توی علفزار یک مامان بلدرچین و بابا بلدرچین به همراه 10 تا جوجه کوچولوشون زندگی می کردند. هر روز صبح مامان بلدرچین به همراه جوجه ها به میون علف ها و چمن ها می رفتند و بازی می کردند و دنبال غذا می گشتند. وقتی عصر می شد و خورشید کم کم می خواست غروب بکنه ، مامان بلدرچین تند تند جوجه ها رو جمع می کرد و اونها رو به صف می کرد و سریع به لونه برمی گشتند. بابا بلدرچین هم بالای یک سنگ بلند می ایستاد و دونه دونه جوجه ها رو نگاه می کرد و می شمرد تا همگی به خونه برگردند.
این بخش از قصه رو با صدای قصه گوی اختصاصی وولک بشنوید:
اما این میون طلایی که از همه جوجه ها کوچیکتر و بازیگوش تر بود سرگرم بازی و نگاه کردن به گلها می شد و همیشه از بقیه جوجه ها جا می موند.. مامان بلدرچین جیک جیک کنان می گفت:” یالا ، بجنب طلایی ، باز دوباره که جا موندی! ” خواهر و برادرهاش هم تند و تند جیک جیک می کردند و طلایی رو صدا می زدند. طلایی از اون ته با صدای بلند جیک جیک کنان می گفت:” دارم میام مامان..”

این ماجرا هر روز صبح و عصر تکرار می شد و طلایی همیشه در حال دویدن بود تا خودش رو به ته صف جوجه بلدرچین ها برسونه . راستش رو بخواید برای طلایی خیلی سخت بود که با دیدن گلهای صورتی، چمنهای تازه ، کرم های دراز و نرم و زنبورهای عسل حواسش پرت نشه و از صف جا نمونه ..


بابا بلدرچین به طلایی می گفت:” طلایی ، تو باید سریعتر راه بری و حواست رو جمع کنی که از صف جا نمونی .. ما بلدرچین ها همیشه باید تندتند راه بریم و عجله کنیم ..”
طلایی سرش رو تکون می داد و می گفت:” باشه بابا جون ..”

چند وقتی بلدرچین کوچولو حواسش رو جمع کرد که از صف جا نمونه و مثل بقیه خواهر و برادرهاش تند تند و با عجله راه رفت.. اما اون باز هم با دیدن گل های صورتی تازه و کرم ابریشم که تازه پیله بسته بود دوباره حواسش پرت شد و از صف جوجه ها جا موند!

یکی از روزها که جوجه بلدرچین ها به صف شده بودند و توی علفزار راه می رفتند تا به لونه برگردند و طلایی هم مثل همیشه سعی می کرد خودش رو به صف برسونه یک دفعه چشمش به یک پر زیبا و عجیب افتاد.

طلایی ایستاد و با دقت به پر خیره شد. اون نگاهی به اطراف کرد تا ببینه اون پر مال کیه که یک دفعه یک دم نرم و پشمالوی نارنجی رو دید که از لای علفها بیرون زده بود..

طلایی به آرومی نزدیک تر شد.. اون می خواست بدونه که اون دم نارنجی پشمالو که تکون می خوره مال کیه .. طلایی به آرومی و با احتیاط پشت بوته ها ایستاد تا بفهمه ماجرا چیه !

دم پشمالو آروم آروم از لای بوته ها حرکت کرد و به طرف لونه بلدرچین ها رفت. طلایی هم به آرومی پشت اون حرکت می کرد تا یک دفعه از لای بوته ها چشمش به صاحب دم پشمالو افتاد!
اوووه خدای من اون کسی نبود جز گربه پشمالو که با چشمهای سیاه و پنجه های تیزش درست پشت سر مامان بلدرچین و خواهر و برادرهای طلایی ایستاده بود و کمین کرده بود!

طلایی بدون معطلی شروع به دویدن کرد. اون بال بال زنان و با عجله می دوید و با صدای بلند جیک جیک می کرد و می گفت:” گربه ! گربه ! مامان بلدرچین مراقب باش گربه اومده !”

بابا بلدرچین که صدای طلایی رو شنیده بود نگاهی به اطراف کرد و با دیدن گربه پشمالو شروع به جیغ زدن و بال بال زدن کرد تا گربه پشمالو رو فراری بده !

مامان بلدرچین و خواهر و برادرهای طلایی هم همگی شروع به جیک جیک کردند و گفتند:” از اینجا برو گربه پشمالو! ما تو رو دیدیم زود باش از اینجا برو !”

این بخش از قصه رو هم با صدای قصه گوی اختصاصی وولک بشنوید:
گربه پشمالو که فهمید نقشه اش نقش بر آب شده و بلدرچین ها اون رو دیدند غر غر کنان به پشت بوته ها پرید و از اونجا دور شد ..

مامان بلدرچین و بابا بلدرچین طلایی رو زیر بالهاشون گرفتند و گفتند:” تو ما رو نجات دادی طلایی! کارت عالی بود ..” خواهر و برادرهاش هم همگی جیک جیک کنان گفتند:” کارت عالی بود! کارت عالی بود..”

بله بچه ها.. درسته که طلایی همیشه از صف جا می موند ولی توجه و دقتی که به اطرافش داشت کمک کرد تا خانوادش رو نجات بده ..
از اون روز به بعد باز هم جوجه بلدرچین ها توی یک صف می ایستادند و دنبال مامان بلدرچین راه می افتادند و به چمنزار می رفتند ولی طلایی هنوز هم از صف جا می موند و هر چیز جالبی که میدید می ایستاد و با دقت و کنجکاوی نگاهش می کرد تا اون رو کشف کنه ..

مامان بلدرچین حالا دیگه به جای اینکه از طلایی بخواد که زودتر بیاد و از صف جا نمونه ازش می پرسید:” طلایی چی پیدا کردی ؟” طلایی می گفت :” یه چیز جالب و شگفت انگیز..” بعد همه خواهر و برادرهاش با عجله می دویدند و دور طلایی حلقه می زدند که اون چیز جالب رو ببینند..

حالا دیگه همه خواهر و برادرهای طلایی هم مثل اون دایم دنبال کشف کردن چیزهای جدید بودند و به اطرافشون خیلی بیشتر توجه می کردند..

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





قصه بسیار قشنگی بود
خوشحالم که دوست داشتی دوست عزیزم
به نظرم عالی بود🎀💖
ممنونم از نظرت عزیزم
سلام ممنونم قصه جذاب و جالبی بود🌹🌹🙏
سلام، خواهش میکنم عزیزم
سلام خاله صدف جون ممنونم عالی بود این قصه ی زیباتون🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
سلام دوست قشنگم
خواهش میکنم عزیزم
ممنون خاله صدف
خواهش میکنم عزیزم
❤️❤️❤️
عالی😈
ممنونم از نظرت دوست خوبم
سلام خاله صدف من خیلی از این قصه ی زیباتون خوشم اومد
خیلی گربهه خوشگل بود
جوجه طلاییو هم خیلی دوست داشتم
💛💚💙💜💜🤎❤️❤️🧡🤍💗💓💖💓💞♥️❣️💟👌👌👌
سلام دوست قشنگم
چه عالی
من خیلی خوشحال شدم که این قصه رو هم دوست داشتی عزیزم
عالیییی
از صد بهش میدم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
همینم براش کمه
خیلی ممنونم از نظرت دوست قشنگم
سلام. عالی و خوب بود ثمینی بود😚😚😚😚
سلام خیلی ممنونم از نظرت دوست قشنگم
خیلی عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
سلام خاله جونم عالی بود خیلی خوشم اومد ممنونم بابت قصه های خوبتون💚😍
سلام دوست قشنگم
خیلی خوشحال شدم از نظرت عزیزم
خیلی ممنون از قصه عالیتون مثل همیشه بامزه و قشنگ ❤️❤️
خیلی ممنونم از نظرتون بچه های قشنگ
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍💋💋
عالی ممنون
خواهش میکنم عزیزم
این قصه خیلییی خوب بود ممنونم🐤🐥
خواهش میکنم عزیزم
خوشحالم که دوست داشتی
Good
thanks
عالی این الوچه
ممنونم از نظرت عزیزم
عالی مسل همیشه
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
عااالی
تشکر میکنم از نظرت عزیزم
خیلی عالی
ممنونم از نظرت دوست قشنگم
بدنبود من خشم نیامد
از این نظرت رو راجع به قصه گفتی، خیلی ممنونم قشنگم
بسیار بسیار خوب بود. متشکرم.
خواهش میکنم دوست عزیزم
سلام خاله صدف عالی بود من همیشه قصه های شما را گوش میدهم و از نظرم شما بهترین قصه گوی جهان هستید
سلام دوست قشنگم، خیلی ممنونم از لطفت عزیزم
خوشحالم که با ما همراهی
سلام خاله صدف خیلی قشنگ بود شما بهترین قصه گوی جهان هستید
سلام خاله صدف خیلی قشنگ بود شما بهترین قصه گوی جهان هستید
قصه ی خیلی قشنگی بود دوسش داشتن
بسیار هم عالی
ممنونم که نظرتون رو نوشتین عزیزان
این قصه بامزه ترین ،🤗😻😽قصه ای بود که تابحال شنیده بودم 🛌🌷🌺🤩😍🥳🥰😘
خیلی خوشحال شدم که دوست داشتی عزیزم
🧿🏎️🦾
طلایی واقعا شیطونه.
عالییییییییییی بود.👌👍❤️
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
مسله همیشه عالی دسته شما درد نکنه ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
خواهش میکنم عزیزم
نیکا شهیدثانی هستم قصه ها رو خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
خیلی خوشحال شدم از نظرت نیکاجان
عالی من هم بلدرچین
عالی
تشکر میکنم از نظرت عزیزم
عالی من که دوست داشتم😊😊
سلام خانم خالقی عزیزم، اول اینکه از قصه های زیبا و آموزنده تون متشکرم و بچههای من خیلی دوست دارند با قصه های شما بخوابند.
سالهای قبل که قصه های صوتی رو گوش میدادیم اول هر قصه رو با شعرهای جذاب و سلام احوالپرسی های زیبا شروع میکردید. خیلی بهتر بود و پسر من جواب سوال های احوالپرسی هاتونو میداد و شعرهاتونو خیلی دوست داشت.❤️🌻💝🌻💖🌻
سلام مامان امیرسام خیلی خوشحال شدم از نظرتون و سپاس که با وولک همراه هستین🌹🌹
عالی بود
خوشحالم که دوست داشتین دوستای قشنگم
خاله من توی بیمارستان بستری ام دستم شکسته ولی تمام روزرو قصه های شمارو میخونم و گوش میدم و لذت میبرم ممنون میشم اگه یه قصه در باره من بنویسید.👏
چه عالی دوست خوبم
امیدوارم زودِزود خوب شی قشنگم
عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
خیلی ممنون بخواتر قصه های قشنگ تون
خیلی ممنونم از نظرت قشنگت دوست خوبم
خاله صدف این جوجه بلدرچین خیلی باحاله
اون کاوش میکنه🤩🤩😍😍😘😘❤❤
بله عزیزم خیلی بامزه هست
عالی بود آوین خیلی خوشش اومد😍😍😍👌👌
چه عالی
خیلی قشنگ بود
ممنونم از نظرتون دوستای خوبم
سلام خیلی ممنون خاله صدف دستتون درد نکنه💚🙏💛🙏🧡🙏💙🙏💜🙏❤🙏
سلام دوست قشنگم
خواهش میکنم عزیزم
🐆🦬🐄🦬🦬🦄🐆🐤🐻❄️🦘🐻❄️🦃🐔🐔🐤
من روشنا هستم بابام داره بجای من نظر منو می نویسه: خیلی خیلی قشنگ بود مرسی که برامون قصه میگی💜❤💐
خیلی ممنونم از نظر قشنگت روشناجان
خوشحالم که با وولک همراهی
سلام خانم خالقی منم خیلی دوس دارم قصه بگم
و کلی قصه جدید و جالب تو ذهنمه ولی نمیتونم
کجا بگم که ازشون استفاده کنن شما میتونین منو راهنمایی کنین ؟
ما خانوادگی کلا عاشق کتاب خوندنیم ….
و ابجیم هم ی بار ی کتاب نوشت ولی بخاطر کرونا جاپ نشد ….
سلام عزیزم، به ایمیل infovoolak@gmail.com پیام بده تا با پشتیبانی وبسایت در ارتباط باشی و راهنمایی های لازم رو دریافت کنی
⬅️⬇️⬆️🏎️👏🛴
خاله صدف خیلی عالی بود و یاد گرفتم همیشه حواسم جمع کنم. ممنون ازت😚😚😚😚❤❤💖💖💖😍😍😊😊🙂🙂🤩🤩😃😃😃👏🏼👏🏼👏🏼😁😁😃😃👏🏼👏🏵🏵🌺🌺🌷🌷🥀🌹🌻🌼🍓🍓🍒🍒🪐💎💎💍💍🩰🏁🇮🇷
آفرین به تو عزیزم
خیلی خوشحال شدم از نظرت
خاله صدف قصه های جدید بذارید بخدا من دیگه همه قصه ها رو حفظمون شده🌹🌹🌹😃😃😃🩰🩰🩰💎💎💎💖💖💖💛💛💛🌱😅😗🥰
دوست خوبم قصه های جدید رو میتونی تو وولک پلاس دنبال کنی
خیلی عالی و خوب بود💍💍💍💖💖💖😍😍🌈🌈👨👩👧👧👨👩👧👧👨👩👧👧🌸🌸🥱🥱🥱🥰
ممنونم از نظرت دوست من
سلام من اسمم هست سامی. این قصتون چقد عالی بود.🐱🐈🍔🌭🥪🌮🍕🌯🍟🚆⛪🌃🎂🎇🎃🎮🎳💻🖥️🖱️🖲️🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🔋🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱🧱💵💳⌨️🇮🇷👼🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝🌝دلیلشو میخوای بدونی چرا گربه گذاشتم؟ همینطوری بدون دلیل
سلام عزیزم
خیلی ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی دوست من
عالی بود کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم
ممنون از نظرت دوست عزیز
علیییییییییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووود
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
قصه قشنگی بود ممنون از شما خاله صدف عزیزم😚🌹😚🌹😚🌹
خواهش میکنم دوست قشنگم
خوشحالم که دوست داشتی
خیلی قشنگ بود داستانش ممنون خاله صدف جون
خواهش میکنم دوست خوبم
⬇️⬅️🛴
سلام . ما مدتی از اپلیکیشن شما استفاده کردیم و از آنجایی که بچه ها قصه های کهن رو دوست داشتن همه رو گوش کردن ولی وقتی شما قصه جدیدی اضافه می کردید نمی فهمیدیم بت کدوم قسمت اضافه کردید که گوش کنیم. برای همین این ماه تمدید نکردیم. لطفا اگر همچین امکانی در اپلیکیشن دارید بگید که ما بفهمیم و اگر هم ندارید بگید ما از کجا بفهمیم😉. به نظر من به برنامه نویستون بگید که بالای قصه های جدید لیبل قصه جدید با رنگ قرمز یا زرد بزنن
سلام دوست عزیز، خیلی خوشحالم که با وولک همراه هستین
اعلان به روز رسانی های اپلیکیشن رو میتونید در صفحه قصه های کودکانه وبسایت ببینید
در اپلیکیشن هم به زودی اعلان قصه های جدید رو اضافه خواهیم کرد
عالیییی
ممنونم از نظرت عزیزم
آریو و رائیکا هم ااز این داستان خوششون امد
چه عالی
سلام عالی بود
سلام دوست قشنگم
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
سلام قصه ی خیلی قشنگی بود من همیشه حواسم به اطرافم هست😍😍😍😍🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐈🐤🐤🐥🐥🐥🐥🐥🐤🐥🐤🐥🐥🐥🐥🦘🐤🐤🐤🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🦋🦋🦋🦋🦋🦋🌳🌲🌲🪴🪴🌳🌴🌾🌾🌷🌼🌻🌻🌼💐🦠🦠🪱💐⚘🌿🌴🌳🌳🍁🍀🍀🍁🍃🍃
❤️