یکی بود یکی نبود در یک جنگل سرسبز و قشنگ دریاچه ای بود که پرنده ها و جانورای زیادی اونجا کنار هم زندگی میکردن. یکی از روزها که خورشید بالای دریاچه داشت کم کم غروب میکرد ، پرنده ها هر جای جنگل که بودن به سمت لونه هاشون برگشتن تا خودشون رو برای خواب آماده کنن، طاووسک هم یکی از این پرنده ها بود که داشت خودش رو برای خواب شبانه آماده میکرد، اون همونطور که داشت بالهاش رو به هم میزد خمیازه ای کشید و گفت :” من آمادم تا یک خواب خو ب و راحتی داشته باشم”
اما…. ” این صدا از کجا داره میاد؟”
و بعد ناگهان…. کلیک کلیک
طاووسک که ناگهان نور زیادی به سمتش اومده بود حسابی گیج شده بود و دور خودش میچرخید و میگفت :” چه خبر شده ؟ من کجا هستم؟ لونه ام کجاست؟ حالا چی کار کنم؟”
و بعد …بوم…طاووسک بیچاره محکم به زمین افتاد و خوابش برد.
صبح روز بعد که طاووسک از خواب بیدار شد هنوز گیج و منگ بود. اون کم کم یادش افتاد که دیشب قبل ازخواب چه اتفاقی براش افتاده ، طاووسک تصمیم گرفت که به دنبال کلیک کلیک بگرده ، همون که شب گذشته خوابش رو به هم زده بود.
طاووسک دور و اطرافش رو نگاه کرد. اون چشمش به یه پرنده افتاد که کنار دریاچه ایستاده بود ، طاووسک با عجله به سمت پرنده رفت و با احتیاط ازاون پرسید :” پرنده ، پرنده، آیا تو دیروز کلیک کلیک رو دیدی؟”
پرنده جواب داد :” نه من چیزی ندیدم اما صبر کن تا از نزدیک همه جا رو نگاه کنم”
طاووسک گفت :” این مثل یه چراغ قوه یا رعد و برقه.تو نمیتونی تفاوتش رو تشخیص بدی”
در همین موقع بود که یه قورباغه سبز از لای چمنا بیرون پرید. اون گفت :” ببخشید ، شما هر دوتون دارین درباره کلیک کلیک صحبت میکنین؟ اون دیشب وقتی که من داشتم با بچه قورباغه هام توی یه گل میخوابیدم مزاحمم شد.اون درست توی چمای من برق زد و تابید و من برای چند دقیقه نتونستم هیچ جایی رو ببینم”
طاووسک به پرنده گفت :” حالا حرف منو باور کردی ، ما باید قبل از اینکه دیر بشه دنبال اون بگردیم و بفهمیم که چیه”
خلاصه بچه ها جونم هر سه تای اونا با همدیگه به راه افتادن تا به اون سمت دریاچه برن و از همسایه های دیگه شون درباره کلیک کلیک سوال کنن.
طاووسک به ملخ نگاه کرد، اما ملخ با دیدن اون سه تا سریع فرار کرد و پشت یه برگ قایم شد.طاووسک به اون گفت :” نگران نباش ملخ ما اینجا نیومدیم تا تورو بخوریم ، ما فقط میخوایم بدونیم تو هم کلیک کلیک رو دیدی یا نه؟”
ملخ همونطور که زیر برگ قایم شده بود گفت:” بله ، درست زمانی که داشتم به بچه هام غذا میدادم حسابی منو شگفت زده و متعجب کرد ”
طاووسک گفت :” آخه اون چطوری جرات میکنه و به خودش اجازه میده که ما رو اذیت کنه و مزاحممون بشه؟”
پرنده که حسابی عصبانی و ناراحت شده بود گفت :” اون خیلی بی ادبه، ما باید همین الان با بقیه پرنده ها یه جلسه برگزار کنیم و با اونا مشورت کنیم.”
بله بچه ها تمام پرنده های دریاچه و حشرات جنگل در کنار دریاچه به هم رسیدن و دور هم جمع شدن. مرغ ماهیخوار تاج دار گفت :” من همه زمین های مرطوب و خیس دنیا رو میشناسم ، از دریاچه تا باتلاق، از چشمه تا دریا ،از رودخونه تا ساحل ، اما من هرگز چیزی به اسم کلیک کلیک نشنیدم”
بعد انگار که یه دفعه چیزی یادش افتاده باشه فریاد زد و گفت :” یک لحظه صبر کنین، من میدونم منظور شما کیه ،ما باید یه تله بزاریم.”
بله اونا بالاخره فهمیدن که کلیک کلیک کیه. اون مرغ دریایی بود که داشت از پرنده ها و جانورا و حشره ها عکس میگرفت و اون نور هم نور فلاش دوربینش بود که چشمای پرنده ها و حشره ها رو اذیت کرده بود و باعث شده بود که تا چند لحظه نتونن جایی رو ببینن.
حالا همه شروع کرده بودن به عکس گرفتن از همدیگه. و یه چندباری هم از مرغ دریایی عکس گرفتن تا بهش نشون بدن که نور دوربینش چقدر اذیتشون کرده و نباید بدون اجازه ازشون عکس میگرفته.
مرغ دریایی که از کارش پشیمون شده بود معذرت خواهی کرد و گفت :” من خیلی متاسفم لطفا منوببخشین،من اصلا قصد آزار واذیت شما و نداشتم، من میخواستم تو یه مسابقه عکاسی شرکت کنم و عکسای قشنگ شمارو تو مسابقه نشون بدم”
طاووسک گفت :” دفعه دیگه تو باید واقعا اول از ما اجازه بگیری”
بله اینطوری شد که همه پرنده ها و قورباغه ها و حشره ها مرغ دریایی رو بخشیدن و عذر خواهی اونو قبول کردن و بعد مرغ دریایی یه نسخه از عکسایی که گرفته بود رو به پرنده ها و حشره ها برگردوند.
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالی بود
سپاس از شما همراه عزیز
عالییییی
ممنون از شما
ممنونم به خاطر داستانای زیبا و قشنگتون
با تمام قلبم دوستون دارم🌹🌹🌹🌹❤❤❤❤❤❤❤❤❤😘😘😘😘😘😘😘😘😘💛💛💛💚💚💚💚💚💚💙💙💜💜💜💜💜💜💜💙💙💙💙💙💙💙💙💛🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡👌👌👌
ممنونم دوست مهربونم ، ما هم شما رو دوست داریم🌺🌺
سلام وولک جان شما واقعا قصه های مختلف و خوشگلی میگید و این قصه عالی بود
ممنونم از شما دوست خوبم که همراه ما هستی و به قصه های وولک گوش میکنی
❤️🌺
ممنونم پریای عزیزم
ممنون
ممنون از شما
سلام من طاها هستم و از این قصه خوشم اومد ممنون وولک
ممنونم طاهای عزیزم که نظرتو گفتی
عالی بود
تشکر
ممنون بابت قصه و اینکه کریسمس مبارک🎄❄
خواهش میکنم عزیزم
کریسمس تو هم مبارک