قصه تصویری جذاب و دیدنی لو ، خرچنگ کنجکاو
4.2/5 - (26 امتیاز)

یکی بود یکی نبود روزی روزگاری در اعماق اقیانوس خرچنگ کوچکی به نام لو زندگی می کرد. یک لحظه صبر کنید در اصل اسم اون لو کنجکاوه بچه ها. ولی اون چه کاری انجام میداد که بهش میگفتن لو کنجکاو؟ خب اون از دوستاش یه عالمه سوال میپرسید ، مثلا اون سوال میکرد که آیا دریا واقعا آبیه؟ یا مثلا میپرسید چه کسی چسب رو اختراع کرده؟ یا مثلا میپرسید اقیانوس چیه و کجاست و کیا توش زندگی میکنن؟
حالا به نظرتون بچه ها جون لو کنجکاو امروز داره تلاش میکنه تا چه چیزی رو تو صندوقچه کشف کنه؟ بله یه هشت پای بزرگ و بداخلاق پیدا کرد امروز.
بله عزیزای دلم همونطور که فهمیدین لو خیلی کنجکاو بود و همش دلش میخواست از دنیای اطرافش سر در بیاره و با خبر باشه.
یه روز همونطوری که لو داشت با دوستاش قایم باشک بازی میکرد و برای اینکه دوستاش پیداش نکنن داشت تو شن و ماسه قایم میشد به دور و اطرافش یه نگاهی انداخت، ناگهان لو چیزی رو کف اقیانوس دید که خیلی شبیه طناب بود.
لو کنجکاو همونطور به طناب خیره شده بود ، اون با خودش گفت :” این طناب قبلا اینجا نبود؟ یعنی این چی میتونه باشه ؟ از کجا اومده اینجا؟”
لو کنجکاو تصمیم گرفت که طناب رو دنبال کنه تا ببینه به کجا میرسه. به خاطر همین اون کنار طناب شروع کرد به قدم زدن و شن و ماسه هارو هم از روی طناب پاک میکرد. لو رفت و رفت و رفت.به نظرش میرسید که طناب برای همیشه ادامه داره و به جایی نمیرسه.اون خیلی طولانی بود بچه ها.
لو کنجکاو باز هم رفت و رفت .اون حالا خیلی از خونش دور شده بود ،اماهنوز به نظر میرسید که طناب تمومی نداره و همچنان ادامه داره. بعد اون با خودش گفت :” من بالاخره میفهمم انتهای این طناب به کجا میرسه، من راز این طناب رو کشف میکنم”

به خاطر همین لو شروع کرد به سوال پرسیدن از همسایه هاش.شاید کسی چیزی راجع به این طناب بدونه و بتونه به لو کمکی کنه.اون اول از یک ماهی مرجانی پرسید:”آیا تو میدونی انتهای این طناب که تو شن و ماسه کف اقیانوس افتاده به کجا میرسه؟ همونطوری که داری میبینی این طناب خیلی طولانیه”
ماهی مرجانی یه نگاهی به طناب طولانی انداخت و گفت :” شاید این یه مار باشه که تازگیا به اینجا اومده و برای خودش خونه ای درست کرده، اون حتما همسایه جدیدمونه”
لو کنجکاو یه کمی فکر کرد و بعد گفت :” نه به هیچ وجه، اصلا ماری به این طولانی وجود نداره، این نمیتونه مار باشه”
لو رفت و رفت تا به یه ماهی صورتی رسید.لو ازش پرسید :” آیا تو میدونی انتهای این طناب که تو شن و ماسه کف اقیانوس افتاده به کجا میرسه؟ همونطوری که داری میبینی این طناب خیلی طولانیه”
ماهی صورتی جواب داد:” من در این مورد چیزی نمیدونم.اصلا تا حالا همچین چیزی ندیدم ولی تو میتونی از لاک پشت سوالتو بپرسی شاید اون بدونه آخه اون در طول مهاجرت سالانه خودش چیزای زیادی رو میبینه”
لو به سرعت به خونه لاک پشت رفت ولی اونو پیدا نکرد.لو از یه دلقک ماهی که داشتاون اطراف شنا میکرد درباره لاک پشت سوال کرد و دلقک ماهی به لو گفت که لاک پشت امروز مهاجرت خودش رو به یه جایدیگه شروع کرده و داره میره.لو تا اینو شنید به سرعت حرکت کرد تا قبل از رفتن لاک پشت بتونه با اون صحبت کنه.
لو کنچکاو رفت و رفت تا اینکه به لاک پشت رسید ،لاک پشت به همراه چندتا لاک پشت دیگه داشتن داشتن توی اقیانوس شنا میکردن.لو به لاک پشت نزدیک شد و ازش پرسید :” دوست من آیا تو درباره انتهای این طناب کهتو شن وماسه کف اقیانوس افتاده چیزی میدونی؟ همونطوری که داری میبینی این طناب خیلی طولانیه”
لاک پشت گفت :” توواقعا خرچنگ کنجکاوی هستی لو ، اینی که داری میبینی طناب نیست این اسمش کابله. صد تا از اینا تو اقیانوس وجود داره و هزاران کیلومتر هم ادامه دارن ، اونا به مردم کمک میکنن تا از راه دور به وسیله یک شبکه ارتباطی به اسم اینترنت با هم در ارتباط و گفتگو باشن”

بعد لاک پشت رو کرد به لو کنجکاو و بهش گفت :” بامن بیا ، من بهت نشون میدم که این کابل تا کجا میره، هنوزیک کمی وقت دارم”
بعد لاک پشت و لو با همدیگه به راه افتادن تا به نزدیکی یک کشتی رسیدن. لاک پشت گفت :” به این کشتی نگاه کن لو ، این کابل خراب و پاره شده رو تعمیر میکنه ، شاید یکی از کوسه ها اونو گاز گرفته باشه.” بعد لو پرسید :” اما آدما با اینترنت چه کاری انجام میدن ؟”
لاک پشت گفت :” اونا از اینترنت چیزای خوب و مفید یاد میگیرن ، به همدیگه پیام میدن و حتی میتونن بازی کنن. این یه شبکه ایه که به سرعت پیام ها و اطلاعات رو جا به جا و منتقل میکنه، اصلا هم مهم نیست که چقدر دور باشی یا فاصله داشته باشی”
لو کنجکاو که کلی اطلاعات درباره اینترنت یاد گرفته بود خوشحال شد و از لاک پشت تشکر کرد.بعد اون خودش رو برای اجرای یک نقشه خیلی مهم آماده کرد.
لو رفت و رفت تا به یک کابل اضافه رسید بعد از اون استفاده کرد و یک مرکز ارتباط از راه دور برای همه موجودات اقیانوس باز کرد تا اونا بتونن با دوستای دیگه شون توی اقیانوس های دیگه حرف بزنن و بازی کنن.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

35 پاسخ
  1. النا و ایلیا عالمی
    النا و ایلیا عالمی می گوید:

    سلام ممنون که این قدر قصه های زیبا و جذاب برای بچه ها آماده می کنید ۰ من برادرم هرشب قبل از خواب قصه های خوب شما را گوش می دهیم ۰برادرم‌ گفت که از شما تشکر کنم
    لطفا باز هم از این قصه های قشنگ بگذارید
    خیلی ممنون🙏🏻❤️❤️🧡🌸

    پاسخ
    • رادین محمدخانی
      رادین محمدخانی می گوید:

      سلام،من رادین هستم و هر شب قصه هاتونو مامانم برام میخونه یا گوش میدم.تمامشونو خوندیم با همدیگه.
      این قصه هم عالیه،خیلی دوسش داشتم

      پاسخ
      • وولک
        وولک می گوید:

        سلام رادین عزیز ، ممنونم از اینکه به قصه های وولک گوش میکنی و خوشحالم که قصه ها رو دوست داشتی

        پاسخ
  2. مهدیه
    مهدیه می گوید:

    ممنون از قصه های قشنگتون… به عشق آقای حکایتی که یادآور زمان بچگی ما هستش به بچه ها این قصه هارو میذارم هرشب گوش میدن

    پاسخ
    • اکبری
      اکبری می گوید:

      سلام . خیلی خیلی ممنون
      بسیار قصه های خوب و آموزنده میزارید و صدای خانوم قصه گو شیوا و رسا و دلنشین هست
      دخترم ۵ سالشه و عاشق این سایت هست و هر شب دو تا قصه گوش میده
      خدا ازتون راضی باشه

      پاسخ
  3. آرمین
    آرمین می گوید:

    ما با اینترنت کار های جالبی مانند پیام دادن،
    بازی کردن و همین دید گاه گذاشتن را می توانیم انجام دهیم. شما هم اگر می دانید با اینترنت چه کار هایی انجام می شود، بنویسید
    و دیدگاه بگذارید.

    پاسخ
  4. ماهان
    ماهان می گوید:

    قصه‌ی زیبا و آموزنده‌ای بود. من و ماهان هم خوندیم و مثل همیشه لذت بردیم. خیلی خوبه که بچه‌ها راجع به مسائل اطرافشون اطلاعاتی رو در قالب قصه یاد بگیرن. ازتون بسیار ممنونیم.🙏❤🌹
    حالا دیگه وولک به جزئی از زندگی پسر هفت ساله‌ام تبدیل شده و تا یک قصه از وولک براش نخونم خوابش نمیبره! مانا باشید و سبز 💚
    پدر ماهان

    پاسخ
  5. نازنین
    نازنین می گوید:

    نظر من اینه که کنجاو هستم دنبال سرنخ‌ها را میگردم ممنون خیلی قصتون زیبا بود❤♡☆♡❤

    پاسخ
  6. آندیا
    آندیا می گوید:

    آندیا هفت سالشه و تا به این سن رسیده هر شب به قصه های خوب و آموزنده شما گوش میکنه بعد می‌خوابه. خیلی خوب هستید سپاس فراوان

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      بسیار ممنونم از همراهی ارزشمند شما دوست عزیز و خوشحالم که آندیای مهربان قصه های وولک رو دوست داره و به اونا گوش میده

      پاسخ
  7. بهراد
    بهراد می گوید:

    سلام خاله صدف عزیز لطفا پرکارتر باشین😍😍😍
    و قصه های تصویری قبلا ک مثه ورق کتاب بود بهتر از داستان های تصویری الان هستش اونا واقعا حکم کتاب داره اما این جدیدا مثه انیمیشن هستش
    مرسی از محبتتون 😍😍😍

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام دوست قشنگم خیلی پیشنهاد خوبی دادی
      کلی قصه جدید تو راه داریم، حتما همراه ما بمونید

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *