یکی بود یکی نبود. توی رودخانه ای که از میان جنگل می گذشت تعداد زیادی لاک پشت زندگی می کردند.لاک پشت ها هر روز صبح از رودخانه بیرون می اومدند و در کناره رودخانه شنا می کردند. لاک پشت های پیرتر کنار رودخانه دراز می کشیدند و از آفتاب گرم لذت می بردند و لاک پشت های جوان تر که پرانرژی بودند غرق بازی می شدند.
گاهی به داخل رودخانه می پریدند و با هم مسابقه می دادند. بعضی وقتها هم در کنار رودخانه با هم قایم با شک بازی می کردند. درواقع این دنیای کوچیک لاک پشت ها بود و اونها همیشه کنار رودخانه خوشحال بودند.

یک روز صبح که لاک پشت ها مشغول بازی بودند یک روباه قهوه ای به نزدیک رودخانه اومد و مشغول تماشای لاک پشت ها شد. روباه حسابی گرسنه بود و با دیدن لاک پشت ها شکمش قار و قور کرد. اون دلش می خواست هر طور شده یکی از لاک پشت ها رو بگیره برای همین به آرومی به لاک پشت ها نزدیک شد، اما هنوز به اونها نرسیده بود که ناگهان عطسه کرد.
لاک پشت ها که صدای عطسه رو شنیده بودند هوشیار شدند. اونها با دقت به اطراف نگاه کردند تا ببینند صدا از کجا میاد که ناگهان روباه قهوه ای رو دیدند.. یکی از لاک پشت ها با صدای بلند گفت : فرار کنید! و همه لاک پشت ها با عجله به طرف رودخانه رفتند و یکی یکی وارد آب شدند. یکی از لاک پشت ها که از همه کوچیکتر بود دورتر از بقیه لاک پشت ها زیر نور خورشید دراز کشیده بود و از آفتاب لذت می برد. اون وقتی سر و صدای دوستهاش رو شنید تازه متوجه شد که چه اتفاقی افتاده.. روباه که دستش به هیچ کدوم از لاک پشت ها نرسیده بود، با دیدن لاک پشت کوچولو به طرف اون رفت . اما لاک پشت کوچولوی قصه ما یک لاک پشت باهوش و زرنگ بود و قبل از اینکه روباه بهش برسه سرش رو داخل لاکش فرو برد.
روباه که حالا هم گرسنه بود و هم عصبانی تلاش کرد که لاک سنگی لاک پشت رو بشکنه .. اما اون خیلی سفت و محکم بود و روباه هر چقدر تلاش کرد موفق نشد. لاک پشت ترسیده بود ولی با خودش فکر کرد که باید کاری بکنه تا روباه دست از سرش برداره ..

اون با صدای آرومی از داخل لاک گفت:” خانوم روباه! متاسفم اما شکستن پوسته من کار بسیار سختیه! اگر می خواهی پوسته من نرم بشه باید اون رو توی آب خیس کنی! راستی چرا من رو داخل آب نمی گذاری؟ قول میدم به محض اینکه لاک من نرم شد صدات کنم !”
روباه حسابی خسته و گرسنه بود. شکم کوچکش با صدای بلند قار و قور می کرد. اون انقدر گرسنه بود که نمی تونست درست فکر کنه.. به همین خاطر پیشنهاد لاک پشت رو قبول کرد و با بی حوصلگی گفت:” باشه .. من تو رو توی آب می گذارم! اما بهم قول بده به محض اینکه لاکت نرم شد صدام کنی تا بیام!” و به این ترتیب لاک پشت کوچولو رو داخل رودخانه انداخت و گفت:” چقدر طول میکشه تا لاکت نرم بشه؟” لاک پشت گفت:” نیم ساعت طول می کشه! اما چرا این مدت رو نمی نشینی؟ حتما حسابی خسته و گرسنه ای!”
روباه زیر سایه درختی که نزدیک رودخانه بود نشست و منتظر موند. بعد از چند دقیقه لاک پشت کوچولو به آرومی سرش رو از داخل لاک بیرون آورد و نگاهی به روباه انداخت. روباه در حال چرت زدن بود و چشمهاش رو به زور باز نگه داشته بود. لاک پشت از فرصت استفاده کرد و بازوهای کوچکش رو از داخل لاک بیرون آورد و شروع به شنا کردن در رودخانه کرد. بعد از اینکه کمی از روباه دور شد با صدای بلند گفت:” ممنون که من رو توی آب انداختی! الان می خوام به طرف خونم شنا کنم .. تو هم بهتره فکر چیز دیگه ای برای خوردن باشی!” بعد هم به داخل رودخانه شیرجه زد و خیلی زود ناپدید شد. روباه که شوکه شده بود از جا پرید و به لب رودخانه اومد و با عصبانیت گفت:” وااای نه! این چه کاری بود که من کردم؟! چطور یادم نبود که لاک پشت ها داخل آب زندگی می کنند و آب نمی تونه لاک اونها رو نرم بکنه؟!! وای من چقدر نادانم …”
اما دیگه دیر شده بود بچه ها جون! و لاک پشت کوچولو در اعماق رودخانه به سمت خونه اش شنا می کرد. روباه قهوه ای هم دست از پا درازتر به طرف جنگل راه افتاد تا غذای دیگه ای برای خودش پیدا کنه و تصمیم گرفت که دیگه سراغ لاک پشت ها نیاد..
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





سلام من و خواهرم همیشه شب ها قصه های شما رو گوش می دیم عالییییی هست 💟💎🥰
چه عالی
خیلی ممنونم که با وولک همراه هستین آلا و آتنای عزیز
عالی بود .
مرسی از نظر خوب شما
من هر بار که به قصّه های شما گوش میدم لذّت هم میبرم
😍😍😍💐💐💐💐💐🐛🐛🐛💐💐🌹🌹🌹🌈👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻
خیلی ممنونم از همراهی شما آیسو خانم گل
ممنون از قصه تو🙏ن🙏😍💕💜💙🤗🤩🥰🥰
ممنون از شما
🤩🤩🤩🤩🤩
تشکر
خیلی قشنگ بود تشکر از قصه گوی محترم و وولک
خیلی ممنونم از همراهی شما
چه داستان قشنگی بود من خیلی خوشم آمد ممنون باوت داستان قشنگ تون ممنون ممنون ممنون💗💞💗💞💗💞💗💞💗💞🙏💞💗🙏 من لاک پشت دارم.
خیلی ممنونم از نظر خوبت سپیده جان
عالی عالی عالی عالی ممنون
تشکر از نظر خوب شما
عالی بود ممنون از شما ❤️💗♥️💛
خیلی ممنونم از همراهی شما
عالی بود
ممنون
من خیلی دوست داشتم
ممنون از وولک عزیز
من تا قصه شما گوش ندم خوابم نمی ره
بسیار هم عالی
خیلی ممنونم که با وولک همراهی آوای عزیز
عالی
تشکر
فوقالعاده بینظیر و خوب ممنون از شما شیما راد از شهر شیراز
خیلی ممنون شیمای عزیز که با وولک همراهین
این هم مثل همیشه عالی بود 🥰🥰♥♥😍😍♥♥♥
تشکر
بسیار زیبا و عالی
تشکر
ممنون
تشکر
این داستان خیلی زیبا بود من این داستان خیلی خیلی دوست داشتم ممنون باوت داستان قشنگ تون. 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏💗💞💗💞💗💞💗💞💗💞💗📖📖📖📖📖📖📖
خیلی ممنونم از همراهی و نظرت دوست خوبم
پری و آتوسا هستیم خیلی قصه هاتون رو دوست داریم و محاله یک شب گوش 👂 نکنیم.خیلی دوستون داریم.
چه عالی
خیلی ممنونم که با وولک همراه هستین دوستای خوبم
سلام من هر شب به قصه های زیبای وولک گوش میدم
سلام بسیار هم عالی تشکر
عالی لطفا قصه های کارتونی را کم کنبد
قصه های کارتونی وولک هم طرفداران خاص خودشون رو دارن دوست خوبم
سلام عالی بود ممنون از این قصتون
ممنون از همراهی شما
کوتاه و زیبا بود ممنون از شما دختر من هر شب با قصه های شما خوابش میبره
بسیار هم عالی
تشکر از همراهی شما
سلام روشنا هستم من قصه هاتون رو خیلی دوست دارم هرشب بهشون گوش میدم ممنونم ازتون
بسیار هم عالی
ممنونم که با وولک همراهی روشنای عزیز
ممنونم از قصه های قشنگ و صدای زیباتون که باعث میشه پسر گل ما خوابهای خوب وبا ارامشی ببینه
خیلی خیلی ممنونم از همراهی شما و انتخاب وولک
عالللللللللللللللللللللی
تشکر
خیلی داستان خوبی بود.
بسیار عالی تشکر
*واقعا ممنونم من همیشه قصه های جالب و قشنگتون رو نگاه میکنم و لذت میبرم 🥰☺
چه عالی
ممنون که با ما همراه هستی دوست عزیز
اين قصه خيلي قشنگ بود و به من ياد داد كه لاك پشت خيلي باهوش است
بسیار هم عالی
ممنونم که نظرتو نوشتی یگانه جان
سلام .من قصه ها تون را خیلی دوست دارم.
امیدوارم هر روز قصه های جدیدتری به قصه های صوتی تون اضافه بشه.
سلام خیلی ممنونم از همراهیتون با قصه های وولک
همه چیز عالیه
فقط اگه بشه قصه هارو دانلود کرد بهتر میشد
خیلی ممنونم از نظر شما دوست گرامی
در هر زمان که خواستید می تونید به محتواهای سایت ما به طور رایگان دسترسی داشته باشید
متوسط یکم قصه بهتر بزارید
ممننم که نظرتو برامون نوشتی ارینای عزیز
😘😘😘😘ممنون وولک
ممنونم امیرمهدی عزیز که با وولک همراهی
عالی بود😘😍🥰👍🏿👍👍🏽🧡❤👍🏻👍🏼🤩🥳😽😻💝
تشکر دوست من
عالی ممنون
تشکر دوست خوبم
تبلیغ را کم کنید
لاکپشت اونتو چجور حرف زد. مرد باش
عالی بود
ممنونم از نظرت افسانه جان
ممنون قصه تون خیلی عالی بود دوست دارم باز هم برام قصه بنویسید تا شب ها بخونم خیلی از این قصه🦊🐢 خوشم اومد🤩😍❤🥰
چه عالی، خیلی خوشحالم که دوست داشتی دوست عزیزم
خیلی بود خیلی دوست داشتنی بود
خیلی خوشحالم که دوست داشتی عزیزم
عالی بود
ممنون که نظرت رو نوشتی دوست خوبم
ممنون از قصه خوبتون 🙏🙏🥰
خواهش میکنم دوست خوبم
عالی بود
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
چه عالی این خیلی خوب است•
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
خیلی ممنونم از نظرت دوست عزیزم
بسیار زیبا بود. متشکرم🥰🥰🥰😊😊😊
خواهش میکنم دوست خوبم
سلام من هرشب قصه واسه پسرم تعریف کنم واقعا بی نظیر وپند اموزه
بسیار عالی بود و قشنگ