توی یک جنگل سرسبز و بزرگ خرس کوچولویی همراه خرس بزرگ زندگی می کرد. خرس کوچولو عاشق گشت و گذار و ماجراجویی توی جنگل با بهترین دوستش یعنی خرس بزرگ بود..

اونها در کنار هم روزهایی پر از خنده و تفریح و ماجراجویی رو می گذروندند.

خرس کوچولو به ارتفاعهای بلند و جدید سرک می کشید و به دنبال کشف چیزهای جدید بود.. هر وقت که خرس کوچولو در موقعیت های سخت و ترسناک قرار می گرفت خرس بزرگ با دستهای بزرگ و دندانهای تیزش آماده کنارش بود و بهش کمک می کرد..

یک روز برای خرس بزرگ اتفاق ترسناکی افتاد.. یک قسمت از جنگل آتش گرفته بود و خرس بزرگ که راه فراری نداشت به بالای یکی از درختها رفت.. اون خیلی ترسیده بود ..چند ساعتی طول کشید تا آتش خاموش شد و خرس بزرگ تونست پایین بیاد و به خونه اش برگرده .. از بعد از اون روز رفتارهای خرس بزرگ تغییر کرد. انگار همیشه نگران بود و از چیزی می ترسید!

فردای اون روز خرس کوچولو خرس بزرگ رو کنار رودخانه دید ولی اون مثل همیشه نبود. خرس کوچولو گفت:” تو حالت خوبه خرس بزرگ؟ میخوای از درخت بالا بری ؟ ”

خرس بزرگ اخم کرد و گفت:” نه ! این درخت خیلی بلنده ، خطرناکه !” خرس کوچولو متوجه نمی شد. با تعجب گفت:” اما تو بزرگ و شجاعی .. بالا رفتن از این درخت برای تو کاری نداره ..” ولی خرس بزرگ از درخت بالا نرفت.
خرس کوچولو سعی کرد هر کاری بکنه تا خرس بزرگ دوباره سرحال و خوشحال بشه .. ولی فایده ای نداشت. خرس کوچولو آهی کشید و گفت:” امیدوارم فردا حالت بهتر بشه ..”

روز بعد دوتایی برای پیدا کردن غذا به وسط جنگل رفتند. همه چیز خوب بود تا اینکه صدای بلندی به گوش رسید. خرس بزرگ با شنیدن صدا شروع به فرار کرد.. خرس کوچولو همینطور که دنبال خرس بزرگ می دوید داد زد:” برگرد خرس بزرگ ، فرار نکن!”

کمی جلوتر خرس بزرگ در حالیکه نفس نفس می زد ایستاد و گفت:” ببخشید خرس کوچولو من نمی خواستم فرار کنم ولی اون صدا خیلی بلند بود!”

خرس کوچولو گفت:” اما تو خیلی بزرگ و شجاعی .. چه چیزی می تونه تو رو بترسونه؟!”

خرس بزرگ چیزی نگفت.. به نظر می رسید که خرس بزرگ دوباره حالش خوبه و دوتایی مشغول بازی و ماجراجویی شدند.

اما مدت زیادی نگذشته بود که انگار خرس بزرگ چیزی دید و شروع به غرش کرد و صدای غرش های بلندش کل جنگل رو پر کرده بود. همه حیوانات جنگل حتی خرس کوچولو هم ترسیده بودند و گوشهاشون رو گرفته بودند. کمی بعد خرس بزرگ آروم شد و گفت:” متاسفم خرس کوچولو ! نمی خواستم تو رو بترسونم .. ”

خرس کوچولو واقعا نگران بود ولی سعی کرد خرس بزرگ رو آروم کنه .. برای همین به آرومی گفت:” اشکالی نداره خرس بزرگ.. می خوای دستمو بگیری ؟”

روز های بعد هم به همین صورت گذشت ..بعضی روزها همه چیز خوب و عادی بود و اونها مثل همیشه شاد و آروم کنار هم بودند، ولی بعضی روزها دوباره همه چیز تغییر می کرد و حتی یک بوی کوچیک هم می تونست خرس بزرگ رو به هم بریزه !
یک روز وقتی دوتایی توی دشت پر از گل مشغول بازی بودند خرس بزرگ صدایی شنید. اون وحشت زده سر جاش ایستاد و گوشهاش رو تیز کرد.

خرس کوچولو گفت:” نگران نباش خرس بزرگ .. این فقط صدای بچه هاست که دارند حرف می زنند.. تو خیلی بزرگ و شجاعی ، هیچ چیزی نمی تونه تو رو بترسونه درسته؟

” اما خرس بزرگ هنوز می لرزید. خرس کوچولو نگران شد و گفت:” دوست داری همدیگه رو بغل کنیم؟”

ولی خرس بزرگ هیچ جوابی نداد.. خرس بزرگ مدت طولانی ساکت نشست و هیچ چیزی نگفت. خرس کوچولو کنارش نشست و به آرومی گفت:” اون آتیش توی جنگل حتما خیلی ترسناک بوده ..” خرس بزرگ سرش رو تکون داد و گفت:” من خیلی ترسیده بودم .. می ترسیدم که نتونم راه فرار از آتیش رو پیدا کنم.. حالا هر بو یا صدایی که منو یاد اون روز می اندازه منو می ترسونه .. ”

خرس کوچولو با مهربونی گفت:” متاسفم که این اتفاق برات افتاد ..تو حق داشتی که بترسی.. ولی تو همیشه خرس بزرگ من باقی می مونی ، با چنگال های خرسی بزرگت ، دندونهای خرسی تیز و بزرگت و از همه مهمتر قلب مهربون و بزرگت ..”
خرس بزرگ ساکت بود و به حرفهای خرس کوچولو گوش می داد. خرس کوچولو ادامه داد:” حتی وقتی که احساس بزرگی و شجاعت نمی کنی هم من همیشه اینجا در کنارتم .. مهم نیست چقدر می دویم و با صدای بلند غرش می کنیم یا چقدر در سکوت کنار هم مینشینم ..من همیشه در کنارتم ..”
خرس بزرگ با شنیدن این حرفها خیلی خوشحال شد و اشک توی چشمهاش جمع شد. بعد خرس کوچولو رو محکم در آغوش گرفت .. یک بغل گنده خرسی .. بعد دوتایی به داخل جنگل برگشتند.

خرس کوچولو با حرفهای دوستانه و همدلی هاش باعث شده بود که خرس بزرگه دوباره احساس آرامش بکنه .. اون حالا در کنار خرس کوچولو و شانه به شانه هم توی جنگل قدم میزدند و به نظرش همه چیز خیلی کمتر از قبل ترسناک بود..

بله بچه های گلم .. ما هم یادمون باشه وقتی که یکی از دوستامون یا کسایی که دوستش داریم به هر دلیلی خوشحال و سرحال نبود میتونیم به جای اصرار کردن که زودتر حالش خوب بشه، با آرامش در کنارش باشیم تا مطمین بشه که ما در هر حالتی دوستش داریم حتی وقتی که ناراحت و غمگینه ..

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)




سلام خاله من متاسفم نمیتونم تو مسابقه شرکت کنم هرچی میزنم ثبت نظر تا نظرم رو ارسال کنم نمیشه
عزیزم نظرت تو مسابقه ثبت شده نگران نباش تو مسابقه شرکت داده میشی دوست خوبم.
سلام خاله صدف میشه چند روز بعد اون خبری که وولک میخاد بگه را بگید چون من خیلی زود دارم من آلارا ی ۹ ساله
سلام دوست خوبم. حتما چند روز دیگه اعلام میکنیم.
اخی چه قشنگ بود 🥲❤
خوشحالم که از قصه خوشت اومد دوست من
خیلی خوب بود
ممنون دوست عزیزم
خرس بزرگ شود خرس اجیب
عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بودددددددددددددددددددددددددددددددددددد🥰🐰🦋🦄🐉🐲♥️🥰🦪❤️🧡💘🤍🖤🤎💜💙💚💛❣️💟💌💕💞💓💗💖💝🦸👯💃🌹💐
تشکر مبینای عزیزم
😢😰✌✌✌😍😍😅♥️🔥🔥🔥👑😳🤣🤣
تشکر دوست خوبم.
😨😰😦😧😢😨😲😦🤥😶😶😇🥰😍🤩
خوب نبود
انقدر از ترس قصه نگید لطفا،من واسه بچم هر روز از اینجا قصه میزارم،ولی یکی در میون تو قصه هاتون ترس و استرس هایی هست ک به بچه انتقال میده،اونم موقع خواب…من نظرم رو گفتم امیدوارم همیشه موفق باشید
سلام دوست خوبم. ما از اینکه نظرات شمارو میخونیم خوشحال میشیم. سعی می کنیم قصه ها از چالش های روزانه بچه ها باشه و طبیعتا ترس هم جز اونها هست. بازهم ممنونم که نظرتون رو گفتید. حتما توجه بیشتری خواهیم کرد.
ممنون از توجه تون،آرزوی موفقیت
چرا دیگه قصه نمیزارین
دوست خوبم از این به بعد قصه هارو تو اپلیکیشن وولک میذاریم. قصه ها با دسته بندی های مختلف و متنوع.
ممنون که گفتین
( خال صدف)۱۵۰آفرین برشوا.
راستی خال صدف من شمام من فغت ۳ نفر رادوست دارم شما،پدرم و مادرم رادوست دارم.
فقط یک سعلچرا بعد از قصه ی وولک از خواب بیدار میشود قصه ی دیگه ای نمی زاری ؟.
سلام دوست عزیزم. ازت ممنونم. منم خیلی شمارو دوست دارم. از این به بعد قصه های جدید رو تو اپلیکیشن وولک میذاریم.
من خیلی خیلی این قصه رو دوست داشتم 🌹🌹
خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی دوست خوبم
عاللللیییی بود ممنون خاله جون از طرف آراد و برسام خوشنود
ممنون که همراه ما هستید دوستای خوب وولک و خاله صدف
من هر چقدر میزنم دانلود اپلیکیشن وولک دانلود نمیشه
سلام دوست خوبم. روی قسمت دانلود برای اندروید میزنی یا آیفون؟
اندروید
عزیزم از یه بزرگتر هم برای دانلود کمک بگیر و اگر باز هم مشکلی بود حتما برامون بنویس.
باشه ممنون از راهنمایی تون
سلام ممنون از قصههای خوب و آموزنده،که هر شب برای دختر گلم میخونم.
سلام همراه عزیز. ممنونم و آرزوی سلامتی براتون دارم.
سلام ارغوان و الیسا هستیم از قایمشهر
ممنون از قصهی خوبتون شب بخیر
سلام دخترای مهربونم، چه خوب که همراه ما هستید
عالی بود
تشکر از همراهیتون با وولک عزیزانم
چقدر با خوندن این قصه گریه کردم. همه ی ماها به یه خرس کوچولو ک درکمون کنه نیاز داریم🥺🤍
ممنونم از نظرت مامان مهرسا و سام عزیز
بله کاملا درست میگید
سلام وولک قصتون خیلی قشنگ بود . امیدوارم که فردا شی یک قصه دیگه شما رو گوش کنم .
🥰🥰🥰❤️💗
سلام ملودی عزیز خیلی خوشحالم که با وولک همراهی عزیزم
هر روز میتونی قصه های جدید ما رو توی اپلیکیشن وولک دنبال کنی قشنگم
اااااالییی بود ممنون خاله جون 🥰🥰🥰🥰🥰
ممنون از این که با وولک همراهی اوای نازنین
زیبا و آموزنده بود
خوشحالم که دوست داشتی کمندجون
سلام عالی ممنون شما خیلی مهربان هستید من شما را دوست دارم❤💜💙💚💛🧡 عید غدیرتون مبارک 🎉🎉🎉🎉🎉🎉
سلام دوست عزیزم
خیلی ممنونم از نظر قشنگت
خاله صدف من با ۲۲سال سن میام قصه هاتونو گوش میدم و خوابم میبر عالی بود
خیلی خوشحال شدم از همراهی با وولک عزیزم
قصه در هر سنی میتونه آرامش بخش و جذاب باشه قشنگم
چرا نمیشه دانلودش کرد؟؟
امکان دانلود محتوا در سایت وولک وجود نداره عزیزم
سلام من ریحانه هستم قصه اتون خیلی قشنگ بود
ممنونم
سلام ممنونم که نظرت رو نوشتی عزیزم