نورا دختر کوچولویی بود که عاشق هنوانه بود. اون دوست داشت صبح و ظهر و شب ، همیشه و همه جا هندوانه بخوره!
اون صبح ها به عنوان صبحانه هندوانه می خورد، عصرها به عنوان عصرانه هندوانه می خورد و شب ها هم بعد از شام هندوانه می خورد..
یک روز ظهر مامان پلو و خورشت کرفس درست کرده بود. اون توی بشقاب نورا کمی برنج و خورشت ریخت. نورا با ناراحتی نگاهی به غذاش کرد و صورتش رو برگردوند و گفت:” من خورشت کرفس دوست ندارم ! من اصلا برنج دوست ندارم ! من فقط دلم هندوانه می خواد !”
بابا گفت:” نورا برنج و خورشت کرفس خیلی خوشمزه و مفیده ، برای بدنت هم لازمه !”
اما نورا شروع به گریه و داد و فریاد کرد و با صدای بلند گفت:” نه !!! من فقط هندوانه می خوام ، هندوانه !!!” مامان که از این کار نورا کلافه شده بود با لحن جدی گفت:” آرووووم باش نورا! اول باید غذاتو بخوری ، بعد می تونی هندوانه بخوری!”
اون روز عصر وقتی نورا به آشپزخونه رفته بود یک هندوانه سبز بزرگ رو روی میز آشپزخانه دید. چشمهای نورا از خوشحالی برق زد.
اون چند دقیقه ای به هندوانه خیره شد بعد با خودش فکر کرد:” اووووم به به! عجب هندوانه بزرگی! دلم می خواد همه این هندوانه رو تنهایی بخورم !” بعد آروم هندوانه رو برداشت و توی اتاقش برد و زیر تختش گذاشت و گفت:” شب که همه می خوابند خودم تنهایی این هندوانه رو می خورم !”
موقع خواب نورا به هندوانه زیر تختش فکر می کرد که خوابش برد.
نصفه شب بود که نورا احساس کرد که تخت خوابش داره تکون می خوره ! اون چشمهاش رو باز کرد و دید که هندوانه ای که زیر تختش گذاشته بود داره بزرگ و بزرگتر میشه ! هندوانه انقدر بزرگ شد که کل اتاق رو گرفت.
تخت نورا بالای هندوانه بود . نورا از تختش بیرون اومد و روی هندوانه گرد بزرگ سر خورد. اون در حالیکه می خندید گفت:”هورااا، خیلی کیف میده .. من خیلی خوشحالم ! حالا همه ی این هندوانه مال منه”
نورا دور هندوانه چرخید . تا یکدفعه چشمش به یک در کوچیک خورد. اون با کنجکاوی در رو باز کرد و داخل هندوانه شد.
اون داخل راهروی درازی رفت و رفت تا به یک اتاق صورتی روشن رسید.
داخل اتاق یک میز و صندلی که از تخمه های هندوانه درست شده بود قرار داشت. نورا پشت میز نشست و با خوشحالی گفت:” آخ جون ، آخ جوون همه ی این هندوانه مال منه !”
نورا با اشتیاق اولین قاچ از هندوانه رو خورد و گفت: ” به به ! عجب هندوانه ی خوشمزه ای! بازم می خوام ، بازم می خوام ..” همون موقع یک قاچ هندوانه دیگه روی میز ظاهر شد..
نورا همین طور قاچ های هندوانه رو می خورد و می گفت:” بازم می خوام! بازم می خوام!” به محض اینکه نورا یک قاچ رو تموم می کرد هندوانه بعدی جلوش ظاهر می شد..
ناگهان نورا دست از خوردن هندوانه کشید. اون احساس می کرد که داره بزرگ و بزرگتر می شه و هندوانه داره کوچیک و کوچیکتر میشه !
نورا درست مثل یک بادکنک باد کرده بود.
اون دلش رو گرفت و شروع به داد و فریاد کرد و گفت:” واااای دلم ، آخ دلم ! دارم می ترکم ! دلم درد می کنه ..من دیگه هندوانه نمی خوام ! من هندوانه نمی خوام ”
نورا داشت داد و بیداد می کرد که یک دفعه با صدای مامانش از خواب بیدار شد! مامان کنار تخت نورا نشسته بود و با مهربونی اون رو نوازش می کرد و می گفت:” چی شده نورا؟ خواب بد دیدی؟ ”
نورا که تازه فهمیده بود همه این اتفاق ها خواب بوده نفس راحتی کشید و گفت:” یک هندوانه خیلی بزرگ زیر تختم بود. من بیشترش رو خوردم.. بعد من مثل یک بادکنک بزرگ باد کردم و گنده شدم و احساس می کردم توی هندوانه گیر افتادم .. خیلی بد بود مامان !”
مامان، نورا رو ناز کرد و گفت:” اوه پس خواب بدی دیدی عزیزم.. نگران نباش همه چیز خواب بوده” بعد نگاهی به زیر تخت نورا انداخت و چشمش به هندوانه افتاد. مامان هندوانه رو برداشت و با تعجب گفت:” کی این هندوانه رو زیر تخت گذاشته نورا؟”
نورا که خجالت کشیده بود سرش رو پایین انداخت و به آرومی گفت:” من گذاشتم مامان، متاسفم … من می خواستم همه هندوانه رو خودم تنهایی بخورم ، ولی وقتی شروع به خوردن هندوانه کردم بزرگ و بزرگتر شدم ! بعد من توی هندوانه گیر افتادم ..” مامان لبخندی زد و گفت:” حالا بگیر بخواب .. فردا صبح با هم در مورد این هندوانه جادویی حرف می زنیم !”
نورا روی تختش دراز کشید و خیلی سریع خوابش برد.
صبح روز بعد موقع صبحانه نورا دیگه دلش نمی خواست هندوانه بخوره ! اون صبحانه نیمرو خورد و لیوان شیرش رو هم تا آخر خورد.
از اون روز به بعد نورا دیگه حواسش بود که به اندازه ی کافی هندوانه بخوره و دیگه هیچ وقت تو خوردن چیزی زیاده روی نکنه ..
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالیییییییییییی بووووووود دمتون گرم❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💋
عالیییییییییییی بووووووود دمتون گرم❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💋
خیلی خوشحالم که دوست داشتی دوست قشنگم
💯💯💯💯💯💯💯😜❤
💯💯💯💯😜❤🌹🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
دوستش داشتم🤩❤😘🥰💋💗
چه عالی
سلام خاله صدف من زهرا هستم خیلی داستان تان قشنگ بود
سلام زهرا جان خیلی خیلی خوشحالم که این داستان رو دوست داشتی عزیزم
سلام قصه جالبی بود
سلام آرتین جان
خیلی خوشحال شدم از نظرت عزیزم
سلاممن و خواهرم دوقلو هستیم . ما از قصه های شما خیلی لذت می ببریم.ما حتی بعضی وقت های بعضی از قصه های شماراچند بار گوش میکنیم.
چه عالی
خیلی خوشحالم که با قصه های ما همراه هستین بچه ها
👆👆👆👆👆ببخشید سلام من وخواهرمدوقلوهستیم💟💟💟💟💞💞
سلام به دوقلوهای قشنگ
خیلی قشنگ بود مرسی از قصه های قشنگ شما
خیلی ممنونم از نظر و همراهیت با وولک عزیزم
قصه جالب است بدانید که این کار را انجام دهید
خاله صدف خیلی از قصه ی زیباتون ممنونم عالی بود خیلی دوست داشتم ❤💫😛
خیلی خوشحالم که دوست داشتی فاطمه جان
مثل همیشه عالی دخترم عاشق شما هست 💜💜💜💜💜
خیلی ممنونم از لطفتون
منم همه ی بچه ها و همراهان عزیزمون رو خیلی دوست دارم
عالی خیلی خوب بود
ممنونم از نظرت عزیزم
خیلی ممنون از قصه های شیرینتون …
مثل هندونه امشب 😂
خیلی ممنونم از نظرت بهارجان
💜💜💜💜خیلی عالی بود
ممنونم از نظرت عزیزم
سلام منو خواهرام قصه شما لذت میبریم
چه عالی
خیلی خوشحالم که با وولک همراه هستین بچه های قشنگ
مثل همیشه عالی دخترم زیاد هندوانه می خورد حالا کم می خورد و اینکه دخترم عاشق شما است 💜💙💚💛🧡❤💕🌹🌷♥️
خیلی ممنونم از نظر قشنگتون و خوشحالم که تاثیرات مثبت قصه ها بر بچه ها رو برامون مینویسید
منم همه ی بچه ها رو خیلی دوست دارم
مثل همیشه عالی عاشق قصه های شما هستم❤🧡💛💚💙💜💕🌹🌷♥️🧚♀️
خیلی ممنونم از همراهیتون عزیزان
بعد بود
عالی بود دمتون گررررم
خیلی ممنونم از نظرتون قشنگا
Good very good quality of your stories and all the people who are working on this community
thanks
سلاممن آنیسا هستم من شما یک دنیا دوست دارم
سلام آنیسای عزیز
منم شما رو خیلی دوست دارم
عالی
تشکر
متین فاتحی نیکو
خیلی داستان خیلی خوبی بود منم عاشق هندوانم😊😊
ریحانه نریمیسا
خیلی داستان خیلی خوبی بود منم عاشق هندوانم😊😊
خیلی خوشحال شدم از نظرت ریحانه جان
ممنون از قصه های شیرین مثل هندوانه 🍉
خیلی ممنونم از همراهی شیرین شما با وولک
بدک نبود
😐🤨😒😏😒😏😎😕
ممنونم که نظرت رو برای ما مینویسی عزیزم
من این قصه رو دوست داشتم
این قصه باعث شد من زیاده روی در خوردن چیزای مختلف نکنم🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍍🥕🥥🥥🥑🥑🍏🍎🍑🍐🍍🍓🍒🥔🍑🥓🥓🥩🍗🍗🥭🍆🍑🍆🥬
آفرین به تو عزیزم
زیاده روی اصلا کار خوبی نیست
عالی بود دوست داشتم
چه عالی
ممنون خاله جون عالی بود 😋😍😊🥳🥰😘😇❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
عالی
ممنون
دست سازندش درد نکنه🤗🤗❤❤❤
خیلی ممنونم از لطفتون بچه های عزیز
عالی بود دمتون گرم😍😍
خیلی ممنونم عزیزم
سلام من امیر علی هستم خیلی داستان های شما را دوست دارم😘😘😘
سلام امیرعلی جان
خیلی هم عالی
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣👍👍👍👍👍👍🏾👍🏾👍🏾👍🏾👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍
🫶🏻 سلام مثل همیشه عاااااااااااااااالی 🫶🏻
سلام ماهتیساجان
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
من برای خوابوندن عروس هلندیم هر شب قصه های شما رو میزارم . امشب دیگه صداش هم نیومد و خوابید. ممنون
چه عالی
خیلی قشنگ بود
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
🧀🧀🧀🧀🧀🧀
عالی
𖠌𖠋𖠈𖠃
تشکر میکنم از نظرت دوست خوبم
منم هندونه دوست دارم اما به اندازه میخورم
قصه رو هم خیلی دوست داشتم😊😊😊
آفرین به تو عزیزم
سلام من انیسا هستم خواهرم ملیسا دوقلوها من و خواهرم از هندوانه خوشمان می آید
چون قرمز ابدار شیرین است .🍉🍉🍉🍉
سلام دوقلوهای قشنگ خیلی خوشحالم که با وولک همراه هستین
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
سلام خاله صدف:)
مث همیشه خیلی خیلی خوب بود.
من هرشب با قصه های شما میخوابم:)
مرسی واقعا
سلام اویناجان، خیلی هم عالی
ممنونم که با ما همراهی عزیزم
خسته نباشید
سلامت باشین دوستای خوبم
سلام عالی بود❤❤❤
سلام دوست عزیزم
خیلی ممنونم از نظرت
منم عاشق هندونم تو میوه ها فقط هندونه🍉🍉🍉
چه عالی
سلام قصه ی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگی بود و من همیشه قصه های وولک رو گوش میکنم و خوابم می بره و من همیشه با وولک همراه هستم مرسه از قصه گو ممنون ❤️❤️❤️🩷🩷🩷❤️❤️❤️❤️🩷🩷🩷🩷🩷💕💕💕💕💞💞💞💞💞💞💗💗💗💗❤️❤️❤️❤️
خیلی خوشخالم که با وولک همراهی عزیزم
ممنونم که نظرت رو نوشتی
عالی❤ بود فقلاده بود🖤
ولی من خیلیهم خوشم نیومد🙏⚘
ممنونم از نظرت عزیزم
خاله صدف خیلی عالی بود ممنون.
خواهش میکنم عزیزم
قصه خیلی بانمک و باحال و خنده دار رود
خوشحالم که خوشت اومده عزیزم
عالی بود اسم دخترم نورا هستش و اتفاقا عاشق هندوانه است🥰😍🥰😍
چه بامزه
ممنونم از نظرتون
🧀🧀🧀🧀🍕🍕
عالی بود دخترم خیلی خوشش اومد
خیلی هم عالی
دخترم خیلی خوشش اومد ممنون از سایت بی نظیرتون
خواهش میکنم، خوشحالم که دوست داشتین
عالي مثل همي شه
ممنونم از نظرت عزیزم
🚿🚿🚿🚿🚿🥥🥥⚓🙃
خیلی لذت بردم
چه عالی
خيلی قشنگه مرسی بابت قصه
خواهش میکنم عزیزم
خاله صدف جون ممنون که این قصه رو درست کردی😘😘😘😘😘🌹🌹💐💐🥰🥰😍😍😙
خواهش میکنم عزیزم
قصه اش خوب بود 🍉🍉
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭
❤️💛💛💛❤️❤️💯💯💯💯ممنون خاله صدف قصه ی قشنگی بود من هم یاد گرفتم که پرخوری نکنم🩷🩷🩷 🍉🍉🍉🍉
چه عالی
آفرین به تو عزیزم
لذت بردم از قصه تون
ممنونم ❣️
خواهش میکنم عزیزم
عالیییییی بود….
ممنون که نظرت رو نوشتی عزیزم
سلام خاله اسم منم نورا قشنگه ست و خیلی از این قصه خوشم اومد مامان ناهید جونم این قصه را برام خوند و کلی با خوندن این قصه خندیدیم و شادی کردیم الهی شماهم همیشه دلتون شاد باشه راستی من پیش دبستانی هستم اسم معلمم هم خاله شکوفه جون است دوستون دارم که با اسم من قصه نوشتید 💖
سلام دوست قشنگم
چه عالی، خیلی خوشحالم که با وولک همراه هستی عزیزم
خیلی خوب بود.. آرتمیس کوچولو خیلی قصه رو دوست داشت
خیلی ممنونم از نظرت دوست عزیزم
خیلی خیلی قشنگ بود، منم دوست دارم همین خواب را ببینم😂😂😂😁
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی عزیزم
خیلی خوب بود خیلی ممنون خاله صدف ،هر چیزی رو باید به اندازه خورد قصه جدید بیارین برای بچها
عالی بودعزیزم بازم قصه های قشنگ برامون بزارید کارتون حرف نداره 👌🏻👌🏻👌🏻
ممنونم از نظر خوبت دوست مهربانم
سلام عالی بود 😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊😊
🥰
به نظرمن آدم توی هیچ چیز نباید زیاده روی کنه🍉🤵♀️
🥰