بالی کوچولو یک میمون زرنگ و بازیگوش بود که عاشق تاب بازی و آویزون شدن از شاخه های درخت بود. یک روز بالی از مدرسه به خونه برمیگشت . وقتی از درخت بالای رودخونه رد میشد صدای گریه ای شنید. بالی گفت” یعنی این صدای گریه کیه؟ همون طور که به اطرافش نگاه می کرد با صدای بلند گفت:” کسی اینجاست؟”
همون موقع یک لاک پشت کوچولو از پشت بوته ها به بیرون خزید . بالی گفت:”چرا گریه می کنی لاک پشت کوچولو؟ انگار از چیزی ناراحتی..”
لاک پشت کوچولو در حالیکه گریه می کرد گفت:” من گرسنمه، پدر و مادرم خونه نیستند و هیچ چیزی برای خوردن من وجود نداره”
بالی از دیدن لاک پشت کوچولوی گرسنه ناراحت شد و گفت:” گریه نکن! من توی کیفم کلوچه دارم الان بهت می دم که بخوری” بعد هم از داحل کیفش دو تا کلوچه درآورد و به لاک پشت داد. لاک پشت هم خیلی سریع کلوچه ها رو خورد. اون دوباره سرش رو بلند کرد و به بالی گفت:” من هنوز گرسنمه شکمم هنوز داره قار و قور می کنه..” بالی گفت: ” نگران نباش، اینجا چند تا درخت میوه وجود داره، الان برات چند تا میوه میکنم تا بخوری و سیر بشی..” بعد هم از شاخه ای به شاخه دیگه پرید و خودش رو به درخت میوه رسوند و چند تا میوه چید و برای لاک پشت کوچولو آورد.

لاک پشت خیلی سریع همه میوه ها رو خورد.
بالی حسابی تعجب کرده بود و با خودش گفت:” این لاک پشت کوچولو هر چیزی که بهش میدم رو خیلی سریع می خوره و تموم می کنه . اون واقع شکمو هست! من با اینکه خیلی از اون بزرگترم نمی تونم این همه کلوچه و میوه بخورم! اگر از من چیز بیشتری برای خوردن بخواد دیگه نمی تونم کمکش کنم”
لاک پشت کوچولو همه میوه ها رو خورد و به پشت بوته ها خزید. بالی واقعا شگفت زده شد و با خودش گفت:” اون حتی از من تشکر هم نکرد و بدون خداحافظی رفت! ” بعد هم کیفش رو برداشت به طرف خونه رفت.
روز بعد وقتی بالی از مدرسه برمی گشت دوباره لاک پشت کوچولو رو دید. لاک پشت تا بالی رو دید سریع گفت:” من گرسنمه!” بالی گفت:” پس تو دوباره تنها و گرسنه ای” بعد کیفش رو باز کرد و چند تا کلوچه از داخلش بیرون آورد و به لاک پشت داد.
لاک پشت به سرعت کلوچه ها رو خورد و به پشت بوته ها خزید. این اتفاق روزهای بعد هم تکرار شد. لاک پشت هر روز به محض دیدن بالی نزدیکش می رفت و می گفت که گرسنه است و بالی هم با اینکه دیگه از این کار خسته شده بود ولی هر روز به لاک پشت گرسنه کلوچه میداد و کلوچه خوردن اون رو تماشا می کرد. اون نمی تونست در خواست لاک پشت رو رد کنه و بهش چیزی نده ولی یک روز تصمیم گرفت که دیگه کلوچه ای همراه خودش نبره . اون به لاک پشت گفت:” چرا به پدر و مادر ت نمی گی که وقتی تو رو تنها می گذارند تو گرسنه می شی؟ اونها باید قبل از بیرون رفتن مقداری غذا برای تو بگذارند. من که نمی تونم هر روز برای تو کلوچه بیارم..”
لاک پشت نگاهی به بالی انداخت و گفت:” پدر و مادرم غذای زیادی برای من می گذارند اما کیتی همه اونها رو میخوره و باز هم غذای بیشتری می خواد..”
بالی با تعجب پرسید: ” کیتی کیه؟ خوب چرا به پدر و مادرت نمی گی؟” لاک پشت کوچولو با خجالت گفت:”خوب کیتی منم دیگه ..” بعد هم به سرعت همه کلوچه ها رو خورد و قبل از اینکه بالی حرفی بزنه به پشت بوته ها خزید.
بالی که تعجب کرده بود زیر لب گفت” عجب اشتهایی داری” و به خونه برگشت.
چند روز بعد بالی از مدرسه به خونه بر می گشت. اون خیلی خسته بود چون توی مدرسه کلی کار کرده بود و حسابی خسته شده بود. از این طرف رودخونه کیتی رو دید که منتظرش ایستاده بود. بالی با خودش فکر کرد که اگر این دفعه هم کیتی ازم کلوچه بخواد دیگه قبول نمی کنم..”
کیتی به محض دیدن بالی گفت:” سلام بالی ، امروز دیر کردی! مگه نمی دونستی که دوستت گرسنه در انتظار تویه؟” بالی با تعجب گفت:” کدوم دوستم گرسنه منتظر من هست؟”
کیتی با لحن معصومانه ای گفت:” خوب کیتی دیگه!” بالی نتونست جلوی خندش رو بگیره و دلش برای لاک پشت کوچولو سوخت و سریع از داخل کیفش چند تا کلوچه بیرون آورد و بهش داد.
بالی بعد از اون روز دیگه کیتی رو ندید و فکر کرد که حتما کیتی و خانواده اش به قسمت دیگه ای از رودخانه رفتند. چند هفته بعد هوا بارانی بود. بالی در حال برگشتن از مدرسه بود که بارون شدیدی می بارید و صدای رعد و برق بلندی تو کل جنگل شنیده می شد.
بالی از شاخه ای به شاخه دیگه میپرید. شاخه ها به خاطر بارون خیس و لیز بودند. بالی وقتی میخواست از درخت بالای رودخونه رد بشه نتونست تعادلش رو حفظ کنه سر خورد و داخل رودخانه افتاد و دیگه چیزی نفهمید.

بالی وقتی چشمهاش رو باز کرد دید که کنار رودخونه دراز کشیده و صدای آرومی گفت:” حالت خوبه؟” بالی در حالی که شوکه شده بود و نمی دونست که چه کسی نجاتش داده گفت:” بله خوبم! ” اون نشست و نگاهی به اطراف کرد تا ببینه که چه کسی اون رو نجات داده.. که ناگهان چشمش به کیتی خورد. بالی که از دیدن لاک پشت کوچولو حسابی جا خورده بود گفت:” کیتی؟ تو منو نجات دادی؟ تو کجا بودی؟” کیتی خندید و گفت:” بله من نجاتت دادم ، من به تعطیلات رفته بودم و همین امروز برگشتم. در حقیقت پشت درخت قایم شده بودم که تو رو غافلگیر کنم. وقتی که دیدم توی رودخانه افتادی سریع پریدم تا کمکت کنم..”
بالی با خوشحالی گفت:” ممنونم دوستم”
کیتی با خوشرویی گفت:” خواهش می کنم از من تشکر نکن، رفقا باید به هم کمک کنند. لباسهات حسابی خیس شده ، بیا به خونه ما بریم میتونی از لباسهای من بپوشی ”
بالی گفت:” باشه دوستم” بعد از اینکه بالی لباسهاش رو عوض کرد از کیتی خداحافظی کرد تا به خونه بره. کیتی خندید و گفت:” فردا همدیگه رو می بینیم، امیدوارم که باز هم برام کلوچه بیاری!”

بالی گفت: بله حتما دوستم” بعد هم برای کیتی دست تکان داد و با خوشحالی به طرف خونه رفت. اون از اینکه با کیتی آشنا شده بود خیلی خوشحال بود. اون فقط با دادن چند تا کلوچه تونسته بود یک دوست خوب پیدا کنه که حتی جونش رو هم نجات داده بود. بالی حالا فهمیده بود که انجام دادن کارهای خوب چقدر ارزشمنده و نتیجه کار خوبش به خودش برمی گرده..
تو نیکی میکن و در دجله انداز / که ایزد در بیایانت دهد باز
شما تا چه حد به کودکانتان انجام کار خوب را یاد داده اید؟
بهترین راه برای آموزش مفاهیم به کوذکان، استفاده از راه های غیر مستقیم است. با استفاده از داستان صوتی های آموزنده وولک برای کودکانتان می توانید بسیاری از مفاهیم اخلاقی و کاربردی را به او بیاموزید!
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





سلام با احترام این داستان اصلا ارزش آموزشی نداشت
بچهها باید یاد بگیرند تشکر کنند
انجام کار خوب و کمک کردن به هرکسی باید با توجه به شرایط باشه و کمک کردن بی قیدوشرط به کسی شناختی نسبت بهش نداریم اشتباه و از نظرم این داستان به بیشتراز این که آموزنده باش مخرب بود
پوفق باشید
سلام دوست عزیز ، ممنونم که نظرتون رو با ما در میان گذاشتین
سلام قصه هاتون خیلی زیباست ما هرشب قصه هاتون
رو گوش میدهیم🌺
سلام قصه هاتون خیلی آموزنده ست ما هرشب آنها رو
رو گوش میدهیم🌺
سلام دوست مهربان ،ممنون از نظر خوب شما
سلام وولک🌹 ممنونم از قصه ی خوبتون❤
ممنون از قصه هاي قشنگتون
من دوس دارم وقتي كسي گير افتاد نجاتش بدم و به دوستام هم كمك كنم👦
ممنونم از نظر قشنگت کیان مهربان
سلام شبتون بخیر،،همه ی قصه های شمابه نوعی بسیارزیبا وآموزنده هستن وممنونم ازشمادوست عزیز وولک مهربان
سلام دوست عزیز و شب شما هم بخسیر ، بسیار ممنونم از نظر لطفتون و خوشحالم که از قصه ها رضایت دارین
عالی بود ممنون
سپاس از نظر خوبتون
قصه خیلی خوبی بود، ممنون ولی لباس لاک پشت به میمون نمیخوره.
ممنونم از نظر خوبت دوست نازنینم
سلام خسته نباشید
عالی بود برای دخترم خوندم
حسابی دوست داشت
درود دوست عزیز و ممنونم که همراه ما هستین، خوشحالم که دختر گلمون از قصه خوشش اومده
عالی
بود و مبارزه جوجه تیقی و همی قسه های شماع عالی بود
ممنونم دوست خوبم و خوشحالم که از قصه ها راضی هستی
داستان خیلی الی بود ❤️❤️❤️💓💓💓💓💓
ممنونم از محبت شما
من همیشبدستامکومکمیکونم😗😗😊😊😊
آفرین به شما دوست مهربانم
قصه ی قشنگی بود ممنونم
ممنونم از همراهی شما دوست عزیز
محتوای خوبی نداشت
سپاس از نظرتون دوست عزیز
عالی بود مرسی خیلی خوب بود
ممنونم از نظر خوبت دوست مهربانم
سلام. ممنون از قصه های خوب و آموزنده شما. ممنون میشم اگر اسم نویسنده و مترجم قصه ها را هم بگذارید…
سلام دوست عزیز و ممنونم از نظر لطفتون، بله حتما
❤❤❤❤❤❤مرسی از قصه زیباتون
ممنونم از شما دوست خوبم
سلام قصه هاتون خیلی زیباست ما هرشب قصه هاتون
رو گوش میدهیم🌺
سلام دوست خوبم، ممنونم که به قصه های وولک گوش میکنی و خوشحالم که قصه ها رو دوست داشتی
هرشب ميذاريم براي بچه ها
سپاس از همراهی ارزشمندتون دوست عزیز
این قصه خیلی جالب بود و وقتی دوستی داشت
مرسی از شما دوست خوبم
سلام اسم من رهام است و از اين قصه ياد گرفتم كه كار هاي خوب فايده هايي هم دارد
سلام رهام عزیز! چه عاااالی! ممنون از نظر خوبت
سلام
من قبلا خیلی از سایت وولک راضی بودم ولی چون برای ساعت خواب کودک از قصه های وولک استفاده می کنم و اینکه نصف قصه ها قصه تصویری شده ناراضی هستم
چون کودک من موقع خواب میخواد قصه تصویری که در واقع همون کارتون هست ببینه
و واقعا اصلا درست نیست که بچه قبل از خواب کارتون تماشا کنه
سلام دوست عزیز
از قصه های تصویری ما میتونید برای زمان های دیگری مثل ظهر یا بعدازظهر و برای سرگرمی کودک استفاده کنید و برای خواب از قصه های صوتی خواب برای کودک، انتخاب کنید
قصه خوبی بود ممنون
ممنون از همراهی شما
هم قشنگ و هم آموزنده بود 🧑🧑
خوشحالم که دوست داشتی امیرمهدی
قصهی آموزنده ای بود
ممنون که نظرت رو نوشتی دوست من
عالیه ❤
ممنون دوست من
به نظرم آدم باید حتما از کسی که بهش کمک میکنه تشکر کنه حتی اگر اون دوستش یا پدر و مادرش باشن. آنیا ❤️
کاملا درسته
آفرین به تو دوست عزیزم