از خواب بد یک روش مناسب دارم وقتی کابوس میبینم میگویم خدایا این همش خواب است و من میدانم این کابوسی بیش نیست فقط تخیل است.

    پاسخ
  5. مانیا فروتن
    مانیا فروتن می گوید:

    این قصه هم مثل قصه های دیگر عالی بود من هرشب قصه های شما را قبل از خواب گوش میدهم و از شما بسیار سپاسگزارم❤️❤️❤️❤️

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      امکان دانلود محتوای سایت مقدور نیست دوست عزیز
      اما میتونید در هر زمان که دوست داشتید به صورت رایگان به همه ی محتواهای ما دسترسی داشته باشید

      پاسخ
  6. عشق فقط استقلال💙💙💙
    عشق فقط استقلال💙💙💙 می گوید:

    سلام
    من خیلی از شما تشکر می کنم بابت این همه قصه ی خوب
    من خواهر و برادرم این قصه رو چند بار گوش کردن

    پاسخ
  7. ایلیا
    ایلیا می گوید:

    سلام من ایلیا هستم و هر شب همراه داداشم قبل از خواب قصه های قشنگ شما رو گوش میدیم قصه هاتون عالیه

    پاسخ
  8. النا خاکزاد
    النا خاکزاد می گوید:

    با عرض سلام ممنون از قصه‌ی شما، و این که من خیلی قصه های صوتی شما رو دوست دارم.
    لطفا اون یکی آهنگ رو هم اول قصه پخش کنین.
    ممنون از شما.

    پاسخ
  9. م، فکری
    م، فکری می گوید:

    سلام، عالی بود، ممنون از شما، بچه های من خیلی صدای شمارو دوست دارند و موزیک پایان قصه هم فوق العاده ست.

    پاسخ
  10. رستا و راستین عاشق وولک♥♥
    رستا و راستین عاشق وولک♥♥ می گوید:

    ما عاشقشیم ممممممممممممممــــــــــنــــــــــــونـــــــــــ (✷‿✷) (◉‿◉) (。◕‿◕。) ( ‾́ ◡ ‾́ ) (◍•ᴗ•◍) ❤ ( ˘ ³˘)❤

    پاسخ
  11. 🙂😍آنیتا بنیتا
    🙂😍آنیتا بنیتا می گوید:

    خوب نبود چون بچه ها این کار رو می کنن و وقتی سرشون رو بزارن روی بالشت بخواتر این که وقتی کاغذ تکون بخوره صدا میده نمیتونن بخوابن و کلا سرشون راهت نیست

    پاسخ
  12. دیانا *ملکه ی ماه*
    دیانا *ملکه ی ماه* می گوید:

    عالی
    ما آخه به کدوم قصه های وولک گفتیم بدک نبود یا خوب نبود!؟
    همیشه داستان های وولک عالیه

    پاسخ
  13. نازنین خانم☄💐🌼
    نازنین خانم☄💐🌼 می گوید:

    عالی بود
    مثل داستان های خوب شما وقتی شما داستان میگید ما به اون فکر میکنیم که خواب بعد نبینیم🌈☄🎀🎈🇧🇾😉😙🌼💌💛💜

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      ممنونم از نظرت یسنای عزیز
      من تهران زندگی میکنم. شما کجا هستی؟

      پاسخ
  14. آلارا
    آلارا می گوید:

    سلام من آلارا ی ۹ ساله هستم من عاشق قصه هاتون هستم بازم قصه بزارین قصه ی امروزم مثل بقیه ی قصه ها عالی و آموزنده

    پاسخ
  15. ارغوان
    ارغوان می گوید:

    سلام ارغوان و الیسا هستیم از قایمشهر
    خیلی قشنگ بود منم بچه بودم از تاریکی میترسیدم ولی الان نمی‌ترسم خاله جون شب بخیر

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام دوستای مهربونم، خیلی خوشحال شدم که نظرتون رو برام نوشتین
      آفرین به شما دخترای خوشگل

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      نظرات شما ثبت و بعد از تایید ادمین در وبسایت نمایش داده میشن دوست عزیزم

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *