قصه جذاب و شنیدنی لبخند کروکدیل
4.7/5 - (16 امتیاز)

 

 

یکی بود یکی نبود ،در یک جنگل سرسبز و قشنگ  کروکدیل کوچولوی قصه ی ما که اسمش کوروم بود ترق و توروق پوسته ی تخمش رو شکست و ازتوی اون بیرون اومد.کوروم سرش رو تکون داد و صورت کوچولوش رو از بین پوسته های تخم بیرون اورد و به مامانش لبخند زد.

پادشاه کروکدیل ها که دیگه سنی ازش گذشته بود و پیر شده بود یه نگاهی به کروم انداخت و گفت :” خودشه…اون دندون های سالم و سفید و براقی داره،اون باید وقتی که بزرگ شد پادشاه کروکدیل ها بشه.سلام کروم خوش اومدی، سلام دندونای سفید کوچک براق”

کروکدیل ها با دندون های سیاه و خراب خودشون به مشکل جدی و سختی برخورده بودن.

البته که هیچکدوم از اونا هرگز دو بار در روز مسواک نمی زدن، و همین باعث شده بود که دندونای ضعیف اونا مریض و خراب بشه و تلپی ازدهنشون بیفته بیرون.

اما کروم با مسواک زدن هیچ مشکلی نداشت و اون کار رو به خوبی انجام می داد.اون از گیاهان رودخونه و شاخه های درخت استفاده می کرد و کار درست و صحیحی رو انجام میداد و روزی دوبار دندوناش رو مسواک میزد.اما بچه ها هرچی کروم بزرگتر شد دندوناش هم بزرگتر شدن،به خاطر همین دیگه گیاهان داخل آب و شاخه های درختا برای تمیز نگهداشتن دندوناش کافی نبودن.

در یک صبح آفتابی و زیبا،کروم به کنار رودخونه رفت تا مثل هر روز  لبخندش رو توی آب رودخونه ببینه و از سلامت و زیبایی دندوناش خیالش راحت بشه.اما بچه ها یک اتفاق ناخوشایند  اونجا منتظر کروم بود، بله بچه ها یک دندون زرد کوچک زشت.

بله عزیزای من هر بار که کروم لبخند می زد اون دندون زشت و خراب بیرون میفتاد و معلوم میشد.کروم اصلا نمیتونست دندونش رو پنهان کنه و  به هر طرف که سرش رو می چرخوند باز هم دندونش معلوم میشد.کروم در حالی که بغض کرده بود گفت :” نه نه نه ، اگر دندونای سالمی نداشته باشم نمیتونم پادشاه کروکدیل ها بشم” و بعد زد زیر گریه و شروع کرد به اشک ریختن.

کروم از اینکه بخواد این موضوع رو برای بقیه تعریف کنه خیلی ترسیده بود ، بنابراین بعد از ظهر از خونه بیرون رفت تا به دنبال بهترین مسواک بگرده و اونو پیدا کنه.

اون به جنگل رفت و شروع کرد به پرسه زدن و گشتن در میان علف ها ی ضخیم و کلفت.کروم بعضی از اون علف ها رو بیرون می کشید و بعضی از شاخه هارو از درخت ها جدا می کرد و اونا رو به دهان خودش میچسبوند.” اه ..این خیلی بزرگه” بعد اونو تف میکرد و میرفت سراغ یکی دیگه.

” ایی..این خیلی کوچیکه” کروم اون رو هم تف کرد و از دهنش انداخت بیرون. بیچاره کروم، دیگه نمی دونست باید چی کار کنه.

در همون موقع چشماش با اشک های کوچولو پر شدن و ورم کردن و اون نتونست جلوی صدای گریه ی بلندی رو که بعدش اومد بگیره.

“بس کن دیگه پسر جون، تو با این کارت جوجه های منو بیدار می کنی”


بله بچه ها ناگهان صدای جیک جیک و جیغ جیغ بلندی از درختی که کروم زیر اون نشسته بود بلند شد. کروم سرش رو بلند کرد و به بالا نگاه کرد و یک پرنده ی سفید باخط های سیاه روی سرش  رو دید که به شدت به کروم اخم کرده و داره نگاش می کنه.کروم نتونست جلوی خودش رو بگیره و باز هم زد زیر گریه و با صدای بلند زاری کرد.

این دفعه دیگه همه ی جوجه ها از خواب بیدار شدن و اولین وتنها کاری که انجام دادن این بود که دهانشون رو تا جایی که میتونستن باز کردن و برای خوردن غذا کلی جیک جیک کردن و سرو صدا راه انداختن ، اونم با بلندترین صدایی که می تونستن.

در همین موقع پرنده بال های خودش رو باز کرد و به بالا انداخت و بعد به پایین  پرواز کرد و اومد کنار کروم نشست.” چه اتفاقی افتاده کروکدیل؟ راستی اسم من تی تیه”

” اسم من کرومه ، من…من دیگه هیچوقت نمی تونم پادشاه بشم.من یک دندون زرد و دردناک دارم”

و بعد کروم شروع کرد به تعریف کردن داستان دندون های سالم و سفید و براقش که باعث شده بودن اون بتونه در آینده پادشاه کروکدیل ها بشه.

همونجوری که کروم داشت داستان رو تعریف میکرد چشم های تی تی از خوشحالی گرد شد و فهمید که بهترین ایده و فکری رو که میتونسته به ذهن هرکسی برسه رو داره.

” هی بچه ها ، بیاین اینجا، ناهار آماده ست”

کروم با شنیدن این حرف از جاش پرید و گفت :” تو نمیتونی منو بخوری”

” نه کروم ما نمی خوایم تو رو بخوریم ما فقط می خوایم برای ناهار بریم در دهان تو”

در حالی که چشم های کروم از دهانش باز تر شده بود گفت :” ناهار تو دهن من؟”


” اروم باش کروم، حالا دهانت رو کامل باز کن و مطمئن شو که یکدفعه و به طور ناگهانی فکت رو نمیبندی.من و جوجههام می خوایم تمام مواد غذایی ای رو که لای دندون های تو گیر کرده بخوریم،و دقیقا به همین ترتیب ، دندونای تو دئوباره کاملا تمیز و براق و درخشان میشن”

کروم دهانش رو کاملا باز کرد و چشماش رو هم بست.اون میتونست کاملا حس کنه که پاهای کوچیکی دارن روی دندوناش راه می رن و قدم میزنن و از یک دندون به دندون دیگه میپرن.

تی تی و جوجه هاش خیلی گرسنه بودن بچه ها.اونا بلافاصله دست به کار شدن و شروع کردن به نوک زدن و غذاها رو از لای دندونا بیرون اوردن و خوردن.

تی تی بلند گفت :” یادتون باشه که دندونای عقبی جایی هستن که خیلی از غذاها دوست دارن برن اونجا و قایم بشن”

در همون موقع کروئم احساس کرد که چند جفت پای کوچیک به دندونای عقبیش هجوم اوردن ، اون تمام تلاشش رو کرد تا دهان خودش رو نبنده یا خمیازه نکشه و حرف نزنه.

تمام گوشه و کنار و پستی و بلندی های دهان کروم به وسیله ی این مسواک های کوچک و جیک جیکو و جیغ جیغو دیده و تمیز شدن.کروم در دهانش احساس خنکی و تمیزی میکرد.

وقتی که تی تی و جوجه ها کارشون تموم شد ، دونه دونه از دهان کروم بیرون پریدن و جیک جیک کنان  گفتن:” ازت ممنونیم کروم”

تی تی لبخندی زد و گفت :” حالا بیا و لبخند بزن کروکدیل ”

کروم لبخند زد و به تصویر خودش که توی آب افتاده بود خیره شد.دندون زردش حالا سفید و براق و تمیز شده بود.

کروم با خوشحالی پرسید :” تی تی ، میتونی هر روز تو دهان من ناهار بخوری؟”

” البته کروم چرا که نه،تو الان بهترین دندونا رو بین همه ی کروکدیل ها داری”
بله بچه ها اینطوری شد که کروم به لطف دندونای سفید و براقش پادشاه شد.کمی بعد از پادشاه شدنش کروم اولین قانون خودش رو برای کروکدیل ها گذاشت.” هر کروکدیلی باید دندوناشو به وسیله ی پرنده ها تمیز کنه ، اونم دو بار در روز”

بچه های عزیز وولک! امیدوارین از شنیدن و خواندن این داستان وولک هم نهایت لذت رو برده باشید!

وولک بیش از 300 داستان کوتاه کودکانه روی سایت داره که شما می تونید با مراجعه به صفحه قصه به همه اون قصه ها دسترسی داشته باشید!



برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

 

74 پاسخ
  1. آيشين
    آيشين می گوید:

    سلام ممنون بابت قصه ي زيباتون عالي و آموزنده بود ولي به وسط قصه كه ميرسم متن مطالب پيشنهادي روي يه قسمت از قصه رو ميپوشونه

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      بابت وقفه ای که در به روز رسانی سایت اتفاق افتاد عذر خواهی میکنم دوست خوبم، ما سعی می کنیم هر هفته با 5 قصه درخدمت شما بچه های گل و خوبمون باشیم

      پاسخ
  2. مسعود
    مسعود می گوید:

    سلام ممنون از قصه های جالب و آموزنده 🥰🥰🥰😍😘😘😘شبها با قصه های شما میخوابم و خیلی چیزها یاد میگرم پرنیا حنیفه زاده

    پاسخ
  3. رایان
    رایان می گوید:

    سلام من رایان هستم. خیلی داستان خوبی بود. من دو بار در روز دندان هام رو میشورم .من خیلی دندان هامو دوست دارم.💞💓💗💖💖💗💓💞💕💟❣🤍❤🧡💛💚💙💜🤎🤎🖤

    پاسخ
  4. سارینا
    سارینا می گوید:

    سلام واقعا قصه های شما عالی و آموزنده هستم مخصوصا برای کودکان و نوجوانان حتی صدای قصه گو هم خیلی عالی هستند ممنون بابت این قصه ی خیلی زیبا و شنیدنی😇😊 امیدوارم همیشه پیشرفت عالی داشته باشید

    پاسخ
  5. ثنا
    ثنا می گوید:

    سلام وولک ثنا هستم قصه عالی بود و من امشب قبل از اینکه بیام توی رخت خواب مسواک زدم🔮🌹❤🎈🌺🧚🏻‍♀️🧚🏻‍♀️

    پاسخ
  6. 🌟امیرطاها🌟
    🌟امیرطاها🌟 می گوید:

    سلام من هرشب قصه های جذاب و آموزنده شما رو
    گوشمیدم و من روزی ۲ بار مسواک میزنم
    بازم ممنون از قصه های خوبتون خاله صدف🌼🌼🌼🌼💮💮💮💮🌟🌟🌟🌟

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام امیر طاهای نازنین، آفرین به شما پسر مرتب و تمیز و ممنونم که به قصه های وولک گوش میکنی

      پاسخ
  7. حلما نوری
    حلما نوری می گوید:

    سلام من موهامو شانه می زنم صورتم را می شورم ❤❤❤💛💛💛💜💜💜❤❤❤💜💜💜💛💛💛💖

    پاسخ
  8. مهرسا افرادی
    مهرسا افرادی می گوید:

    مسواک شب _ شستن صورت _ صبحانه خوب _ حمام خوب – شانه کردن مو _ لباس تمیز _ غذای خوب _

    پاسخ
  9. مرسانا
    مرسانا می گوید:

    سلام ببخشید در آن پیامم سلام ننوشتم ممنونم بابت قصه خیلی عالی بود عالی ترین قصه من خیلی ازش لذت بردم بازهم ممنون و عالی😍🤩🥰😘

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام دوست قشنگم ، مرسی که به قصه های وولک گوش میکنی و افرین که مراقب دندون های سالم و زیبات هستی

      پاسخ
  10. آروین
    آروین می گوید:

    خیلی قشنگ بود .❤️♥️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💞💞💕💞💞💓💞💞💕💞💞💓💓💓💞💕💕💞💞💓💓🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎🤎💔❣️❣️❣️💔💘💘💝💔❣️💘🧡🧡💛💛💔❣️❣️💘💘🧡❤️❤️🧡💛💝💔❣️💘💘💝💛💛❤️❤️♥️💘💘❣️💝💘💘💘♥️❣️❣️💝💝💛🧡🧡❤️🧡🧡🧡💛💛💛💛💛💛💘❣️❣️❣️❣️❣️💔💝💝💝💘💘💘♥️🧡🧡💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛💛

    پاسخ
  11. مرینت و کایان
    مرینت و کایان می گوید:

    من ۱۱ سالمه و هرشب با قصه های شما می‌خوابم 🌈🌈💗💗💓💓💛💛💙💙😘😘

    من هم روزی ۲ بار مسواک می زنم اسمم مرینت هست و داداشم کایان‌ که اون ۵ سالشه و هر روز ۲ بار مسواک می زنه.

    عالی قصه هاتون❤️🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍♥️💘💝💖💗💓💞💕💌💟❣️💋❤️🧡💛💚💙💜🤎🖤🤍♥️💘💝💖💗💓💞💕💌💟❣️💋

    پاسخ
  12. الیاس5 ساله
    الیاس5 ساله می گوید:

    🌹🌹😍🌹🥰❤️🤍🌹😍🌹🥰❤️🤍🥰😍😍😍🌹🌹🥰❤️❤️🤍🌹😍😍😍🥰🥰❤️❤️🤍❤️🌹😍🌹❤️🤍🤍🌹😍😍🥰🤍❤️🥰🌹😍🌹❤️❤️❤️🤍🥰😍😍🌹🌹🌹🤍🤍

    پاسخ
  13. الیاس6 ساله
    الیاس6 ساله می گوید:

    🤍🌹🌹😍❤️❤️🥰😍🌹🤍🤍🤍🤍🌹😍❤️❤️😍🌹🤍🤍🌹😍🥰❤️😍🌹🌹🤍🌹😍❤️❤️🥰🌹🤍🤍🌹😍🥰❤️🥰🌹🌹🤍🤍🤍😍🥰❤️😍🌹🌹🤍🤍🌹

    پاسخ
  14. الیاس6 ساله
    الیاس6 ساله می گوید:

    ❤️🥰😍🤍🌹🌹😍😍🥰❤️😍🤍🌹🌹🌹😍❤️🥰😍🤍🤍🌹🌹🌹🌹🤍😍😍❤️🥰❤️🤍🌹🌹🌹🤍❤️🥰😍🤍🌹🌹🌹😍❤️🥰

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *