قصه جذاب و شنیدنی تو کلیک کلیک رو دیدی؟
3.5/5 - (11 امتیاز)


 

 

 





یکی بود یکی نبود در یک جنگل سرسبز و قشنگ دریاچه ای بود که پرنده ها و جانورای زیادی اونجا کنار هم زندگی میکردن. یکی از روزها که خورشید بالای دریاچه داشت کم کم غروب میکرد ، پرنده ها هر جای جنگل که بودن به سمت لونه هاشون برگشتن تا خودشون رو برای خواب آماده کنن، طاووسک هم یکی از این پرنده ها بود که داشت خودش رو برای خواب شبانه آماده میکرد، اون همونطور که داشت بالهاش رو به هم میزد خمیازه ای کشید و گفت :” من آمادم تا یک خواب خو ب و راحتی داشته باشم”

 

The purple and blue winged swamphen is yawning an spreading his wings. The lake looks purple and the ground and trees are hit by an orange light from the sunset.

اما…. ” این صدا از کجا داره میاد؟”

 

The swaphen looks aware and carful and is looking to his lef. He has an orange beak. Two of his purple feathers are coming out the right side of his head.

 

و بعد ناگهان…. کلیک کلیک

 

A bright light with the words "Tick O' Click".

طاووسک که ناگهان نور زیادی به سمتش اومده بود حسابی گیج شده بود و دور خودش میچرخید و میگفت :” چه خبر شده ؟ من کجا هستم؟ لونه ام کجاست؟ حالا چی کار کنم؟”

The swamphen is on one of his orange legs and is feeling dizzy, there are yellow stars and white birds gound around his head. His eyes are in separate directons.The background behind him is blurred with blue, pink, and yellow colors.

 

و بعد …بوم…طاووسک بیچاره محکم به زمین افتاد و خوابش برد.

 

The swaphen's head is on the ground and his eyes are closed, there are three feathers flying above him.

صبح روز بعد که طاووسک از خواب بیدار شد هنوز گیج و منگ بود. اون کم کم یادش افتاد که دیشب قبل ازخواب چه اتفاقی براش افتاده ، طاووسک تصمیم گرفت که به دنبال کلیک کلیک بگرده ، همون که شب گذشته خوابش رو به هم زده بود.

The swamphen is awake and is rubbing his head with his left wing, he looks confused and tired.

طاووسک دور و اطرافش رو نگاه کرد. اون چشمش به یه پرنده افتاد که کنار دریاچه ایستاده بود ، طاووسک با عجله به سمت پرنده رفت و با احتیاط ازاون پرسید :” پرنده ، پرنده، آیا تو دیروز کلیک کلیک رو دیدی؟”
پرنده جواب داد :” نه من چیزی ندیدم اما صبر کن تا از نزدیک همه جا رو نگاه کنم”
طاووسک گفت :” این مثل یه چراغ قوه یا رعد و برقه.تو نمیتونی تفاوتش رو تشخیص بدی”

The swamphen is by the lake and is talking to the gnatcatcher that's looking through his monocular across the lake, he is on a branch between some bushes by the lake side.

در همین موقع بود که یه قورباغه سبز از لای چمنا بیرون پرید. اون گفت :” ببخشید ، شما هر دوتون دارین درباره کلیک کلیک صحبت میکنین؟ اون دیشب وقتی که من داشتم با بچه قورباغه هام توی یه گل میخوابیدم مزاحمم شد.اون درست توی چمای من برق زد و تابید و من برای چند دقیقه نتونستم هیچ جایی رو ببینم”
طاووسک به پرنده گفت :” حالا حرف منو باور کردی ، ما باید قبل از اینکه دیر بشه دنبال اون بگردیم و بفهمیم که چیه”

 

The swamphen has his left wing over the gnatcathers shoulder, he is on a rock. His other wing is on his beak, they are both thinking while a frog is talking to them with his hands in the air. The are more frogs jumping up and down in the stream.

خلاصه بچه ها جونم هر سه تای اونا با همدیگه به راه افتادن تا به اون سمت دریاچه برن و از همسایه های دیگه شون درباره کلیک کلیک سوال کنن.
طاووسک به ملخ نگاه کرد، اما ملخ با دیدن اون سه تا سریع فرار کرد و پشت یه برگ قایم شد.طاووسک به اون گفت :” نگران نباش ملخ ما اینجا نیومدیم تا تورو بخوریم ، ما فقط میخوایم بدونیم تو هم کلیک کلیک رو دیدی یا نه؟”

The swamphe, gnatcatcher, and frog are all peeking behind a leaf, there is a mantis hiding behind it, she looks worried.

ملخ همونطور که زیر برگ قایم شده بود گفت:” بله ، درست زمانی که داشتم به بچه هام غذا میدادم حسابی منو شگفت زده و متعجب کرد ”
طاووسک گفت :” آخه اون چطوری جرات میکنه و به خودش اجازه میده که ما رو اذیت کنه و مزاحممون بشه؟”

The swamphen is looking under the leaf and talking to the scared green mantis.

پرنده که حسابی عصبانی و ناراحت شده بود گفت :” اون خیلی بی ادبه، ما باید همین الان با بقیه پرنده ها یه جلسه برگزار کنیم و با اونا مشورت کنیم.”

 

The swamphen is walking by the lake and the gnatcatcher is flying ahead of him.

بله بچه ها تمام پرنده های دریاچه و حشرات جنگل در کنار دریاچه به هم رسیدن و دور هم جمع شدن. مرغ ماهیخوار تاج دار گفت :” من همه زمین های مرطوب و خیس دنیا رو میشناسم ، از دریاچه تا باتلاق، از چشمه تا دریا ،از رودخونه تا ساحل ، اما من هرگز چیزی به اسم کلیک کلیک نشنیدم”
بعد انگار که یه دفعه چیزی یادش افتاده باشه فریاد زد و گفت :” یک لحظه صبر کنین، من میدونم منظور شما کیه ،ما باید یه تله بزاریم.”

The crowned crane with a yellow beak is talking. Behind his is the lake with more cranes.

 

بله اونا بالاخره فهمیدن که کلیک کلیک کیه. اون مرغ دریایی بود که داشت از پرنده ها و جانورا و حشره ها عکس میگرفت و اون نور هم نور فلاش دوربینش بود که چشمای پرنده ها و حشره ها رو اذیت کرده بود و باعث شده بود که تا چند لحظه نتونن جایی رو ببینن.

The swamphen's eyes are wide open and his wings are on his face, in shock. There are feathers flying around him.

حالا همه شروع کرده بودن به عکس گرفتن از همدیگه. و یه چندباری هم از مرغ دریایی عکس گرفتن تا بهش نشون بدن که نور دوربینش چقدر اذیتشون کرده و نباید بدون اجازه ازشون عکس میگرفته.

 

The seagull, weargin big glasses, is on the ground, tied up, with other birds and a frog holding cameras up to their eyes and taking flashing pictures.

مرغ دریایی که از کارش پشیمون شده بود معذرت خواهی کرد و گفت :” من خیلی متاسفم لطفا منوببخشین،من اصلا قصد آزار واذیت شما و نداشتم، من میخواستم تو یه مسابقه عکاسی شرکت کنم و عکسای قشنگ شمارو تو مسابقه نشون بدم”
طاووسک گفت :” دفعه دیگه تو باید واقعا اول از ما اجازه بگیری”

The swamphen is angrily looking into the eyes of the scared tied up seagull on the ground.

بله اینطوری شد که همه پرنده ها و قورباغه ها و حشره ها مرغ دریایی رو بخشیدن و عذر خواهی اونو قبول کردن و بعد مرغ دریایی یه نسخه از عکسایی که گرفته بود رو به پرنده ها و حشره ها برگردوند.

 

The swamphen is holding three polaroid pictures of two frogs, him and the gantcatcher, and him posing while looking up.

 

 

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید





18 پاسخ
  1. رامیلا
    رامیلا می گوید:

    ممنونم به خاطر داستانای زیبا و قشنگتون
    با تمام قلبم دوستون دارم🌹🌹🌹🌹❤❤❤❤❤❤❤❤❤😘😘😘😘😘😘😘😘😘💛💛💛💚💚💚💚💚💚💙💙💜💜💜💜💜💜💜💙💙💙💙💙💙💙💙💛🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡👌👌👌

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *