یکی بود یکی نبود ، در یک روز قشنگ آفتابی چیکو خرگوشه و میکو موشه تصمیم گرفتن که به زمین بازی جنگل برن و به همراه دوستاشون توپ بازی کنن.بچه ها جونم چیکو و میکو خیلی با هم صمیمی بودن و هر روز با هم بازی می کردن و به این ترتیب بیشتر وقتشون رو با هم میگذروندن.اما اون روز توی زمین بازی میکو اصلا حواسش به بازی و چیکو خرگوشه نبود و درحال صحبت کردن با میمون دم دراز بود.چیکو در حالی که داشت توپ رو به سمت میکو پرتاب می کرد گفت :” میکو توپو بگیر ، حالا نوبت تو ا که توپو پرتاب کنی”
اما در همین موقع توپی که چیکو پرتاب کرده بود به سر میکو موشه خورد ، چون اون اصلا حواسش به بازی وحرف های چیکو خرگوشه نبود.میکو با عصبانیت گفت :” هی چیکو، چرا منو زدی؟”
چیکو خرگوشه گفت :” میکو من نمی خواستم به تو صدمه بزنم ،من توپ رو برای تو پرت کردم تا تو اون رو بگیری،اما تو اصلا حواست به من و بازی نبود ، پس این تقصیر من نیست”
میکو با عصبانیت فریاد زد :” کی توپو اینطوری پرت میکنه؟نمیتونستی منتظر بمونی تا بهت نگاه کنم؟ تو می دونستی که من مشغول صحبت کردن هستم و توپ رو به طرف من پرتاب کردی”
چیکو با ناراحتی گفت :” تو اومدی اینجا تا با من بازی کنی یا حرف بزنی؟”
بله بچه ها اینطوری شد که چیکو خرگوشه و میکو موشه با همدیگه مشاجره کردن و جر و بحثشون شد، چیکو دم میکو رو کشید و میکو هم گوش چیکو رو کشید. دوستای دیگه شون که داشتن دعوای اون دو تا رو نگاه می کردن به هر ترتیبی بود اونا رو از هم جدا کردن و اینطوری شد که دعوای چیکو و میکو تموم شد.

بعد از تموم شدن دعوا چیکو و میکو با هم هیچ حرفی نزدن و با عصبانیت به سمت خونه هاشون رفتن و تا چند روز بعدش هم نه با هم حرف زدن و نه با هم بازی کردن.
تا اینکه یک روز عصرچیکو خرگوشه که حوصله ش سر رفته بود به زمین بازی رفت و دید که میکو موشه یک گوشه ایبرای خودش تنها نشسته.چیکو هم گوشه ای از زمین بازی رو انتخاب کرد و بدون اینکه با میکو حرفی بزنه رفت و اونجا نشست.دوستای دیگه شون اون روز برای بازی به زمین بازی جنگل نیومده بودن بچه ها.هر دوی اونا مدتی منتظر موندن تا شاید بقیه ی دوستاشون بیان ولی هیچکدوم از اونا پیداشون نشد که نشد.
میکو که دیگه از منتظر موندن خسته شده بود و حوصله ش سر رفته بود تصمیم گرفت از ز یمن بازی خارج بشه و به خونشون بره.اما درست در همون موقع چیکو خرگوشه پرسید :” میکو اگر بخوای ما میتونیم با هم بازی کنیم”
میکو که شوکه شده بود با تعجب پرسید:” تو می خوای با من بازی کنی؟”
چیکو جواب داد :” چرا انقدر تعجب کردی؟ ما قبلا هم با هم بازی می کردیم”
میکو گفت :” من فکر می کردم که تو از دست من عصبانی و ناراحتی به خاطر اینکه ما با هم دعوا کردیم”
چیکو گفت :” میکو تو عصبانی بودی به خاطر اینکه من توپ رو به تو زدم”
میکو با ناراحتی گفت :” نه من می دونم که تو عمدا و از روی قصد با توپ به من ضربه نزدی و این تقصیر من هم بود.من باید حواسم رو جمع بازیمون می کردم و به حرفای تو گوش میدادم، چونناراحت بودم سرت داد زدم ولی واقعا متاسفم” و میکو موشه از چیکو خرگوشه معذرت خواهی کرد.
چیکو گفت :” اشکالی نداره میکو، دیگهحرفش رو هم نزن، چقدر نادون بودیم که این چند روز با هم حرف نزدیم و بازی نکردیم”
میکو لبخندی زد و گفت :” بیا هر چی که تو گذشته اتفاق افتاده رو فراموش کنیم،ما دوباره با هم دوست هستیم و اینه که مهمه”
چیکو گفت :” آره ،ما باید سعی کنیم که با همدیگه دعوا نکنیم و اگر اینکار رو کردیم باید همدیگه رو ببخشیم”
و بعد هر دو دوباره شروع به بازی با هم کردن.
خیلی زود دوستای دیگه شون هم اومدن و دیدن که چیکو و میکو مثل قبل دارن با همدیگه بازی میکنن.
جامبو فیله گفت :” ما عمدا به زمین بازی نیومدیم چون می خواستیم که شما دو نفر همدیگه رو ببخشین ، به خاطر اینکه امروز روز جهانی بخششه.دوستی شما خیلی قوی و محکمه، شما نباید اجازه بدین که هیچ درگیری کوچیکی اونو بشکنه و از بین ببره”
با گفتن این جمله ، جامبو فیله چیکو و میکو رو با خرطومش بلند کرد و دوستاشون هم براشون دست زدن و تشویقشون کردن.
آموزش بخشیدن و گذشت کردن به کودکان از جمله مهم ترین پندهایی است که کودکان باید آن را یاد بگیرند!
برای دیدن داستان کوتاه کودکانه و اموزنده وولک حتما به صفحه قصه ها سر بزنید!
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





قشنگ بود
ممنونم دوست خوبم
عالی مثل همیشه
ممنونم ضحای عزیز
هم اموزنده وهم قشنگ
ممنونم ازت راحیل عزیز
خیلی قصه های خوبی دارین فقط خواهشا صوتی باشن تصویری رو نمیشه زد اگه میشه هرشبم قصه جدید بزارین ممنون
ممنونم از نظر لطفتون دوست عزیز، چشم سعی می کنیم بیشتر قصه های صوتی داشته باشیم
عالی همیشه بهترین قصه هارو میگید
ممنونم دوست مهربان
عالی بود مثل همیشه🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡
ممنونم دوست خوبم
سلام.شب تون بخیر .رهاجون خیلی از قصه تون خوشش اومد فقط وقتی که تصویر قصه کم میشه میگه:”قصه ش کم بود فقط یه صفحه بود زیاد عکس نداشت😔😂
سلام دوست عزیز، شب شما هم بخیر،ممنون از همراهی شما و خوشحالم که رها جون قصه رو دوست داشته،بله بعضی از قصه ها تصاویرشون کمتر هست
سلام خانوم خالقی عزیز امشب هم مثل شبهای گذشته پرنیان گلی لا قصه های شما خوابید😘
سلام دوست عزیز، خوشحالم که پرنیان دوست داشتنی از قصه های وولک خوشش اومده🌺
خواهش میکنم بیشتر قصه تصوری بزارید🙃
حتما دوست مهربونم
عالی بود ممنون که قصه کارتونی گزاشتید👏👏👏👏👏⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
ممنون از شما دوست مهربونم که به قصه های وولک گوش میکنی
واقعا دست شما درد نکنه انشالله همیشه این صدای گرمتون رو بشنویم
ممنونم از نظر لطف شما دوست عزیز
خوب بود، روز ببخشش وجود نداره
ممنونم دوست خوبم، عزیزم در تقویم جهانی روزی به نام روز بخشش وجود داره
سلام.قصه خیلی آموزنده ای بود.مثل همیشه عالی🌜🌛♥️💐💝😻🤩😘😉🌜🌛🌻🌻🌷🌸🌺💮🌜🌛🏁😍
سلام ممنون که نظرتو برای وولک مینویسی کارمن عزیز
عالی
تشکر
عالی بود ممنون وولک
ممنونم ازت آرمین عزیز
سلام خداقوت ببخشیدنمیشه دانلودش کرد؟
سلام خیلی ممنون
خیر امکان دانلود وجود نداره
سلام خيلی عااالی بود ممنون
ممنون از همراهی شما
Ali🥇🥇🥇🥇🥇💖💖💖💖💖💖💖😚💖😚😚😚😚💖💖💖💖💖💖🙂🙂🙂🙂🙂🙂🙂🍒💗💗💗💗💗💗💗💗❣❣🥉🥉🥉😒🤫🤫🤫😰😰😰😭😭😡😡😡😡🧡❤❤❤🧡🧡💔💔❣❣❣💟💟💕💞💞💞💓💗💗💖💖🤍🤍🤍🖤🖤🤎💜💜💙💙💚💚💚💛💛💛💛🥰🥰🥰😍😜😜😜😍😍🤩😛😛😜😋😋😋😋😉😉😊😀😀😃😄😄😄🙂🙂🙂😚😚😪😪😪😪😪😪😪😪😪😔
عااااالی
تشکر
قصه تون یک جا ش اصلا خوب نبود اولش خوب بود و آخرش که با هم دوست شدن خوب بود
ممنونم که نظرتو نوشتی یاس عزیز
خیلی خوب بود
💖🌹💖💖🥰💟💟💓💓💟❤️❤️😍😍😍😍😍😍🌹💖🥰💖🌹💖💖💖🌹🌹💖💖🥰💓💟💟💓💓🤍🤍🤍🤍
الیاس جانم خیلی خوشحال میشم که برامون قلب و گل میفرستی
عالی بود عزیزم بچه ها سریع خوابشون برد
خیلی ممنونم از نظرت دوست عزیز و همراه وولک
عالی
تشکر
عالییییی
ممنونم از نظرت ادریان عزیز
خیلی زیبا بود، متشکرم از قصه های قشنگتون 🥰🌹
خوشحالم که دوست داشتی دوست خوب
تمام قصه ها تون خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالی عالی عالی عالی عالی
خیلی ممنونم از نظر قشنگت آیسان جان
عععععععععععععععععععهععععععععععععااااااااااااااااتااااااااااااااااااااااااالللللللللللبللللللعللللععلللللللییییئییییقئیییییییییییییییییی⚘🤩🙏
ممنونم از نظرت الماجان
خوب شد که جنگ جهانی نشده میگن دعوا میاد جنگ جهانی می شه
عالی بود
ممنونم از نظرت عزیزم
وای چه قشنگ
خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
قصه شما عالی بود منتظر قصه های دیگتون هم هستیم ،،،،، آنیا 💗
خیلی ممنونم از نظرت دوست قشنگم
قصه های بیشتر ما رو میتونی تو وولک پلاس ببینی
عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت دوست خوبم
خیلی خیلی عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
سلام خاله صدف، خیلی قشنگ بود، بازم برامون داستان بنویسید😍😍
🥰🥰
باز نمیشه
سرعت نت رو بررسی کنید اگر پایین باشه قصه پخش نمیشه