یکی بود یکی نبود ،در یک جنگل سرسبز و قشنگ کروکدیل کوچولوی قصه ی ما که اسمش کوروم بود ترق و توروق پوسته ی تخمش رو شکست و ازتوی اون بیرون اومد.کوروم سرش رو تکون داد و صورت کوچولوش رو از بین پوسته های تخم بیرون اورد و به مامانش لبخند زد.

پادشاه کروکدیل ها که دیگه سنی ازش گذشته بود و پیر شده بود یه نگاهی به کروم انداخت و گفت :” خودشه…اون دندون های سالم و سفید و براقی داره،اون باید وقتی که بزرگ شد پادشاه کروکدیل ها بشه.سلام کروم خوش اومدی، سلام دندونای سفید کوچک براق”

کروکدیل ها با دندون های سیاه و خراب خودشون به مشکل جدی و سختی برخورده بودن.
البته که هیچکدوم از اونا هرگز دو بار در روز مسواک نمی زدن، و همین باعث شده بود که دندونای ضعیف اونا مریض و خراب بشه و تلپی ازدهنشون بیفته بیرون.

اما کروم با مسواک زدن هیچ مشکلی نداشت و اون کار رو به خوبی انجام می داد.اون از گیاهان رودخونه و شاخه های درخت استفاده می کرد و کار درست و صحیحی رو انجام میداد و روزی دوبار دندوناش رو مسواک میزد.اما بچه ها هرچی کروم بزرگتر شد دندوناش هم بزرگتر شدن،به خاطر همین دیگه گیاهان داخل آب و شاخه های درختا برای تمیز نگهداشتن دندوناش کافی نبودن.

در یک صبح آفتابی و زیبا،کروم به کنار رودخونه رفت تا مثل هر روز لبخندش رو توی آب رودخونه ببینه و از سلامت و زیبایی دندوناش خیالش راحت بشه.اما بچه ها یک اتفاق ناخوشایند اونجا منتظر کروم بود، بله بچه ها یک دندون زرد کوچک زشت.

بله عزیزای من هر بار که کروم لبخند می زد اون دندون زشت و خراب بیرون میفتاد و معلوم میشد.کروم اصلا نمیتونست دندونش رو پنهان کنه و به هر طرف که سرش رو می چرخوند باز هم دندونش معلوم میشد.کروم در حالی که بغض کرده بود گفت :” نه نه نه ، اگر دندونای سالمی نداشته باشم نمیتونم پادشاه کروکدیل ها بشم” و بعد زد زیر گریه و شروع کرد به اشک ریختن.

کروم از اینکه بخواد این موضوع رو برای بقیه تعریف کنه خیلی ترسیده بود ، بنابراین بعد از ظهر از خونه بیرون رفت تا به دنبال بهترین مسواک بگرده و اونو پیدا کنه.

اون به جنگل رفت و شروع کرد به پرسه زدن و گشتن در میان علف ها ی ضخیم و کلفت.کروم بعضی از اون علف ها رو بیرون می کشید و بعضی از شاخه هارو از درخت ها جدا می کرد و اونا رو به دهان خودش میچسبوند.” اه ..این خیلی بزرگه” بعد اونو تف میکرد و میرفت سراغ یکی دیگه.

” ایی..این خیلی کوچیکه” کروم اون رو هم تف کرد و از دهنش انداخت بیرون. بیچاره کروم، دیگه نمی دونست باید چی کار کنه.

در همون موقع چشماش با اشک های کوچولو پر شدن و ورم کردن و اون نتونست جلوی صدای گریه ی بلندی رو که بعدش اومد بگیره.
“بس کن دیگه پسر جون، تو با این کارت جوجه های منو بیدار می کنی”

بله بچه ها ناگهان صدای جیک جیک و جیغ جیغ بلندی از درختی که کروم زیر اون نشسته بود بلند شد. کروم سرش رو بلند کرد و به بالا نگاه کرد و یک پرنده ی سفید باخط های سیاه روی سرش رو دید که به شدت به کروم اخم کرده و داره نگاش می کنه.کروم نتونست جلوی خودش رو بگیره و باز هم زد زیر گریه و با صدای بلند زاری کرد.
این دفعه دیگه همه ی جوجه ها از خواب بیدار شدن و اولین وتنها کاری که انجام دادن این بود که دهانشون رو تا جایی که میتونستن باز کردن و برای خوردن غذا کلی جیک جیک کردن و سرو صدا راه انداختن ، اونم با بلندترین صدایی که می تونستن.

در همین موقع پرنده بال های خودش رو باز کرد و به بالا انداخت و بعد به پایین پرواز کرد و اومد کنار کروم نشست.” چه اتفاقی افتاده کروکدیل؟ راستی اسم من تی تیه”

” اسم من کرومه ، من…من دیگه هیچوقت نمی تونم پادشاه بشم.من یک دندون زرد و دردناک دارم”
و بعد کروم شروع کرد به تعریف کردن داستان دندون های سالم و سفید و براقش که باعث شده بودن اون بتونه در آینده پادشاه کروکدیل ها بشه.

همونجوری که کروم داشت داستان رو تعریف میکرد چشم های تی تی از خوشحالی گرد شد و فهمید که بهترین ایده و فکری رو که میتونسته به ذهن هرکسی برسه رو داره.
” هی بچه ها ، بیاین اینجا، ناهار آماده ست”

کروم با شنیدن این حرف از جاش پرید و گفت :” تو نمیتونی منو بخوری”
” نه کروم ما نمی خوایم تو رو بخوریم ما فقط می خوایم برای ناهار بریم در دهان تو”
در حالی که چشم های کروم از دهانش باز تر شده بود گفت :” ناهار تو دهن من؟”

” اروم باش کروم، حالا دهانت رو کامل باز کن و مطمئن شو که یکدفعه و به طور ناگهانی فکت رو نمیبندی.من و جوجههام می خوایم تمام مواد غذایی ای رو که لای دندون های تو گیر کرده بخوریم،و دقیقا به همین ترتیب ، دندونای تو دئوباره کاملا تمیز و براق و درخشان میشن”
کروم دهانش رو کاملا باز کرد و چشماش رو هم بست.اون میتونست کاملا حس کنه که پاهای کوچیکی دارن روی دندوناش راه می رن و قدم میزنن و از یک دندون به دندون دیگه میپرن.

تی تی و جوجه هاش خیلی گرسنه بودن بچه ها.اونا بلافاصله دست به کار شدن و شروع کردن به نوک زدن و غذاها رو از لای دندونا بیرون اوردن و خوردن.
تی تی بلند گفت :” یادتون باشه که دندونای عقبی جایی هستن که خیلی از غذاها دوست دارن برن اونجا و قایم بشن”

در همون موقع کروئم احساس کرد که چند جفت پای کوچیک به دندونای عقبیش هجوم اوردن ، اون تمام تلاشش رو کرد تا دهان خودش رو نبنده یا خمیازه نکشه و حرف نزنه.
تمام گوشه و کنار و پستی و بلندی های دهان کروم به وسیله ی این مسواک های کوچک و جیک جیکو و جیغ جیغو دیده و تمیز شدن.کروم در دهانش احساس خنکی و تمیزی میکرد.
وقتی که تی تی و جوجه ها کارشون تموم شد ، دونه دونه از دهان کروم بیرون پریدن و جیک جیک کنان گفتن:” ازت ممنونیم کروم”
تی تی لبخندی زد و گفت :” حالا بیا و لبخند بزن کروکدیل ”

کروم لبخند زد و به تصویر خودش که توی آب افتاده بود خیره شد.دندون زردش حالا سفید و براق و تمیز شده بود.
کروم با خوشحالی پرسید :” تی تی ، میتونی هر روز تو دهان من ناهار بخوری؟”

” البته کروم چرا که نه،تو الان بهترین دندونا رو بین همه ی کروکدیل ها داری”
بله بچه ها اینطوری شد که کروم به لطف دندونای سفید و براقش پادشاه شد.کمی بعد از پادشاه شدنش کروم اولین قانون خودش رو برای کروکدیل ها گذاشت.” هر کروکدیلی باید دندوناشو به وسیله ی پرنده ها تمیز کنه ، اونم دو بار در روز”

بچه های عزیز وولک! امیدوارین از شنیدن و خواندن این داستان وولک هم نهایت لذت رو برده باشید!
وولک بیش از 300 داستان کوتاه کودکانه روی سایت داره که شما می تونید با مراجعه به صفحه قصه به همه اون قصه ها دسترسی داشته باشید!
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





سلام ممنون بابت قصه ي زيباتون عالي و آموزنده بود ولي به وسط قصه كه ميرسم متن مطالب پيشنهادي روي يه قسمت از قصه رو ميپوشونه
درود دوست عزیز،ممنونم از نظر لطفتون، لطف کنید یک دور صفحه ی قصه رو refresh کنید
سلام خیلی جالب بود
ممنون
سلام دوست مهربانم، خوشحالم که قصه رو دوست داشتی
خوب بود ممنون گروه وولک
ممنونم دوست خوبم
دخترم خیلی دوست داشت ممنونم
ممنون از نظر لطفتون دوست عزیز
نخه دندان مسواک خلاله دندان. .
آفرین به شما دوست تمیز و مرتبم
مسواک
آفرین دوست خوبم
سلام بازم ممنونیم ازقصه زیبا و اموزنده
سپاس فراوان
سلام دوست مهربانم، ممنونم که به قصه های وولک گوش می کنی
سلام منم هر شب مسواک میزنم
سلام سها جان ، آفرین به شما دختر منظم و مرتب
سلام وولک جون .اسم من یسناست قصه امشب عالی بود .ممنونم
سلام یسنای عزیز، خوشحالم که قصه رو دوست داشتی
چرا شما هرشب قصه نمیزارید
بابت وقفه ای که در به روز رسانی سایت اتفاق افتاد عذر خواهی میکنم دوست خوبم، ما سعی می کنیم هر هفته با 5 قصه درخدمت شما بچه های گل و خوبمون باشیم
سلام ممنون از قصه های جالب و آموزنده 🥰🥰🥰😍😘😘😘شبها با قصه های شما میخوابم و خیلی چیزها یاد میگرم پرنیا حنیفه زاده
سلام دوست خوم ، خوشحالم که قصه های وولک رو دوست داری
💋
🌹🌹🌹
خیلی قشنگ بود من هم همیشه مسواک میزنم😆
ممنونم دوست خوبم و آفرین به شما پسر تمیز و دوست داشتنی
سلام من رایان هستم. خیلی داستان خوبی بود. من دو بار در روز دندان هام رو میشورم .من خیلی دندان هامو دوست دارم.💞💓💗💖💖💗💓💞💕💟❣🤍❤🧡💛💚💙💜🤎🤎🖤
سلام رایان عزیز، ممنونم از نظر قشنگت و آفرین به شما پسر مرتب و دوست داشتنی
سلام واقعا قصه های شما عالی و آموزنده هستم مخصوصا برای کودکان و نوجوانان حتی صدای قصه گو هم خیلی عالی هستند ممنون بابت این قصه ی خیلی زیبا و شنیدنی😇😊 امیدوارم همیشه پیشرفت عالی داشته باشید
بسیار ممنونم از لطف و محبت شما دوست عزیز و سپاس از اینکه همراه ما هستین
سلام وولک ثنا هستم قصه عالی بود و من امشب قبل از اینکه بیام توی رخت خواب مسواک زدم🔮🌹❤🎈🌺🧚🏻♀️🧚🏻♀️
سلام ثنا جان و آفرین به شما دختر مرتب و تمیز
سلام من هرشب قصه های جذاب و آموزنده شما رو
گوشمیدم و من روزی ۲ بار مسواک میزنم
بازم ممنون از قصه های خوبتون خاله صدف🌼🌼🌼🌼💮💮💮💮🌟🌟🌟🌟
سلام امیر طاهای نازنین، آفرین به شما پسر مرتب و تمیز و ممنونم که به قصه های وولک گوش میکنی
سلام من موهامو شانه می زنم صورتم را می شورم ❤❤❤💛💛💛💜💜💜❤❤❤💜💜💜💛💛💛💖
آفرین به شما دختر پاکیزه و مرتب
مسواک شب _ شستن صورت _ صبحانه خوب _ حمام خوب – شانه کردن مو _ لباس تمیز _ غذای خوب _
صد آفرین به شما دختر مرتب و تمیز
عالی خیلی عالی من خیلی دوستش داشتم خیلی خوب بود ممنونم بابت داستان خیلی ممنون عالی🥰😍🤩😘
بسیار زیبا و خوب
ممنونم دوست خوبم
عالی هزار ستاره هم بست نیس 😘😘😘🤩😍
ممنونم از شما مرسانای مهربان
سلام ببخشید در آن پیامم سلام ننوشتم ممنونم بابت قصه خیلی عالی بود عالی ترین قصه من خیلی ازش لذت بردم بازهم ممنون و عالی😍🤩🥰😘
سلام مرسانا جان ، ممنونم از شما دوست خوبم و خوشحالم که قصه رو دوست داشتی
سلام مرسی از قصه ی قشنگ تون من شکلات و کا کا عو زیاد نمی خورم.☺
سلام دوست قشنگم ، مرسی که به قصه های وولک گوش میکنی و افرین که مراقب دندون های سالم و زیبات هستی
خیلی قشنگ بود .❤️♥️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💞💞💕💞💞💓💞💞💕💞💞💓💓💓💞💕💕💞💞💓💓🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎💔❣️❣️❣️💔💘💘💝💔❣️💘🧡🧡💛💛💔❣️❣️💘💘🧡❤️❤️🧡💛💝💔❣️💘💘💝💛💛❤️❤️♥️💘💘❣️💝💘💘💘♥️❣️❣️💝💝💛🧡🧡❤️🧡🧡🧡💛💛💛💛💛💛💘❣️❣️❣️❣️❣️💔💝💝💝💘💘💘♥️🧡🧡💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛
🌺🌺🌺مرسی دوست مهربانم
سلام وولک من هدیه هستم.
ممنون قصه امشب خیلی قشنگ بود
سلام هدیه جان خوشحالم که قصه رو دوست داشتی عزیزم
سلام من دلارام هستم این قصه درمورد چی بود؟
سلام دلارام جان ، این قصه در موردبهداشت دندان ها و اهمیت مسواک زدن بود
من ۱۱ سالمه و هرشب با قصه های شما میخوابم 🌈🌈💗💗💓💓💛💛💙💙😘😘
من هم روزی ۲ بار مسواک می زنم اسمم مرینت هست و داداشم کایان که اون ۵ سالشه و هر روز ۲ بار مسواک می زنه.
عالی قصه هاتون❤️🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍♥️💘💝💖💗💓💞💕💌💟❣️💋❤️🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍♥️💘💝💖💗💓💞💕💌💟❣️💋
خیلی هم عالی مرینت جان!
خیلی خوشحالم که با برادرت همراه وولک هستین عزیزم
عالیییییییی
تشکر
قصه خوبي بود
ممنون علیرضا جان
سلام قصه عالی
خیلی خوب بود
عالی
خیلی جالب بود
ممنون از بابتقصه
خوشحالم که از قصه خوشت اومد علی جان
🌹🌹😍🌹🥰❤️🤍🌹😍🌹🥰❤️🤍🥰😍😍😍🌹🌹🥰❤️❤️🤍🌹😍😍😍🥰🥰❤️❤️🤍❤️🌹😍🌹❤️🤍🤍🌹😍😍🥰🤍❤️🥰🌹😍🌹❤️❤️❤️🤍🥰😍😍🌹🌹🌹🤍🤍
تشکر عزیزم
🤍🌹🌹😍❤️❤️🥰😍🌹🤍🤍🤍🤍🌹😍❤️❤️😍🌹🤍🤍🌹😍🥰❤️😍🌹🌹🤍🌹😍❤️❤️🥰🌹🤍🤍🌹😍🥰❤️🥰🌹🌹🤍🤍🤍😍🥰❤️😍🌹🌹🤍🤍🌹
ممنونم الیاس مهربون
❤️🥰😍🤍🌹🌹😍😍🥰❤️😍🤍🌹🌹🌹😍❤️🥰😍🤍🤍🌹🌹🌹🌹🤍😍😍❤️🥰❤️🤍🌹🌹🌹🤍❤️🥰😍🤍🌹🌹🌹😍❤️🥰
تمام چیزهای وولک دوست دارم
ما هم تو رو دوست داریم الیاس عزیزم
عالی
ممنون که نظرت رو نوشتی کیان جان
من کم مسواک می زنم و دندان های زرد دارم
امیدوارم از این به بعد بیشتر به دندون هات رسیدگی کنی دوست خوبم
خیلی ممنون از سازنده این قصه خیلی خوب بود
❤️