یکی بود یکی نبود، توی جنگل قصه ی ما که پر ازدارو درخت و گلهای قشنگ و رنگارنگ بود حیوانات زیادی با هم دوست بودن و به خوبی و خوشی کنار هم زندگی می کردن.یک روز روباه نارنجی و سنجاب کوچولو به خونه ی پیشی ملوسه رفتن و بهش گفتن:” بیدار شو! بیدار شو! بیا بیرون تا با هم بازی کنیم.امروز روز قشنگیه و هوا ام خیلی خوبه، بیا بریم تا با هم بدوییم”
پیشی ملوسه گفت:” من ترجیح میدم تو خونه بمونم و چرت بزنم، این برام سرگرم کننده تره ولی حالا که دیگه بیدار شدم باشه، بریم بازی کنیم ولی قبلش سر راهمون دنبال خرگوشی هم بریم ”

خلاصه پیشی و روباه و سنجاب سه تایی راه افتادن و رفتن تا به خونه ی خرگوشی رسیدن.اما بچه ها وقتی خرگوشی در رو باز کرد اونا از تعجب چشماشون گرد شد. یعنی چی شده بود؟ خرگوشی با چشمایی پر از اشک در رو باز کرد و همونطور که گریه می کرد گفت:” امروز تولد جوجه تیغی مهربونه، من خیلی ناراحتم آخه هیچ هدیه ای براش نگرفتم، چه جوری فراموش کرده بودم که امروزتولدشه؟”

پیشی ملوسه گفت:” منم یادم رفته بود که امروز تولد جوجه تیغیه مهربونه، خیلی احساس بدی دارم،چی کار کنیم که جوجه تیغی ناراحت نشه؟”
روباه نارنجی گفت:” میدونیم که جوجه تیغی مهربون از دستمون عصبانی نمیشه و حرفی بهمون نمیزنه اما ما خودمون میدونیم که روز تولد دوستمون رو فراموش کردیم، همه چی به ما بستگی داره که بخوایم چی کار کنیم”

سنجاب کوچولو گفت:” برای درست کردن کیک یا خریدن کادو خیلی دیر شده، پس چه کاری میتونیم بکنیم که جوجه تیغی رو خیلی خوشحال و ذوق زده کنه؟”
در همون موقع خرگوشی فکری به ذهنش رسید اون با خوشحالی گفت:” من چند تا عکس از موقع هایی که همه با هم بازی می کردیم و سرگرم بودیم دارم.نظرتون درباره ی درست کردن یه دفترچه خاطرات قشنگ ازکارهایی که کردیم و چیزهایی که داریم چیه؟”

سنجاب کوچولو گفت:” من یه سنگ خیلی قشنگ دارم که اونو زیر بارون پیداش کردم ، تازه یه پر خیلی خوش رنگم دارم که از تو کوچه پیداش کردم”
روباه نارنجی گفت:” یادتون میاد یه روز با هم دیگه رفتیم پیاده روی و گردش؟ من ازش یه نقاشی بکشم، این چیزیه که جوجه تیغی دوست داره”

پیشی ملوسه گفت:” وقتمون رو نباید تلف کنیم، استراحتم نداریم،هدیه ما برای جوجه تیغی باید بهترین باشه”
خرگوشی گفت:”بیاین و از تو جعبه ای که اوردم قیچی و چسب و کاغذ و مداد رنگی بردارین بعدش با هم یک دفترچه ی خاطرات قشنگ و زیبا درست کنیم، این کار با همکاری و کمک همه ی ما شدنیه”

سنجاب کوچولو گفت:” هر صفحه رو با یک خاطره یا یک یادگاری قشنگ پر کنین،این از هر کادوی دیگه ای که می خواستیم براش بگیریم قشنگ تره”
بله عزیزای دلم جونم براتون بگه که پیشی و خرگوش و سنجاب و روباه حسابی مشغول کار شدن و شروع کردن به درست کردن چیزهای قشنگ و جذاب.بعد از چند ساعت اونا یک دفترچه خاطرات خیلی جذاب و به یادموندنی برای دوستشون یعنی جوجه تیغی مهربون درست کردن .

وقتی که دفترچه آماده شد سنجاب کوچولو گفت:” بیاین اسم دوستمون رو با یک ماژیک خوش رنگ روی کارت بنویسیم و بزنیم روی دفترچه تا به راحتی دیده بشه”
در همون موقع خرگوشی گفت:” یه لحظه صبر کنین،یه چیز دیگه هم لازمه،من بااین ربان وکاغذ یه جعبه ی خیلی خوشگل درست کردم تا دفترچه رو توی اون بذاریم”

بله عزیزای دلم دیگه کار هدیه جوجه تیغی مهربون تموم شده بود و اونا اماده ی رفتن به خونه ی جوجه تیغی بودن.اونا با عجله از خونه بیرون رفتن و با خوشحالی و شادی فراوان از میان جنگل خوشون رو به خونه ی جوجه تیغی رسوندن.وقتی که به خونه ی جوجه تیغی رسیدن در زدن و منتظر موندن تا اون در رو باز کنه.

وقتی جوجه تیغی در رو باز کرد پیشی و سنجاب و روباه با خوشحالی فریاد زدن:” هوراااا، تولدت مبارک،اینجا یه هدیه هست که منتظره تا بازش کنی ”
جوجه تیغی که حسابی تعجب کرده بود من و من کنان گفت:” ولی…ولی امروز که تولد من نیست،شما تاریخ تولد منو اشتباه متوجه شدین”

خرگوشی که هم شگفت زده شده بود و هم خنده ش گرفته بود گفت:” واقعا؟؟؟ اما ما هنوزم میتونیم یه جشن شاد و به یاد موندنی بگیریم”
و بعد همگی با هم مشغول بازی و تماشی دفترچه ی خاطراتشون شدن.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





خیلی داستان خوبی بود.
تشکر
عالی بوددددد
تشکر
سلام عالی عالی بود
تشکر از شما
علی بود
چه جالب بود.
ببخشید این را می گویم
می تونید یک شبی دو قصه بگید.🙏🙏🙏🙏
ممنون میشم💙💜💙💜💙💜💙💜💙
خیلی ممنونم از همراهی و نظر خوب شما
همواره سعی بر این بوده که تعداد قصه های بیشتری برای شما عزیزان در وولک تولید بشه
مچکرم از پیشنهاد خوبتون
عالی بود⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
تشکر از نظر شما
امشب برای پسرای گلم خوندم و از پایان جالبش کلی تعجب کردن ☺️
بسیار هم عالی
عالی👰🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻❤❤❤❤❤❤👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻🙏🏻🙏🏻💐💐💐🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
مرسی که این همه قصّه های گشنگی برای ما بگذارید
🌹🌹🌹🌹💐💐💐👰🏻👰🏻👰🏻👰🏻✔😍😁😁😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
ممنون از همراهی شما
سلام عزیزم ممنون قصه ی خوبی بود بچه های من خیلی لذت بردن تشکر ویژه از سایت وولک
بسیار هم عالی
ممنون که با همراهین
سلام خانم خالقی عزیز قصه ی امشب هم واقعا زیبا و عالی بود👌،خانم خالقی لطفا از قصه های شاهنامه برامون بزارید
ممنونم .
سلام خیلی ممنونم از نظر و پیشنهاد خوب شما
خیلی قشنگ بود بسیار بسیار ممنون از شما 😘😍😍
تشکر از همراهی شما
عالی
تشکر
خیلی ممنون
تشکر
عالی مرسی خانم صدف۱
ممنون از همراهیتون مهنای عزیز
عالی بود ممنون خاله صدف ،👍😘😘🥰🥰
ممنون از همراهی شما
هانا خوا هر لطفا هدیه بگزار
آلی بود تشکر از زحمات شما
خیلی ممنونم از همراهی شما
چرا قصه ها واسه من دیگه پخش نمیشن😔
ندای عزیز برای ظاهر شدن پلیر، حدود 10 ثانیه صبر کنید و بعد قصه رو پلی کنید و خیلی راحت به قصه گوش بدین
عالی مثل همیشه
تشکر
تشکر
سلام وقت بخیر دختر من هر شب از شما قصه گوش می کن از شما تشکر میکنم❤️🌺😘💐🥳❤️🌈🦄💖🌸🤩🎊🌈🦄♥️😇😍🥰🤩🥰❤️💋
بسیار هم عالی
تشکر از همراهی شما با وولک
خيلي ممنونم ازين كه اين سايت رو راه اندازي كردين
من هر شب قصه هارو گوش ميكنم و لذت ميبرم
بسیار هم عالی
ممنون که با وولک همراهین
سلام خاله صدف من خیلی قصه رو دوست داشتم و یاد گرفتم به یاد دوستام باشم و اونا رو خوشحال کنم💕💕💕🌷🌟😇💝🫂💯🙏
چه عالی
آفرین به این برداشت خوبت سورناجان
من و داداشم قصه های شما را خیلی دوست داریم من اسمم ارنیکا و داداشم اروین آروین نه اروین من ۹ سالم داداشم ۴سله است ممنون خاله صدف🌷🌷🌷🌷🌻🌻🌻🌻❤❤🍁🍁🍁🍁🍁
چه عالی
ممنون از اینکه با ما همراهین بچه ها
عالی
تشکر
عالی
تشکر
سلام
اخرش رش خنده دار بود
سلام دوست من
ممنونم از نظرت
خيلي عالي
ممنونم از نظرت دوست خوبم
خیلی خوب بود
تشکر
چه پایان زیبایی ❤️ حتما همه خوششون میاد عالی
ممنونم از نظرت کیمیای عزیز
هر شب هزار قصه بسازید و بگزارید در وولک تا گوش کنیم فصه های شما عالی هستند
خیلی خوشحالم که قصه های وولک و دوست داری، دوست قشنگم
من اصلا از این قصه خوشم نیومد
چرا قصه امشب رو دوست نداشتی؟
با سلام خدمت قصه گو من قصه ی شما رو خیلی دوست داشتم 😘😘
درود بر تو محیای عزیزم
خوشحالم که با وولک همراهی دوست خوبم
عالی و بود خیلی ممنونم از وولک ♡❤️🧡💛💚💙💜💜💜❤️🧡💛💚💙💜❤️🧡💛💚💙💜❤️🧡💛💚💙💜❤️🧡💛💚💙💜❤️🧡💛💚
ممنون دوست خوب وولک
عالی بود، داستان قشنگی بود ممنون خاله صدف جان✨🌈
ممنونم از نظر قشنگت دوست عزیزم
عالی بود
شما برین قصه هارامیگین راستی
راستی من قراره خواهر بزرگه بشم
قصه خیلی خوب بودسپاسگزارم 🖤❤⚘
ممنونم از نظرت الماجان
It was very good, Aunt Sadaf, I hope you will always be successful😊
thanks my goodfriend
سلام عالی بود.
راستی میشه واسم دعا کنید، چون میخوام برم عمان برای کشورمون مقام رباتیک بیارم
سلام و تشکر از این که نظرت رو نوشتی عزیزم
امیدوارم موفق بشی دوست خوبم