داستان کودکانه سنجاب فراموشکار
روزی روزگاری سنجاب کوچولویی بود به اسم فندق. فندق شیطون و بازیگوش بود و همیشه در حال دویدن و بالا و پایین پریدن روی شاخه درختها. فندق با اینکه زبل و باهوش بود ولی خیلی هم بحواس پرت و فراموشکار بود و این فراموشکاری همیشه اون رو به دردسر می انداخت. مثلا یک بار وقتی […]

