یکی بود یکی نبود،در یک شهر زیبا و قشنگ پسر کوچولویی به نام پیتر با مامان و باباش زندگی می کرد.بچه ها جونم پیتر خیلی پسر منظم و دوست داشتنی ای بود ،اون همیشه سعی می کرد تا کارهاش رو خودش و بدون کمک دیگران انجام بده، مثل مسواک زدن ،غذا خوردن ،لباس پوشیدن و یه عالمه کار دیگه.اما یه مشکلی وجود داشت بچه ها، اونم این بود که پیتر هنوز به طور کامل نمیتونست شب ها تو اتاقش تنها بخوابه و بعضی شبا رو پیش مامان و باباش میخوابید.به خاطر چی؟؟ الان بهتون میگم،
پیتر قصه ی ما وقتی ماه به همراه ستارهها از خونه شون بیرون میومدن و تو آسمون شب شروع می کردن به درخشیدن ،میفهمید که وقت خوابیدن و استراحت کردنش رسیده.پیتر بعد از مسواک زدن و شب بخیر گفتن به مامان و باباش تو اتاقش میرفت و توی تختش دراز میکشید، اما عزیزای دلم تا نور اتاقش کم میشد اون احساس میکرد که همه چیز در اطرافش شروع می کنن به تغییر کردن و وسایل اتاقش یه جور دیگه میشن.

مثلا عروسک دزد دریایی شمشیرش رو تکون میده یا درختی که پشت پنجرهس داره با شاخه هاش شکلکای عجیب و غریبی در میاره ، حتی خرس عروسکیش هم تبدیل به یه خرس دیگه ای میشه. بله بچه ها پیتر کوچولوی قصه ی ما یا میرفت زیر پتوش و ساکت میموند تا خوابش ببره یا داد میزد مامان بابا و یا میرفت و پیش مامان و باباش می خوابید.

یک شب که ترسیده بود و زیر پتوش خوابش برده بود خواب بدی دید. اون از خواب پرید و بلند داد زد :” مامان”
وقتی مامانش اومد پیشش پیتر داستان درخت پشت پنجره و خرس عروسکیش و بقیه چیزها رو برای مامانش تعریف کرد.

مامان گفت:” “تو واقعاً خواب بدی دیدی.”
“پیتر گفت:” خواب دیدن دیگه چیه ؟”

مامان جواب داد:” وقتی ما می خوابیم به اتفاقایی که در طول روز برامون افتاده فکر میکنیم اما در واقع همه چیز به شکل به هم ریخته و قاطی پاتیه. این احساسیه که وجود داره ولی در اصل واقعیت نداره”
پیتر گفت:” ولی واقعیه!”
مامان جواب داد :«پیتر وقتی ما یک داستانی رو با هم می خونیم میدونیم که اون قصه و داستان ساختگیه ولی ما بهش می خندیم یا ازش میترسیم و یا هیجان زده میشیم، یک خواب هم دقیقا همینطوره”

پیتر گفت:”یعنی خواب یک داستانه ؟”
“بله! اما تو شب اتفاق می افته. سرت رو روی بالش می ذاری، خوابت می بره و بعد داستان اتفاق می افته.”
پیتر گفت: “پس یک رویا و خواب داستانیه که شما اونو تو بالشتون پیدا میکنین؟”
مامان گفت:”آره!”

پیتر گفت: “آیا می تونم داستانا رو تو بالشم بذارم ؟”
مامان گفت:” بله که می تونی.”
پیتر گفت:”چه جوری؟”
مامان گفت:” بیا بهترین داستاناتو بنویسیم یا از اونا نقاشی بکشیم ، بعد کاغذو تا کنیم و اونو داخل بالش بذاریم.”

بله بچه ها جونم پیتر همون طور که مامانش بهش گفته بود از بهترین خواب هاش نقاشی کشید و اونا رو رنگ کرد بعد هم کاعذ رو تا کرد و داخل بالشش گذاشت، بعد از این کارا پیتر به خواب آروم و راحتی فرو رفت.

حالا دیگه وقتی ستارهها به همراه ما بیرون میان و تو آسمون می درخشن، و نور اتاق پیتر کم میشه، هیچ چیزی تغییر نمیکنه و دلیلی برای ترسیدن و خواب بد وجود نداره.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالی خیلی خوب بود صدف جان
ممنونم از نظرت دوست من
بازم از اینا بزارید
حتماا
ممنون از همراهی شما
بسیار داستان خنده داری بود
خوشحالم که دوست داشتی دوست من
😙🎉🤩⚘🌹🙏✨🎉😙✨🙏🙏🙏🙏🙏🦌🦄☺️🦄🌹
تشکر
عالی بود مرسی
😘😘😘😘😘😁
❤🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
ممنون از شما
عالیییییییییییییییی بودددددددد مرسی
ممنون از شما
سلام من ساینا هستم قصه ی امشب هم مثل قصه های دیگه وولک عالی بود
با سپاس
بسیار عالی
ممنونم که با وولک همراهی ساینای عزیز
عالی
تشکر
🙏🏻
تشکر
قصه ی امشب هم عالی بود واقعا خوشم اومد ممنون از قصه های قشنگ وولک 🙏🏻❤
ممنون از همراهی شما
سلام خیلی قشنگ بود ممنونم
ممنون از شما
خیلی قشنگ بود و پیشنهاد پسرم برای خواب خوب داشتن فکر کردن به چیزای خوب و آرامش داشتن هستش .با تشکر
بسیار عالی
تشکر از نظر شما
عالی بود
ممنون
مرسی
من خیلی دوست داشتم
من تا موقعی که قصه شما گوش ندم خوابم نمیره
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋♥️♥️♥️♥️♥️♥️🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🦋آوا🦋
♥️ava♥️
تشکر آوای عزیز
خوشحالم که با وولک همراهی دوست خوبم
سلام من می دونم که باید چیکار کنیم به چیزهای خوب فکر کنیم.
قصه شما عالی بود.
افرین سپیده جان
ممنون که برداشتتو برامون نوشتی عزیزم
عالی بود ممنون از شما ❤️💗
تشکر
واقعا ممنونم خیلی خوبه دستتون درد نکنه 👏🏻👏🏻👏🏻👌🏻👌🏻👌🏻🌸🌸❤☺
خیلی ممنونم از نظر خوب شما
عزیزم خوب بود ولی اگه قصه کارتونی باشه بهتره
تشکر از نظر شما
سلام و عرض ادب خدمت شما ممنونم از قصه خوبتون
خیلی ممنونم از همراهی و نظر خوب شما
تشکر فراوان از خانم خالقی گرامی
سپاس از همراهی شما
برای این قصه دخترم میگه
قرآن خوندن قبل خواب
به چیزهای خوب فکر کردن
نقاشی های مورد علاقه زیر بالشت میزاره
بسیار هم عالی
ممنون که نظرتونو نوشتین برامون
سلام قصه عالی بود ممنون
سلام ممنون از همراهی شما
من برای راه های رهایی از خواب بد یک روش مناسب دارم وقتی کابوس میبینم میگویم خدایا این همش خواب است و من میدانم این کابوسی بیش نیست فقط تخیل است.
آفرین مانیای عزیز
خیلی راه حل خوبی داری
این قصه هم مثل قصه های دیگر عالی بود من هرشب قصه های شما را قبل از خواب گوش میدهم و از شما بسیار سپاسگزارم❤️❤️❤️❤️
بسیار عالی تشکر دوست خوبم
عالی ❤
تشکر
چرا نمیشه دانلود کرد؟
امکان دانلود محتوای سایت مقدور نیست دوست عزیز
اما میتونید در هر زمان که دوست داشتید به صورت رایگان به همه ی محتواهای ما دسترسی داشته باشید
سلام
من خیلی از شما تشکر می کنم بابت این همه قصه ی خوب
من خواهر و برادرم این قصه رو چند بار گوش کردن
بسیار عالی
ممنونم که با وولک همراهین دوستای خوبم
سلام من ایلیا هستم و هر شب همراه داداشم قبل از خواب قصه های قشنگ شما رو گوش میدیم قصه هاتون عالیه
سلام دوست خوبم
بسیار هم عالی تشکر از همراهی شما
با عرض سلام ممنون از قصهی شما، و این که من خیلی قصه های صوتی شما رو دوست دارم.
لطفا اون یکی آهنگ رو هم اول قصه پخش کنین.
ممنون از شما.
ممنونم از همراهی شما با وولک
عالی شما همیشه پیشرفت می کنید 💝💝💖💖❤️❤️💟💟
تشکر ممنونم از لطف شما عزیزانم
خیلی قصه خوب و کاربردی ای بود.قصه گو هم عالی
تشکر از همراهی شما
عالی
تشکر
مرسی از قصی شما
ممنون از همراهی شما
سلام، عالی بود، ممنون از شما، بچه های من خیلی صدای شمارو دوست دارند و موزیک پایان قصه هم فوق العاده ست.
بسیار عالی تشکر ویژه از همراهی شما
ما عاشقشیم ممممممممممممممــــــــــنــــــــــــونـــــــــــ (✷‿✷) (◉‿◉) (。◕‿◕。) ( ‾́ ◡ ‾́ ) (◍•ᴗ•◍) ❤ ( ˘ ³˘)❤
بسیار هم عالی
ممنونم از همراهیتون بچها
عالی بود
تشکر
خیلی عالی بود خیلی قشنگ بود
بسیار هم عالی تشکر از نظر خوبت دوست من
سلام من ستایش هستم قصه ی خیلی عالی بود خاله صدف 🥰🥰🥰 دوست دارم شبت خوش ❤️❤️
سلام ستایش خانم گل
خیلی ممنونم که نظرتو برام نوشتی دوست خوبم
لطفا قصه ها طولانی تر باشه
ممنون از پیشنهاد شما
ممنون صدف عزیز
تشکر از شما
عالی دستتون درد نکنه
ممنون از همراهی شما
خوب نبود چون بچه ها این کار رو می کنن و وقتی سرشون رو بزارن روی بالشت بخواتر این که وقتی کاغذ تکون بخوره صدا میده نمیتونن بخوابن و کلا سرشون راهت نیست
ممنون که نظرتو گفتی عزیزم
منم همینجوریم
عالی
ما آخه به کدوم قصه های وولک گفتیم بدک نبود یا خوب نبود!؟
همیشه داستان های وولک عالیه
تشکر از همراهی شما دینای عزیز
عالی بود شگفت انگیز 🧡🧡💛💚💙💜🤎♥️🤍🦋💯💓💕💗❣️💘💝
تشکر
مرسی خاله وولک
ممنون از همراهی شما
عالی بود
مثل داستان های خوب شما وقتی شما داستان میگید ما به اون فکر میکنیم که خواب بعد نبینیم🌈☄🎀🎈🇧🇾😉😙🌼💌💛💜
ممنونم از نظرت دوست عزیزم
سلام.ممنونم از قصه قشنگتون ❤️❤️❤️
تشکر از همراهی شما
من خیلی از قصه های شما را دوست دارم 😍
چه عالی
خیلی ممنونم از این که با ما همراهی دوست خوبم
عالی بهتر از شما نیست دمتون گرم 🥰🥰🥰🥰🥰🥰❤❤❤❤⚘⚘⚘⚘
ممنونم از نظرت دوست عزیزم
چه قدر عالیییییییی
تشکر
مرسی این قصه عالی بود
تشکر میکنم از نظرت رهای عزیز
عالی مصل همیشه ممنون از صدف جان
شما کجا زندگی م کنید
ممنونم از نظرت یسنای عزیز
من تهران زندگی میکنم. شما کجا هستی؟
سلام من آلارا ی ۹ ساله هستم من عاشق قصه هاتون هستم بازم قصه بزارین قصه ی امروزم مثل بقیه ی قصه ها عالی و آموزنده
خوشحالم که این قصه رو هم دوست داشتی آلاراجان
چقدر خلاقانه 👍👍لطف بازم در مورد تنها خوابیدن بچه ها داستان بگذارید🙏
ممنون از نظرتون دوست خوبم
عالی بود
تشکر دوست عزیزم
عالی ممنون از وولک ♡❤️🧡💛💚💙💜❤️🧡💛💚💙💜
ممنون که همراهمون هستی دوست خوب وولک
سلام ارغوان و الیسا هستیم از قایمشهر
خیلی قشنگ بود منم بچه بودم از تاریکی میترسیدم ولی الان نمیترسم خاله جون شب بخیر
سلام دوستای مهربونم، خیلی خوشحال شدم که نظرتون رو برام نوشتین
آفرین به شما دخترای خوشگل
عالی بود ترسی
خوشحالم که دوست داشتی تاراجان
خیلی خوب بود ممنون از شما🙏🙏
🙏🙏
خوشحالم که دوست داشتی فربد جان
بسیار زیبا بود ممنون از شما و وولک
خیلی ممنونم از نظرت نیماجان
ممنون
خواهش میکنم دوست عزیزم
خیلی قشنگ بود ولی خییییلی تند قصه رو گفتین
خیلی ممنونم که نظرت رو برام نوشتی دوست من
من چگونه میتوانم اینجا بنویسم
نظرات شما ثبت و بعد از تایید ادمین در وبسایت نمایش داده میشن دوست عزیزم
قصه رو دوست داشتم
💕💕
خیلی قصه خوبی بود.دخترم خوشش اومد.میخاد انجامش بده
❤️❤️