لنی، بچه دایناسور نارنجی رنگ خیلی بازیگوشی بود.
یه روز خیلی قشنگ پاییزی لنی و مامانش تو آشپزخونه بودن. لنی پشت میز آشپزخونه نشسته بود و داشت صبحونه شو می خورد.
مامان لنی از لنی خواست که وقتی صبحونه شو تموم کرد، تو کارهای خونه بهش کمک کنه و لباسا رو از تو حیاط جمع کنه.
لنی با دهن پر گفت : «الان نه مامان! من دارم چیزی می خورم.»
مامانش گفت : «می دونم لنی. وقتی صبحونه تو تموم کردی لباس ها رو از تو حیاط جمع کن.»

لنی مدت زمان زیادی به خوردن صبحونه مشغول بود. حتی بیشتر از وقت های عادی.
و وقتی که صبحونه ش تموم شد دیگه دیر شده بود ! باران میومد و همه ی لباس های شسته شده خیس شده بودن.

ظهر همون روز لنی همراه باباش تو حیاط بودن.
بابای لنی مشغول تعمیر ماشینش بود و لنی هم کنارش ایستاده بود و توپ بازی می کرد.
بابای لنی بهش گفت : «لنی عزیزم می تونی به فروشگاه بری و یه چیزایی واسه خونه بخری؟ شیر و ماست لازم داریم. من بهت پول می دم و تو لطفا برو فروشگاه شیر و ماست بخر.»
لنی همون طور که داشت توپشو به بالا و پایین می انداخت گفت : «الان نه بابا! دارم بازی میکنم»

وقتی بازی لنی تموم شد و به سمت فروشگاه رفت دیگه دیر شده بود! چون فروشگاه بسته بود.

بعد از ظهر، خواهر لنی ازش خواست که شیر آب حموم رو ببنده .
لنی اون قدر دیر به سمت حموم رفت که دیگه دیر شده بود و همه جا رو آب گرفته بود. همه ی حموم خیس شده بود.
وقتی خواهرش فهمید که لنی شیر آب رو نبسته خیلی عصبانی شد. لنی بهش گفت : «ببخشید.»
اما این ببخشید فایده ای نداشت.

لنی و تری تو فروشگاه بودن.
تری به لنی گفت : «لنی بیا دیگه. باید بریم! داره دیر می شه.»
لنی گفت : «الان میام. یکم صبر کن اسباب بازی های تو این قفسه رو ببینم.»

لنی و تری دوباره دیر به خونه رسیدن و مثل همیشه لنی مقصر بود.

همه ی اعضای خونواده از دست کارای لنی خسته شده بودن. لنی به هیچ کس کمکی نمی کرد و هر چی بهش می گفتن می گفت : «باشه بعداااا».
اونا به این نتیجه رسیدن : «ما باید به لنی کمک کنیم. اون هیچ وقت به موقع به جایی نمی ره. اون همه رو منتظر می ذاره.»
و اونا با هم یه تصمیمی گرفتن.
یه روز مامان لنی داشت تلویزیون نگاه می کرد.
لنی که خیلی حوصله اش سر رفته بود به مامانش گفت : «مامان میای بازی کنیم؟»
مامانش همین طور که داشت به تلویزون نگاه می کرد گفت : «الان نه، لنی! دارم تلویزیون نگاه می کنم.»

لنی رفت پیش باباش. بابای لنی تو حیاط مشغول مطالعه بود.
لنی به باباش گفت : «بابا دوچرخه ی منو درست می کنی یکم دوچرخه سواری کنم؟ خیلی حوصله ام سر رفته. مامان هم نمیاد باهام بازی کنه.»
بابای لنی بدون این که سرش رو از روی کتاب برداره گفت : «الان نه لنی! دارم کتاب می خونم.»

لنی می خواست با تری به پارک بره. اما این بار تری زیاد منتظرش نموند و وقتی دید لنی مثل همیشه دیر کرده با بچه های دیگه به پارک رفتن.
لنی برای بازی تو پارک خیلی دیر کرده بود و تنها مونده بود.

خواهر لنی حموم بود. لنی می خواست بره دستشویی واسه همین به خواهرش گفت : «می شه زودتر از حموم بیای بیرون که منم بتونم برم دستشویی؟».
خواهرش از تو حموم گفت : «الان نه لنی! دارم دوش می گیرم.»

خواهر لنی اونو منتظر گذاشت و منتظر گذاشت.

لنی خسته شده بود. همه اونو منتظر گذاشته بودن. لنی ازین شرایط اصلا خوشش نمی اومد.

به مامانش گفت : «مامان چرا امروز همه منو منتظر می ذارن و هی بهم می گن بعدا بعدا»
مامانش بهش گفت : «ما اینکارو کردیم تا تو بفهمی که چه قدر منتظر گذاشتن بقیه کار بدیه. ما هم دوست نداریم منتظر بمونیم لنی.»
لنی با ناراحتی گفت : «متاسفم مامان. من الان فهمیدم که کار درستی نمی کردم.»

اون روز همه ی خونواده با هم به پارک رفتن. این بار لنی به موقع رسید و هیچ کسی رو معطل نکرد.
لنی دیگه هیچ وقت دیر نکرد.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





خیلی قشنگه😍 بابت این همه قصه ها ی هیجان انگیز ممنونم خاله جونم🥰😍♥️
خوشحالم که دوست داشتی علیرضای عزیز، ممنونم که با ما همراهی پسر قشنگ
سپااااس
سلمای عزیز، خوشحالم که با ما همراه هستی عزیزم
مرسی خاله صدف🥰🥰
خواهش میکنم نبکاب عزیز، مرسی که با ما همراهی
ممنون از قصه های زیباتون ثنا از شیراز
ثنای عزیزم، خیلی خوشحالم که با ما همراهی دوست خوبم
خیلی از این قصه خوشآمد. فقط اگر قصه های تصویری هم بسازید عالی میشه 😂😉😜👌🤣😀❤️😁👍😲🤓😎🫰🤞🤜👏
خوشحالم که دوست داشتی کیارش عزیز، قصه های تصویری ما رو میتونی با نصب اپلیکیشن وولک دنبال کنی
عالیییییییییی بوووووووووود 🌹❤️🌷💗💖💝💌
خوشحالم که دوست داشتی مبینای عزیز
ممنون خاله جون شما خیلی خوب هستین🤩🤩🤩🤩
اشکان عزیز خیلی خوشحال شدم از نظرت و خوشحالم که با وولک همراهی عزیزم
عالییییییییییییی
تشکر
عالی من آلارا ی ۹ ساله
آلارای عزیزم، خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
عالی و قشنگگگگگگگ
ممنونم از نظرت کیان عزیز
زیبا بود و داستان قشنگی داشت
بسیار عالی، خوشحال شدم از نظرت هلماجان
زینب کوچولوی من با شما عاشق قصه شب شد با این آهنگ جذاب ابتدایی وانتهایی شما.عالییییییی….همه چیزش به دل میشینه چه متن داستان چه اهنگ ابتدا وانتهاش چه صدای دوبلور و…ممنون ،موفق باشید
سلام و درود بر شما دوست عزیز، خیلی خوشحال شدم از نظر و انرژی خوبتون و خوشحال تر از این که زینب کوچولو با قصه های وولک همراه هست، ممنونم از نظرتون
خاله صدف من همیشه قصه های
شما را نگاه می کنم و همهی این قصه ها را
نگاه
کردم و لطفا باز هم ممنون میشم که قصه های بیشتری برای ما ارسال کنید
حاضرم جونم رو بدم و گوشش کنم،بوس بوس🥰👄👄💋👄😁😁😁😁😁😁😂😂😂😂😂🥰😂⭐⭐⭐💖❤️❤️❣️🤍🤍💟💟♥️♥️💗💗♥️♥️❤️❣️💗🙂⭐⭐⭐💞💞🌟💕💌💋💋🤎🤎💚😀💕💕💞💓♥️💗⭐👌🙂💞💓❤️♥️🙂💕💌👄👄💚🖤🌟💝😹😹💜👍♥️💓💞💕💌🧡😂😁💋💋💋💌💞♥️❣️❣️♥️💓💞💕💘👄💌👄از طرف شهرزاد چراغی 🌟💝💝
رستای عزیزم چقدر خوشحالم که تو با وولک و قصه های ما همراهی
ممنونم از نظر خوبت عزیزدلم
خاله وولک من اپلیکیشن رو هم دانلود کردم عالی بود
آفرین دیانا
خیلی خوشحال شدم که دوست داشتی عزیزم
سلام میشه فردا برای شب یک داستان در همین جا بگذارید
سلام آلارای عزیز
هر هفته دو قصه جدید براتون در سایت قرار میگیره، ممنونم که با وولک همراهی
عالی
نبود
چرا دوست نداشتی محیاجان
ممنون خاله از قصه های قشنگ ک میزارید
ممنونم که با ما همراهی آوای عزیز، خیلی خوشحال شدم نظرت رو خوندم دوست عزیزم
شما عالی هستید خاله صدف عزیز🌹
توام عالی هستی صدرای عزیزم، خیلی خوشحالم که با ما همراهی دوست خوبم
دوستون دارم خاله جون این قصه هارا از کتاب داستان میخوانید؟ 😃🤔😘😘😘😘🤔😙😙🤡🤡😶😶
منم شما رو خیلی دوست دارم عزیزانم
قصه های ما توسط تیم تولید محتوا نوشته میشن قشنگم
قصه ی آموزنده وخوبی بود
خیلی ممنونم از نظر خوبتون دخترای قشنگ
آلی بود
کیان هستم از تهران واقعا خوب است 👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍
سلام کیان عزیزم، خیلی خوشحالم که با ما همراهی
ممنونم از نظرت کیان عزیز
کیان هستم از تهران ۷ سالم است قصه های شما ممنونم خال جونم
سلام خاله صدف می شود هفته ی دیگه داستان وولک رو تعریف کنید؟ 🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🐷🐷🦄🦄🐷🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄
سلام ترنم عزیزم، بله به زودی براتون دوباره در سایت از قصه های وولک تعریف میکنم
اگر اپلیکیشن رو داشته باشی، میتونی هر هفته دو قسمت جذیذ از قصه های وولک رو گوش کنی ترنم جان
واقعا آموزنده بود تشکر از لطف شما شب بخیر 🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠🤠
خیلی ممنونم از محبتتون بچه های عزیزم
منظورم این بود که توی این جا بزارید
خاله صدف چرا قصه شب یلدا وولستان برای ماباز نمیشه؟؟؟
قصه شب یلدای وولستان رو براتون گذاشتیم و میتونی تو سایت گوش بدی ترنم عزیزم
بی نظیر بود
خوشحالم که دوست داشتی زهراجان
سلام خاله صدف من از این قصه یاد گرفتم نباید زیاد به کاری ادامه بدیم 😍😍😍😍😍😍😍🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🤩🤩🤩🤩🤩🥰🥰🥰🥰🥰😍😍😍😍😍🥰😍😍💗🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰😍😍😍🤩😍😍😍😍
سلام السای عزیزم خیلی خوشحالم که با وولک همراهی دوست قشنگم
آفرین خیلی برداشت خوبی بود
مرسی بابت زحمتی که بابت ما بچه ها میکشید.
سیاوش
خیلی سپاسگزارم از این که با ما همراه هستین
سلام قصه زیبایی بود مممممنون خاله
ممنونم از نظرت هانیکا جان
قصه ی بسیارزیبایی بود تشکر
خوشحالم که دوست داشتی دوست عزیزم
سلام خاله صدف من یک بار که برنامه وولک رو دانلود کردم باز نمی کرد چند بار خارج و وارد شدم فایده هم نداشت برای همین از سایت استفاده می کنم
آیناز جان، به شماره 09333795618 پیام بده تا مشکلت برطرف شه و بتونی با اپلیکیشن همراهمون باشی
من پسرم عادت کرده الان ۸سالشه از کوچیکی هرشب از سایت شما براش میخوندم واقعا ممنونم
چه عالی خیلی خوشحالم که با وواک همراه هستین
AVA
ممنون خاله صدف جون که این همه قصه های قشنگ می نویسی❤️💌🌟🌸💮🌼
کیمیاجانم ممنونم که با قصه های ما همراهی دوست قشنگم
خیلی زیبا بود
ممنونم از نظرت دوست عزیزم
زیبای زیبا بو🤥🤗🤗🤗🤗🤗🤗
ممنونم از نطرت دوست خوبم
عالییی بود ممنون که وقت میزارید برای ما و قصه های قشنگتون تعریف میکنید 🤩🤩
💕
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
باهال بود♥️♥️♥️♥️
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
من این قصه رو خیلی دوست داشتم
من کیانم🥰
۵ ساله از تهران
سلام کیان عزیز خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی عزیزم
عالی بود
ممنونم از نظرت آوش عزیز
خیلی باحال بود این قصه
عالی بود
خوشحالم که دوست داشتی ترنج عزیز
من هم دیده ام .خیلی دوستش دارم
چه عالی
خیلی عالی بود ❤️❤️❤️❤️❤️
خوشحالم که دوست داشتی حلماجان
خیلی قشنگ وآموزنده بود
خوشحالم که دوست داشتی مریلاجان
سلام خاله جونم واقعا ممنونم برای قصه هاتون🙏🏻
سلام درنیکای عزیز، خیلی ممنونم که با ما همراهی دوست قشنگم
ممنون از قصه های زیباتون
ممنونم که با همراهی آریای عزیزم
عالی بود
خوشحالم که دوست داشتی سلنا
عالی سپاس فراوان 🙏⚘
ممنونم الماجان
خاله صدف عالی بود
خیلی خوشحال شدم که خوشت اومده عزیزم
خیلی قشنگ بود من که کلی ازش لذت بردم ممنونم که قصه های قشنگ می ذارید تا ما به خونیم و لذت ببریم
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
ممنون از شما خاله جان
خواهش میکنم عزیزم
سلام شبتون بخیر این قصه عالی بود ممنون از قصه و شعر اول و آخر وولک.
خواهش میکنم قشنگم
سلام خیلی عالی بود ممنونم
خواهش میکنم دوست خوبم
عالی
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
برای هزارمین بار وولک گل کاشت
خیلی ممنونم از لطفت دوست قشنگم
خاله صدف بهترین قصه ی دنیا بود.
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
عالی🧡🥹🫂
ممنونم از نظرت عزیزم