یکی بود یکی نبود زمستون رفته رفته داشت تموم میشد و ننه سرما دیگه داشت روزهای آخرشو میگذروند .نفساش دیگه سوز و سرمایی نداشت. ننه سرما مثل همه سالهای گذشته داشت کم کم آماده میشد تا بره زیر لحافشو تا سال بعد حسابی بخوابه.لحاف ننه سرما رو که یادتون هست بچه ها؟ اون میدونست تا چند روز دیگه عمو نوروز با یه بقچه پر از گل و سبزه و شادی و نور میرسه پشت کوه و منتظر میمونه تا ننه سرما بخوابه و بعد بیاد تو آبادی.همه مردم آبادی منتظر اومدن عمو نوروز بودن تا بهارو با خودش بیاره.وقتی او از راه میرسید و بقچشو باز میکرد تمام درختا و گیاها از خواب زمستونی بیدار میشدن، همه جا پراز گلهای رنگ و وارنگ میشد، سبزه ها دوباره قد میکشیدن و برگا دوباره رو شاخه درختا جوونه میزدن. خورشید خانم خمیازه ای میکشید وگرم تر و پرنورتر میتابید. خلاصه همه جا پر از جنب و جوش و شادی میشد و دیگه از اون سوز و سرما و خشکی زمستون خبری نبود.
اما بچه ها امسال ننه سرما یه فکرای دیگه ای داشت. اون هیچوقت بهارو ندیده بود ، هر موقع عمو نوروز میومد اون باید میخوابید به خاطر همین خیلی دوست داشت اونارو ببینه.با خودش فکری کرد ، اون تصمیم گرفت که امسال هر جور شده بیدار بمونه و نخوابه تا عمونوروز و اومدن بهارو ببینه. به خاطر همین سریع پاشد و خونشو حسابی آب و جارو کرد ، آدم برفیای کوچولوشو مرتب کرد ، دستی به ابرای توی خونش کشید ، یه سر به حوض آب تو حیاطش زد که یه موقع یخش نشکسته باشه ، خلاصه یه چایی هم دم کرد و منتظر اومدن عمو نوروز نشست تا بیاد. بله بچه ها جونم براتون بگه ننه سرما یه چند روزی منتظر اومدن اون موند تو این مدت هی خوابش میگرفت و چرت میزد ولی هر دفعه به شوق دیدن عمو نوروز و بهارش یه آبی به صورتش میزد تا خواب از چشماش بپره و بره و خوابش نبره.
بالاخره عمو نوروز از پشت کوه بیرون اومد و شاد و خندون با بقچه ای پر از بهار و گل به آبادی رسید. وقتی رسید به آبادی همه جارو پر از گل و سبزه کرد ، روی همه درختا شکوفه گذاشت ، چوبشو به رودخونه یخ زده زد ،یخ رودخونه آب شد و دوباره مثل قبل آب زلالی توش به راه افتاد پرنده ها و همه حیوونا رو ازخواب زمستونی بیدار کرد خلاصه با خودش کلی شادی وجنب و جوش به آبای اورد. عمو نوروز مثل هر سال یکی یکی به خونه اهالی آبادی میرفت و به اونا گل و سبزه و شادی هدیه میداد .رفت و رفت تا به خونه ننه سرما رسید .اون تا اومد یه شاخه گل از تو بقچش در بیاره یهو دید ننه سرما در خونه رو باز کرد و با صدای بلند و لبخند بزرگ بهش سلام کرد و گفت :” سلام عمو نوروز حالت چطوره؟ من چند روزه که منتظرتم بیا تو تا یه چایی بخوری و خستگی راه از تن در کنی” عمونوروز از اینکه ننه سرمارو بیدار دیده بود هم کلی غافلگیر شده بود بچه ها هم کلی خوشحال ، اون جواب داد :” سلام ننه سرما ، من خوبم تو حالت چطوره؟ آره من خیلی خستم بریم تو تا یه چایی با هم بخوریم” . بعد با هم به داخل خونه رفتن اما عمو نوروز همینکه وارد خونه شد احساس سرما و لرز کرد، دید همه جا پر از برف و یخه انگاری اصلا نمیتونست اون سرما رو تحمل کنه . از اون طرف هم ننه سرما با اومدن بهار احساس گرما و نفس تنگی میکرد اون میدید که خورشید تو آسمون از همیشه گرم تر میتابه. ولی هیچکدومشون حرفی نزدن تا اینکه ننه سرما بعد از خوردن چایی برای خریدن کلوچه از خونه رفت بیرون. عمو نوروز که از سرما دیگه حسابی کلافه شده بود بلند شد و پنجره هارو باز کرد تا هوای بهاری که گرم تر بود به داخل خونه بیاد بعد تمام ابرا رو فوت کرد تا برن تو آسمون، آدم برفی کوچولوها رو گذاشت زیر نور خورشید تا کم کم آب بشن، تو حیاط سبزه و گل و گلدون گذاشت و چوبشو به یخ حوض زد تا یخش آب بشه و آب حوض گرم.خلاصه کم کم داشت حالش رو به راه میشد که ننه سرما از راه رسید. اونکه از گرم شدن هوا حسابی کلافه شده بود وقتی خونشو اون شکلی دید حسابی ناراحت شد و با عمونوروز دعوا کرد اون هم بقچشو برداشت و رفت تا به خونه ها دیگه آبادی سر بزنه.
بله بچه ها جونم، براتون بگم که ننه سرما بعد از اینکه خونشو دوباره مثل قبل مرتب کرد و ابرا و آدم برفیاشو برگردوند سر جاش ، ابراشو از تو آسمون صدا زد که برگردن و آب حوضشو انقدر فوت کرد تا سرد شد و یخ زد ، خسته شد و یه گوشه ای نشست ، با خودش فکر کرد واسه همینه که هیچ وقت تا حالا نشده که فصل زمستون و بهار با هم تو یه روز بیان و فهمید که نه اون اصلا میتونه هوای بهاری رو تحمل کنه نه عمو نوروز میتونه تو سرمای زمستون راحت و خوشحال باشه. بعد از کاری که کرده بود پشیمون شد و یه نامه براش نوشت و ازش معذرت خواهی کرد بعد هم یه ابر کوچولو رو گذاشت زیر سرشو لحافشو کشید روشوخوابید تا زمستون سال دیگه.عمو نوروز هم برای اینکه ننه سرما ازش دلخور نباشه یه گلدون کوچولو تو خونه اون گذاشت تا زمستون سال بعد که بیدار شد اونو ببینه. برای شنیدن قصه های کودکانه بیشتر اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





خیلی عالی بود
واقعاً عالی بود خیلا دوست داشتم🥰😍🤩😘
❤️
خوب بود
ممنون ازتون عاليه
فقط خوب ميشد تلگرام هم فعال بود
ميشد قصه ها رو اونجا دانلود كرد
سلام دوست عزیز ممنون از لطفتون ، کانال تلگرام وولک فعال هست ولی به خاطر حفظ حقوق سایت امکان دانلود قصه ها فراهم نیست
خیلی عالی بود
عالی خدا قوت
سلام عالی بود خیلی
سلام و سپاس از نظرت دوست من
سلام خسته نباشید عالی عالی برای کودکان خود دانلودش کنید
ممنون ممنون
عااااالیییی بوددد
💋💋💋💋💋💋💟💟🧙♀️🧙♀️🧙♀️🤶🤶🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️👸🏻
سلام من از این داستان نتیجه گرفتم که نباید هم سرما باشه هم گرما .خیلی قشنگ بود ۰❤❤❤ممنون
ممنونم قصه جذابی بود
قصه زیبایی بود
🥰🌹❤
ممنونم.🌷🌷🌷
عالی بود داستانش من برای دخترخاله ام گذاشتم تا خوابش ببره
عالی بود واقعا ♥️♥️♥️♥️👌👌👌👌🙂
ali bod vaghan
عالی بود
سلام خوبین؟قشنگ بود دخترم خوشش اومد خواستم بدونم این قصه ها رو از خودتون میگین یا ناشر و نویسنده و …داره؟آخه از مدرسه دخترم خواستن قصه رو خلاصه بگن نام نویسنده و بقیه چیزارو خواستن
سلام خیلی داستان عالی بود من اینو فکر می کنم توی پیش دبستانی شنیده بودم ولی الان که شنیدم خیلی خوشحال شدم
ممنون ازتون که این داستان رو توی وب سایتتون گذاشتید❤❣💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💥
عالی بود.
سلام. ممنون. عالی بود. نویسنده داستان را لطفا معرفی کنید
ثنا هستم قصه عالی بود
مثل همیشه عالی
ممنونم سهای عزیز
خیلی خوبه
ممنونم دوست خوبم
قصه عمو نوروز خیلی قشنگ بود”ممنونم
ممنونم از همراهیت با وولک یسناجان
سلام من آنیتا میگه عمو نوروز را دوست نداره ببینم نظر تغيير میکنه؟
چرا دوستش نداری آنیتا؟
عالی
تشکر
خیلی خیلی خیلی خیلی عالی بود
ممنونم که نظرتون نوشتین برام مرینت و کایان عزیزم
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالی بود
ممنونم از نظرتون بچه ها
سلام من خیلی این قصه رو دوست داشتم من عاشق قصه هاتونم چند بار هم این قصه رو گوش کردم
بسیار هم عالی تشکر از همراهی شما
مرسی
ممنون از همراهی شما
می شه داستان یک دختر بچه هم بزارید
بله حتما
چه خوب که پیشنهادتو برامون نوشتی دوست من
عالی بود
تشکر
من عاشق ننه سرما بودم عزیزمی ننه سرما
🥰
عالی فقط کاش لینک و تصویر هم میداشت
خوب نیس اصلا
چرا؟
عالی عالی
تشکر
من همیشه دلم می خواست که جریان قصه عمو نوروز و ننه سرما رو به دونم
خیلی قصه قشنگی دارن واقاً
چه عالی
ممنونم که با وولک همراهی دوست من
خیلی خوبه ومن که ازش راضیم ❤💖❤❤❤😍🤩✌🏿👍🏿
چه عالی
ممنون از این که با وولک همراه هستین
عالییییییییییییییییییی 👌🏻👌🏻👌🏻
تشکر
سلام ممنون قصه ی عالی بود
خوشحالم که دوست داشتی دوست من
💝💝💝💝💝💝عالی
تشکر
سلام خیلی ممنون از این داستان خوبتون♥️من چند بار داستان عمونوروز و ننه سرما رو خوندم و حفظ شدم😍
چه عالی
ممنون از این که با ما همراهی دوست خوبم
خوبه
تشکر
این داستان خیلی شگفت انگیز است عالی بود 🦋🦋🦋🦋
خوشحالم که داستان رو دوست هدیه جان
خیلی عالی و جذاب بود لذت بردم و ازش استفاده کردم در قصه گویی خودم
ارادتمند شما:نازنین فاطمه۱۰ساله از یزد
عاللللللللیییی بود😘😘😘
بسیار هم عالی
ممنونم از این که با وولک همراه هستین
علی عالی عالی عالیییییییییی/
تشکر
خیلی خیلی خیلی خیلی خوب بود
تشکر
عالی بود
تشکر
عالی بود و خوشم امد از داستان یادم باشه که از روش بنویسم
چه عالی
ممنونم که نظرتو نوشتی دنیای عزیز
خیلی خوب بود .
تشکر
ممممم
عالی بود وآموزنده
ممنونم از نظرت محمد امین جان
😉😉😉😉
عالی بود، از محبتتون ممنونم که به ما قصه میگین
🙏🙏💕
خیلی ممنون که نظرت رو برامون نوشتی الماجان
علااا بود
ممنونم از نظرت دوست خوبم
خیلی داستان قشنگی بود
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
خیلی عالی بود خدایی خیلی دوست داشتم
ممنون که نظرت رو نوشتی عزیزم
خوب بود
ممنونم از نظرت عزیزم
عالی بود ممنون💕
خواهش میکنم دوست خوبم
عالی
خیلی عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
عالی
ممنون که نظرت رو نوشتی عزیزم
👇👇👇👇👇
عالی
💕💕
عالی عالی و عالی
💓💗💝
درود به شما و این قصه ی جذاب
ممنونم دوست خوبم
خواهش می کنم💖
خیلییییییی خوووووووووووب بووووووود
❤️❤️
از عمونورو را خیلی دوست داشتم و ننه سرما دوست داشتم عزیز دلم ننه سرما
خیلی خیلی عالی بود
🥰🥰
عالی هستین
🥰ممنونم دوست خوبم
سلام خیلی خوبه ولی خیلییییییییی تولانیه
🥰🥰
خوب بود
🥰
عالی بود
اما هر داستانی از عمو نوروز و ننه سرما تفاوت داره دیگه من الان کلاس چهارم هستم اما توی کتاب فارسی کلاس دومم داستان ننه سرما و عمو نوروز را داشت و داستانش با این داستان فرق داشت اما این داستانم جالب است دوستش دارم❤️❤️✌️دست نویسنده اش درد نکنه🫰🫰
🥰خوشحالم که این قصه رو هم دوست داشتی عزیزم
عالی بود
🥰
عالیییییییییییییییییییییییی بود من ۵ بار خواندم
بازم غصه بزارید
❤️❤️
خیلی ممنون از سازنده من ازش راضی هستم ❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️❣️👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی❤️
خیلی بد
متاسفم که قصه رو دوست نداشتی السای عزیزم، اگر قصه ای رو دوست داری که دلت میخواد صوتیش رو بشنوی بهم بگو برات آمادش کنیم🥰
خیلیییییییییییییی عالی بود
🥰ممنونم آرشام عزیز
خیلی متنش بلند بود ولی خوشم اومد
ممنونم دوست خوبم
عاللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی
🥰🥰
داستان عمو نوروز و ننه سرما خیلی عالیه عالی بود من خیلی دوست داشتمش👏👏🥰🥰👏👏👏
😍😍
👏👏👏👏👏
عالی( ´ ▽ ` )ノ
🥰🥰
عالی بود فقط کاش درون تلگرام بود
😍😍
خیلی عالی بود
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی❤️
عالی بود
ممنوم سارینا جان❤️
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤👌👌👌👌👌👌🌼🌼🌼🌼🌼🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
❤️❤️
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالی بود تو فامیل ما همه این قصه رو بلدن حتی کوچک تر هاااااااا😀😂
❤️❤️❤️
قشنگ بود ولی کاشکی یکم کوتاه تر بود
❤️❤️
اصلا داستان قشنگی نبود من دوست نداشتم اگه موافقید لایک کنید
متاسفم که قصه رو دوست نداشتی محمد علی جان، امیدوارم که از بقیه ی قصه ها خوشت بیاد🥰
قشنگه معلم من داده بود از اینجا نوشتم🤩😍
زیباست😍😍
❤️
حتی از عالی هم
عالی تر بود🥰🥰🥰🥰🤩
❤️
عالی
🥰
داخل شاد هم میاد
نه دوست خوبم