سوفیا یه دختر کنجکاو و ماجراجو با موهای فرفری قرمزه. اون به مهمونی تولد دختر عمه اش -سامانتا – دعوت شده ولی اصلا دوست نداره به این مهمونی بره. روز مهمونی سوفیا درحالیکه مامان موهای فرفرییش رو شونه می زد با بی حوصلگی گفت: ” ولی اخه من دوست ندارم به تولد سامانتا برم، اون خیلی از خود راضی و مغروره ، به نظرم تولدش خیلی کسل کننده است” ” مامان گفت: “ولی عزیزم سامانتا با مهربونی تو رو به جشنش دعوت کرده ، ممکنه از رفتار نامناسبش پشیمون شده باشه. به نظرم بی ادبانه است که به تولدش نری”

سوفیا که انگار هنوز علاقه ای به رفتن نداشت آهی کشید و گفت: ” نمیدونم شاید هم اینطوری باشه..” بعد هم پیراهن چین چینی زرد رنگش رو پوشید. مامان کلاه آفتابی که پاپیون بزرگی داشت رو روی سرش گذاشت و گفت: “مطمینم اگه بری بهت خوش میگذره. میدونی که باید از کدوم مسیر بری! مسیر جنگل رو مستقیم میری تا به جشن تولد برسی. عمه به من گفت که مسیر تولد رو با روبانهای آبی تزیین کردند تا مهمونها به راحتی مسیر رو پیدا کنند. میتونی با دوچرخه ات بری. فراموش نکن که از این مسیر خارج نشی و روبانهای آبی رو دنبال کنی” بعد هم در حالیکه یک پاکت طلایی رو به سوفیا می داد گفت: “این کارت دعوتت هست مراقب باش که اون رو گم نکنی ”

سوفیا سعی کرد حرفهای مامان رو خوب به خاطر بسپره بعد هم مادرش رو بوسید و ازش خداحافظی کرد. اون دوچرخه قرمز آلبالویی رنگش رو که یک سبد حصیری سفید به جلوش وصل بود رو از انبار درآورد و به سمت جنگل راه افتاد. شروع به رکاب زدن کرده بود که گربه نارنجی رنگ پشمالوش که اسمش پیشو بود سرش رو از سبد بیرون آورد. سوفیا با تعجب گفت: ” نه پیشو تو نباید دنبال من بیای! اونجا جای تو نیست” پیشو به نشونه اعتراض شروع به میو میو کردن کرد.

سوفیا با خودش فکر کرد شاید اومدن پیشو خیلی بد هم نباشه و اون کمتر حوصلش سر بره، بعد هم پیشو رو ناز کرد و دوباره توی سبد گذاشت و به سمت جنگل راه افتاد.
سوفیا همیشه عاشق جنگل بود. اون می تونست اونجا آزاد و رها باشه. اونجا بزرگ و سرسبز و وسیع بود و درختهاش انقدر بلند بودند که سوفیا فکر می کرد میتونه از اونها بالا بره و به ابرها برسه . سوفیا هر وقت که به جنگل می رفت لابه لای درختهای بزرگ و سرسبز راه می رفت و کلی خیال پردازی و رویابافی می کرد.
مدت زیادی نگذشته بود که سوفیا روبان های آبی که به تنه درختها بسته شده بودند رو دید. اون به دنبال روبان ها به اعماق جنگل رفت.
کلی از راه رو رکاب زده بود ولی هنوز به مهمونی نرسیده بود. سوفیا حالا دیگه واقعا خسته شده بود و طاقتش تموم شده بود، اون دلش میخواست برگرده و به اون تولد کسل کننده نره.

همون موقع چیز عجیبی توجه سوفیا رو جلب کرد. درست در مقابل سوفیا یک دوراهی وجود داشت، توی راه اصلی درختها با روبانهای آبی دیده می شدند که احتمالا سوفیا رو به تولد سامانتا می رسوندند و لی توی راه دوم که بارک تر بود درختها با روبانهای قرمز تزیین شده بودند.
سوفیا در حالی که شگفت زده شده بود گفت: “پیشو نگاه کن ! چقدر عجیبه! من تا حالا بارها به جنگل اومدم ولی این راه دوم رو ندیده بودم. درهر حال من عاشق ماجراجویی و کشف اتفاقهای تازه هستم پس این راه رو انتخاب می کنم تا ببینم به کجا می رسه!”
پیشو میو میویی کرد تا موافقتش رو نشون بده. اونها به طرف راه دوم که درختهایی با روبانهای قرمز داشت و به سمت پایین می رفت حرکت کردند. به محض اینکه اونها وارد راه دوم شدند ، اتفاقهای عجیب و غریبی افتاد.
درختهای کاج همیشگی به درختهای بلند و پیچ خورده تبدیل شدند و به نظر می رسید رنگ آسمون که آبی کمرنگ بود حالا بنفش شده. همون موقع هوا به شدت سرد شد و سوفیا شروع به لرزیدن کرد و دونه های درشت برف از آسمون بنفش شروع به باریدن کردند. سوفیا با تعجب گفت: “وای من اصلا لباسم مناسب این هوا نیست! اخه برف وسط تابستون چه معنی ای میده؟”

یه کم جلوتر راه باریک تموم شد و دیگه از درختهای با روبان قرمز خبری نبود. همونجا سوفیا بزرگترین درختی که تا حالا توی عمرش دیده بود رو جلوی خودش دید. اون درخت از یک خونه هم بزگ تر بود. سوفیا چشمهاش رو مالید تا مطمین بشه که خواب نمیبینه ، بعد گفت :” انگار اینجا واقعا یک خونه است”
یک در قرمز رنگ با دستگیره طلایی بیرون درخت قرار داشت. ناگهان دستگیره در خود به خود تکون خورد و در باز شد. پیشو شروع کرد به میو میو کردن و از سبد دوچرخه بیرون پرید و به داخل درخت رفت. سوفیا با نگرانی داد زد: “پیشو برگرد، برگرد” ولی خبری از پیشو نبود.

سوفیا با دقت به داخل نگاه کرد به نظر می رسید اونجا یک تونل زیر زمینی هست که معلوم نیست به کجا می ره . تونل تاریک بود و پله های باریک و پیچ در پیچی داشت که به سمت پایین می رفت .سوفیا باید هر طور شده بود پیشو رو پیدا می کرد و هرچه زودتر به مهمونی سامانتا می رفت.
برای دسترسی به همه ی داستان ها، می توانید به صفحه قصه های کودکانه وولک مراجعه نمایید!
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





خیلی خوب بود داستانش داستاناتون حرف نداره تاراهستم ۱۰سالمه🥰
ممنونم تارای عزیز 🌺
ممنون مرسی بابت داستان دخترم خیلی خوشحال میشه به داستانهای وولک گوش بده
فقط مشکل اینه که اگه از لایه ووک بیایم بیرون صدا قطع میشه بعد چند ثانیه نمیشه هم قصه را گوش داد هم تو صفحه ای دیگه ای با گوشی کاری انجام داد
سلام دوست عزیز ممنون از نظر لطفتون ، زمانی که در صفحه ی قصه هستین و قصه در حال پخش شدن هست اگر دکمه ی back رو بزنین پخش قصه متوقف میشه، ولی در حال پخش قصه صفحه رو minimize کنین تا بتونین با موبایلتون کار انجام بدین.
اره درست میگه 😌😌😌😌😌😐خدافظ
سلام من نیکی هستم خیلی قصه هاتون دارم ۵ سال و هرشب قصه هاتون را میخونم
خیلی جالب بود
مگه میشه یه درخت از خونه بزرگتر باشه🏕
سلام نیکی عزیز، ممنون از اینکه به قصه های وولک گوش می کنی🌺🌺🌺
درود بر شما، وولک جان بابت قصههای جدید صمیمانه سپاسگزاریم …🙏🌹 من و ماهان هم مثل هر شب خوندیم و لذت بردیم و البته ماهان با شنیدنِ قصه خوابید 😴 مانا باشید و سبز 💚
از نظر لطف و پر از مهر شما ممنونم دوست عزیز و از همراهی ارزشمند شما تشکر می کنم
سلام ممنونم که هر شب قصه ی جدید میزارین و من برا زهرا و علی بچه های گلم میخونم ،
درود بر شما دوست عزیز و سپاس از همراهی ارزشمندتون
سلام .خیلی ممنون از اینکه هرشب واسمون قصه میزارین.کیمیا مدتهاست که هرشب قصه هاتون دنبال می کنه ولذت میبره .
مرسی 🌸پاینده باشید🌸
سپاس از نظر لطفتون دوست عزیز و خوشحالیم که کیمیا جان قصه های وولک رو دوست داره
🐱🐈👸🏻💖💖💖👄👄💝💔❤💛
🌹🌹🌹🌹
عالی، فقط یه کوچولو آخرش ترسیدم.
ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی دوست مهربونم
🍀💋💗😊🌺🌸🥰💜🤎🖤💙💚💛❤💛💚💜💜💜💔💔❣💞💗😍🤩
🌺🌺🌺
☺ سلام😇H6حلما جون میگه من قصه هاتونو خیلی دوست دارم وهر شب قصه هاتونو گوش میدم وفکر میکنه گربه توی درخت باشه🌳😴😄😃☺😊😀😁😂😆😇😉😶😍😋😙😘😚😎😌😏😻😺😽❤💙💚💛💜💓💕💖💗☺😊😀😁😂😃😄😅😆😇😉😶😋😙😘😚😎😌😻😹😸😺😼😽🙎👼👱👸👰👯💛💛💛💜💜💜💕💓💓💓
سلام دوست خوبم، خشحالم که حلمای عزیز قصه های وولک روگوش میکنه و دوستشون داره
سلام دختر من مهیاس میگه قصه های شما خیلی خوبه ولی بااینکه اصلا قصه صوتی دوست نداره ولی جالبه که قصه های شما رو دوست داره🥰
سلام دوست عزیز ، ممنونم از لطفتون و خوشحالم که مهیاس نازنین از قصه های وولک خوشش اومده و اونارو دوست داشته
سلام خیلی قصه خوبی بود ممنونم
سلام دوست عزیز ممنونم از لطف شما
😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😜😜😜😜😜🤩😘😘😘😘
🌺🌺🌺🌺
سلام خاله خوبی
قصه های شما عالیه همیشه از قصه های شما گوش میدیم خواهرم خیلی خیلی قصه تون و شما را دوست داره
مرسی که این قصه ها را میگین
سلام ماندانای مهربان، ممنونم از اینکه شما و خواهر گلت به قصه های وولک گوش میکنین عزیزم، منم شما رو خیلی دوست دارم🌹🌹
مرسی از این جور داستان های جزاب و زیبا
💕💕💕
من رونیکا رحیمی ۶ ساله هستم خیلی دوست داشتم این داستان رو🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹❤❤❤❤❤❤❤🌹🌹🌹🌹❤❤
رونیکا جان خوشحالم که داستان و دوست داشتی
چرا نصفش نبود
ادامه داستان رو میتونی تو قسمت دوم گوش بدی ستایش جان
ولی به هر حال عالی بود
مرسی ♡♡♡♡♡
ممنونم از نظرت عزیزم
خیلی ممنونم من ریحانه هستم و از داستان هاتون لذت میبرم🌺💜
بسیار هم عالی
ممنون که با وولک همراهی ریحانه عزیز
عالی فوقالعاده است عاشقش شدم 😍😍😍😍♥️♥️♥️♥️♥️♥️💗💗💙💙💋💋💋
بسیار هم عالی تشکر از این که با همراهی دوست عزیز
خیلی خوب
عالیه ولی نمیدونم قسمت بعدش
چی میشه 🤗
پس حتما قسمت دوم قصه رو هم ببین ایه جان
عالی بود
چه عالی که قصه رو دوست داشتی
خیلی🕺🏻👨👧👧👨👧👩👧👨👨👧👩👩👧👨👩👧👨👩👦👨👧👧👨👩👧👨👩👧👧👨❤️💋👨🧵🧵🪡🦺🥼🥼👩👩👦👦👩👩👧👧👨👧👧👩👧👧👩👩👧👧👩👩👧👧👨👩👧👧 عالی🤰🏻👼🏿👨🏻🍼🫄🏼🫃🏻🧖🏻♀️💃🏼💆🏼♀️💅🏼👯🕺🏻
ممنون ریحانه جان
خوب بید
ممنون دوست عزیزم
سلام
واقعا ممنونم ازشما
دخترم ،سوفیا،هرشب با قصه های شما میخوابه
قصه هاتون واقعا اموزنده و جالب ودر عین حال برای قبل از خواب خیلی عالی هستش
ممنونم
بسیار عالی، خیلی خوشحال و سپاسگزارم از این که با وولک همراه هستین
شما عالیییی هستین قصه ها واقعاااا زیبا وشنیدنی وجالب هستن موفق وموید باشید
خیلی ممنونم از نظر قشنگت یسنای عزیز
خیلیییییییییییییی قشنگ و جذاب
ممنونم از نظرت عزیزم
سلام ارغوان و الیسا هستیم از قایمشهر خاله جون من و خواهرم از قصه هاتون لذت می بریم مرسی شب بخیر
سلام دوستای عزیزم خیلی ممنونم که با ما همراه هستین قشنگا
اخرش معلوم نی وگرنه داستانش خوب بود😍زهراهستم ۱۲ساله از قوچان
زهرا جان خیلی ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی و همراه ما هستی
این قصه دو قسمت هست و با شنیدن قصه دوم یتونی پایانش رو هم گوش بدی
سلام خیلی عالییی
سلام باران عزیزم
ممنونم از نظرت دوست خوبم
سلام من از قصه های شما راضی هستم. من شما رادوست دارم .شما خیلی مهربان هستید.من شمارا یک دنیا دوست دارم.
سلام دوست عزیزم
منم شما رو خیلی دوست دارم و خیلی خوشحالم که دوست قشنگی مثل شما قصه های ما رو همراهی میکنه عزیزم
سلام خاله جون من ،خواهرم هر شب به قصه های شماگوش می کنیم من شمارا دوست دارم .من وخواهرم7سالو داریم
سلام دوست خوبم
خیلی خوشحال شدم عزیزم
الان باید قسمت سوم رو چیکار کنیم نیست؟
این قصه دو قسمتی هست دوست خوبم
عالیه
خیلی خوشحال شدم از نظرت عزیزم
سلام ممنون دستتون درد نکنه عالی بود اگه زحمت نشه قصه ی سونیک رو هم بزارید
💜🙏💙🙏🧡🙏💛🙏💚🙏❤🙏
سلام دوست خوبم
خیلی ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی
من و دختر ۴ ساله م هاناجون، خیلی قصه هاتونو دوست داریم . منم یه مادر ۳۹ ساله هستم که با قصه هاتون پرت میشم به دوران کودکی🥰🥰
چه عالی، خیلی خیلی خوشحالم که با وولک و قصه های ما همراه هستی الهه جون
خیلی عالی بود من و خواهرم خیلی دوستش داشتیم ممنون داستانتون عالی بود
خیلی خوشحالم که قصه رو دوست داشتی عزیزم
برای شنیدن قصه های بیشتر میتونی به وولک پلاس هم سر بزنی
عالی❤️
عالی ی عالی بود خیلی خوب بود
خیلی خوب بود داستاناشون عالیه حرفی نداره من خیلی ازش خوشم اومد
دوست داشتم
من حتما قسمت دوم می بینم😍
عالللی بود خیلی هم خوب بود 😻😻😻😻😻😻😍😍😍😍🤩🤩🤩🤩🤩
و راستی سلام بر شما جناب وولک اسم من سارا است من هر شب قصه های شمارو گوش میدم عالی بود ♥️
قصه خیلی خیلی قشنگ بود 💛🧡❤🤍🖤🤎💜💙💚💌💌💌
💕💕💕خوشحالم که قصه رو دوست داشتی
عالی بود
بد
من این قصه رو خیلی دوست داشتم💖🧚🏻♀️😊
سلام کاش قصه صوتی بود من قصه رونخوندم چون صوتی نبود و حوصله نداشتم بخونمش خدافظ🙂🙂💔
عالی بود عالی عالی بود
خیلی خوب بود داستان خیلی دوست داشتم به دوستاتون بگین
خوشحالم که قصه رو دوست داشتی سارا جان
سلام دختر من اسرا سلطانی خیلی قصه های شما را دوست داره هر شب موقع خواب گوش میده خسته نباشید ممنون
خوشحالیم که اسرا جان قصه هارو دوست داره
سلام عالی بود مرسی لایک داری❤️❤️❤️
💓💗💝
سلام اسرا ۶سالمه از بافت کرمان برنامه تون گوش میدم
مرسی اسرا جان که به قصه های ما گوش میکنی
عالی
❤️❤️
دوست داشتم عالی بود
❤️❤️
یک داستان جدید
🥰
عالی بود
🥰
عاشقتم
❤️
سلام روز بخیر من مهرسا هستم عالیهست
❤️مهرسا جان ممنونم که به قصه مون گوش کردی
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ممنونم از شما
❤❤❤مرسی دوست خوبم
خیلی دوست داشتم
دست شما درد نکنه ممنون🙏
مرس از تو دوست خوبم که به قصه گوش میکنی❤❤❤
عالی الیسا هستم ده سالمه
ممنونم الیسای عزیز🥰