3.9/5 - (44 امتیاز)

طلایی یه زنبور خیلی مهربون و دلسوز بود که یه روز صبح شالگردن قرمز و قشنگش رو انداخت و از خونه اومد بیرون و اون روز کلی اتفاق خوب منتظرش بود

برای دیدن و شنیدن قصه طلایی روی دکمه زیر کلیک کنید و وارد شوید:

 

33 پاسخ
  1. مهرسا و مهراد مهدوی
    مهرسا و مهراد مهدوی می گوید:

    مرسی از قصه های زیباتون من وولک رو به همه ی دوستانم هم معرفی کردم و آنها هم از قصه های شما خیلی راضی هستند

    پاسخ
  2. Mahan 🌺🌹
    Mahan 🌺🌹 می گوید:

    عالی و فوق‌العاده واقعا ممنونم از تیم وولک و همین طور شما خاله صدف 🤍💛🧡❤️💜🌹💮🌸🌺🌷

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *