3.8/5 - (17 امتیاز)

 

 

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. روزی روزگاری یه طاووس و یه لاک پشت با همدیگه دوست صمیمی بودن. همدیگه رو خیلی دوست داشتن و همیشه همه جا به همدیگه کمک میکردند .طاووس نزدیک درخت کنار رودی که همونجا لاک پشت خونه داشت زندگی می کرد، اون هم یه خونه ی قشنگ داشت هر روز بعد از اینکه طاووس نزدیک رودخونه آب می خورد، برای سرگرم کردن دوستش دمشو باز میکرد تا لاک پشت از زیبایی پرهای طاووس لذت ببره.

یک روز ، یک شکارچی پرنده، طاووس را به دام انداخت و می خواست که اونو به بازار پرنده ها ببره و بفروشه و از پولش پول خوبی به دست بیاره . پرنده ی غمگین، از شکارچی خواهش کرد که بهش اجازه بده تا از لاک پشت خداحافظی کنه. آخه اون دوتا واقعا با هم صمیمی بودندو دوری از همدیگه براشون خیلی سخت بود.

شکارچی خواهش طاووس رو قبول کرد و اونو پیش لاک پشت برد. لاک پشت از این که می دید دوستش اسیر شده خیلی ناراحت شده بود .اون از شکارچی خواهش کرد که طاووس رو در عوض دادن یه هدیه ی با ارزش رها کنه. شکارچی قبول کرد.به لاک پشت گفت: «خب اون هدیه با ارزش چیه؟»

بعد، لاک پشت داخل آب شیرجه زد و بعد از لحظه ای با یک مروارید زیبا بیرون اومد. شکارچی که از دیدن این کار لاک پشت متحیر شده بود فورا طاووس را آزاد کرد. یه مدت کوتاهی گذشت مرد حریص دوباره به رودخونه برگشت و به لاک پشت گفت که برای آزادی پرنده، چیز کمی گرفته و تهدید کرد که دوباره طاووس رو اسیر می‌کنه مگه اینکه مروارید دیگه ای شبیه مروارید قبلی بگیره. لاک پشت که قبلا به طاووس گفته بود  برای آزاد بودن باید به جنگل دوردستی بره ،خیلی از دست مرد حریص، عصبانی شد. رو به شکارچی کردو گفت: «بسیار خوب، اگه اصرار داری مروارید دیگه ای شبیه مروارید قبلی داشته باشی، مروارید رو به من بده تا دوباره مثل اون برات پیدا کنم.» شکارچی به خاطر طمع زیادش ،مروارید رو به لاک پشت داد. لاک پشت هم درحالیکه با شنا کردن از مرد دور می شد گفت: «من نادان نیستم که یکی بگیرم و دوتا بدم. »بعد بدون اینکه حتی یه مروارید به شکارچی بده، در آب ناپدید شد.شکارچی بیچاره از دست خودش عصبانی شد فهمید باید به حق خودش قانع باشه.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

8 پاسخ
  1. 😘💙💚✔️🥰😍💝🟡🟢🔵☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️✔️🇮🇷
    😘💙💚✔️🥰😍💝🟡🟢🔵☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️☑️✔️🇮🇷 می گوید:

    🥰🤯🤬😡😠😤😳🥵🥶😶‍🌫️😱🤔🫢🫢🤭🫣🧿

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *