یکی بود یکی نبود. زیر سقف آسمون ، توی یکی از خونه های شهر، گلدون کوچیکی بود که گل رز زیبایی توی اون زندگی میکرد. این گلدون توی اتاق دختر کوچولویی بود که همیشه مراقب گلدون بود. بهش آب می داد و روزها اونو پشت پنجره می گذاشت تا نور کافی بهش برسه.. زمستونها اون رو از پنجره دور می کرد تا سرمای هوا اذیتش نکنه.. گل رز از اینکه دختر کوچولو همیشه حواسش بهش بود و مراقبش بود خیلی خوشحال بود.

با اومدن تابستون دختر کوچولو و پدر و مادرش تصمیم گرفتند که برای چند روز به دیدن مادربزرگ که در شهر دیگه ای زندگی می کرد برند. دخترکوچولو ازهیجان زیادی که برای سفر به خونه مادربزرگ داشت صبح خیلی زود از خواب بیدار شد و مشغول آماده شدن شد. هنوز هوا روشن نشده بود که دختر کوچولو و پدر و مادرش از خونه بیرون رفتند تا سفرشون رو به سمت شهر مادر بزرگ شروع کنند.
چراغ ها خاموش بودند. پنجره اتاق بسته بود و پرده ها کشیده شده بودد حتی دریچه کوچیکی که برای تهویه هوا بود هم با کاغذی پوشونده شده بود. ناگهان گل رز با خودش فکر کرد: ” وای چقدر اینجا تاریکه! نه نوری ، نه هوای تازه ای! حالا من چطوری اینجا نفس بکشم؟!” گل رز بی قرار بود و از اینکه تنها توی اتاقی با در و پنجره های بسته گیر افتاده احساس خوبی نداشت.
چند ساعت گذشت. حالا دیگه هوا کاملا روشن شده بود ولی پنجره های بسته و پرده های کشیده شده اجازه ورود نور به اتاق رو نمی داد. گل رز با خودش گفت:” دختر کوچولو که همیشه من رو دوست داشت و مراقبم بود، حالا چطوری من رو تنها توی این اتاق رها کرده تا توی این تاریکی پژمرده بشم؟!”
تا شب به همین منوال گذشت. گل رز خسته و بیقرار شده بود و نمی دونست تا کی می تونه این وضعیت رو تحمل کنه .. اون می دونست که تا چند روز بعد که دخترکوچولو از سفر برگرده شرایط همین طوری خواهد بود! صبح روز بعد گل رز با بی حالی و خمودگی چشمهاش رو باز کرد. باز همه جا تاریک بود و هوای گرم اتاق اون رو خسته و کلافه کرده بود. انگار صبر گل رز تموم شده بود ولی اون نمی دونست که باید چیکار کنه ! درست در همون لحظه از پشت دریچه کوچیک هواکش صدای تق تقی رو شنید. گل رز با تعجب پرسید:” کی اونجاست؟” گنجشک کوچولو که تونسته بود با نوکش کاغذ روی هواکش رو جدا کنه با مهربونی گفت:” سلام گل زیبا، من گنجشکم .. من تو رو قبلا هم از پشت پنجره دیده بودم”
گل رز با ناراحتی گفت:” گنجشک کوچولو! لطفا به من کمک کن..” گنجشک گفت:” چی شده؟ چرا انقدر ناراحت و بی قراری؟”
گل رز گفت:” من اینجا توی این اتاق حبس شدم. دختر کوچولویی که همیشه از من مراقبت می کرد به تعطیلات رفته .. اینجا خیلی گرم و تاریکه .. من احساس خفگی می کنم و به نور خورشید نیاز دارم..”
گنجشک گفت:” نگران نباش من کمکت می کنم ..” بعد هم با منقارش تمام کاغذ روی دریچه رو جدا کرد. حالا مقدار کمی نور وارد اتاق شده بود. اما اون نور خیلی کم بود و اصلا به گل رز نمی رسید.

گل رز با حسرت آهی کشید و گفت:” اوه ..گنجشک کوچولو تو تلاشت رو کردی ولی متاسفانه این نور به من نمیرسه.. من هنوز هم نمی تونم نفس بکشم..” گنجشک کوچولو کمی فکر کرد و ناگهان فکری به ذهنش رسید و دوباره به سمت لانه اش رفت. کمی بعد به همراه یک تکه شیشه برگشت و تکه شیشه رو روی هواکش قرار داد. اون تکه شیشه رو طوری تنظیم کرد که نوری که وارد اتاق می شد رو به طرف گل رز منعکس بکنه.. گل رز متوجه نمی شد گنجشک داره چیکار می کنه اما کمی بعد وقتی که گرما و درخشش نور خورشید رو روی برگهاش احساس کرد از خوشحالی فریاد زد:” وااای خدای من نور خورشید به من رسید. ممنونم گنجشک کوچولو.. این مثل یک جادو می مونه..”

گنجشک خندید و گفت:” نه این جادو نیست.. این تکه شیشه یک آینه است که من چند وقت پیش پیدا کرده بود و توی لانه ام نگه داشته بودم ..نور خورشید به این آینه می تابه و به تو منعکس میشه ..”
گل رز که با تابیدن نور خورشید انگار جان تازه ای گرفته بود با هیجان گفت:” فکرت عالی بود ..چقدر خوب که این آینه رو نگه داشته بودی.. با نور خورشید دوباره احساس سرزندگی و آرامش میکنم .. من ازت ممنونم که به موقع به کمکم اومدی گنجشک مهربون..”
از اون به بعد گنجشک هر روز به گل رز سر میزد و ساعتها با هم حرف می زدند. حالا دیگه گنجشک و گل رز تبدیل به دوستهای صمیمی و جدایی ناپذیرهمدیگه شده بودند.
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالی
تشکر
من گل دوست دارم ♡♡♡
چقدر عالی آنیتا
😂😁😀😉😚
♥️♥️♥️♥️♥️😘😘😘
سلام شبتون بخیر من بهرادم خیلی لذت بردم💐 از سما ممنونم صداتونم خیلی دوسش داریم💗💗
بسیار هم عالی ممنونم از نظرت بهراد جان
😨😨❤️❤️❤️🤩🤩🥰😘
تشکر
خیلی عالی بود
تشکر
خیلی از این قصه خوشم اومد
بسیار هم عالی ممنون از نظر شما
خوب بود
عزیزان
سپاس از نظر شما
عالی بود
تشکر
برای بچه ها خیلی خوب و آموزنده بود و دوست داشتن با تشکر از وولک و قصه گوی محترم
بسیار هم عالی ممنونم که نظرتونو برای ما نوشتید
عالی مسابقه تموم شده ؟؟؟
بله
عالی
تشکر
عالی بود.من همیشه قصه های شما را گوش می دهم
بسیار هم عالی ممنونم که با وولک همراهی عزیزم
وای قصه عالییییییییییییی بودددددددد
ممنونم از نظرت عزیزم
خیلی خوب بود
تشکر
عالی بود ممنون
ممنون از شما
خیلی زیبا بود شما خیلی میکشید من از شما تشکر میکنم😍😍😍😍😍🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ممنونم که با وولک همراه هستی آرمین عزیزم
خیلی عالی بود
تشکر
وای چه قصه ی جالبی 💞😻💗🙏🙏
تشکر
عالیه قصه هاتون
تشکر
دختراي من هميشه قصه هاي شما رو گوش ميدن اين هم عالي بود
بسیار هم عالی ممنونم که با وولک همراه هستید
سلام به کفشدوزک با نقطه های کوچک
عالی مثل گل قالی
من گل رز و گل محمدی را خیلی خیلی دوست دارم و منو مادرم خیلی علاقه به گیاه داریم
ممنون از خاله صدف و اساتید محترم وولک
انشاالله هر جا که هستید خوش و خرم باشید که دلبچه ها رو شاد می کنید
وولک با بخش ها ی دیگه ی سایت هم کارش عالیه
بازم ممنونم
🎀🎀🎀🎀🎀🎀❤❤❤❤❤ ლ(´ ❥ `ლ) ( ◜‿◝ )♡
بسیار ممنونم از نظر و لطف شما
عالی بود
تشکر
عالییییییییی
♥
تشکر
عالی بود من خیلی لذت بردم ممنون
ممنون از همراهی شما
سلام
نگار ميگه قصه خيلي خوبي بود و هر شب قبل خواب قصه هاي وولك رو گوش ميده
ممنون از شما❤️😍❤️💛🎶
بسیار هم عالی ممنون از نظر نگار عزیز
سلام کوچولوهای منم از این قصه خیلی خوششون اومد ممنونم ازشما.
بسیار هم عالی تشکر
عالی
تشکر
خیلی عالییییییییییییییی بود❤👧
تشکر از نظر شما
آقا ماهان خیلی از شما بابت قصه های خوبتون تشکر میکنه خاله صدف عزیز و دوست داشتنی🥰🥰🌺🌺❤❤
خیلی ممنونم آقا ماهان گل
خیلی خوب بود عالی
تشکر
من سهاجان نثاری ۷ساله هستم هرشب قصه هاتون رو گوش میدم ممنونم ازشما
سلام سهای عزیز
خیلی خوشحالم که با وولک همراه هستی عزیزم
من قصه های شما را خیلی دوست دارم
بسیار هم عالی
ممنون از همراهی شما
عالی ممنون وولک 🌸❤️🧡💛💚💙💜
ممنون از شما
مرسی عالی ممنون بچه ی من هر شب قصه های شمارو گوش میکنه
بسیار هم عالی ممنون از همراهی شما
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
تشکر
ممنونم عالی بود دخترم بی نهایت صداتون را دوست داره مرسی خانم مهربون
بسیار عالی
تشکر از نظر و انرژی خوب شما
سلام من مهنا هستم قصه های شما خیلی عالی و دلنشین هست حسته نباشید
سلام مهنای عزیز
خوشحالم که با وولک همراهی دوست خوبم
سلام من مهنا هستم من عاشق قصه های شما شدم و هر شب قصه های شما رو گوش میکنم ممنون
چه عالی
ممنون که با وولک همراهی مهنای عزیز
سلام من ……. هستم من کلی نظر دادم…
شاید منو بشناسی… شاید!
عالی بود ممنون از قصه های عالیتون
بوسسسسسسسس
شما عالی هستید عالیییی!!!!
( ˘ ³˘)♥
سلام دوست خوبم
خیلی ممنونم که با وولک همراهی عزیزم
عالی بود مثل همیشه
تشکر
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
تشکر
👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿😂👍🏿👍🏿👍🏿👍🏿💙💙💙💙😻😻😻😻😘😘😘😘❤❤❤❤❤😍😆😆😆😚🤩
🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰😍
خیلی قصه ی خوبی بود
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
سودا
عاااااآاااااآاااآاااااااااااااااااااااااااالللللللللللللیییییییییییییی بببببببووووووودددد
ممنونم از نظرت دوست خوبم
خله صدف.
خیلی قصه هایتان زیبا و دلنشین است.
با تشکر
ویانا
خیلی خوشحالم که قصه های ما رو دوست داری عزیزم