4.2/5 - (92 امتیاز)

صبح شده بود و خورشید آفتاب گرمش رو روی دشت پهن کرده بود. موش کور از صبح زود از خواب بیدار شده بود. اون خیلی هیجان زده بود چون اون روز قرار بود که وسط جنگل اردوی کتابخوانی داشته باشند. همه بچه ها قرار بود کتابهای مورد علاقشون رو با خودشون به اردو ببرند. خرسی در حال مرتب کردن کتابخونه بود که موشی سراغش اومد و گفت:خرسی به کمکت احتیاج دارم” خرس گفت:” چی شده؟”

موش گفت:” من می خوام امروز با دوچرخه ام برم اردو.. با دوچرخه خیلی زودتر میرسم، ولی اول تو باید اونو ببینی !” خرسی بیرون اومد و کنار دوچرخه ایستاد. موش کور به چرخهای کمکی دوچرخه اشاره کرد و گفت:” این چرخها دیگه به دردم نمی خوره ، فکر کنم به اندازه کافی ماهر شدم که بتونم بدون اینها دوچرخه سواری کنم .. اگه میشه کمکم کن تا اینها رو در بیارم!”

خرسی با تردید به موشی نگاه کرد و گفت:” مطمینی بدون اینها می تونی دوچرخه سواری کنی؟” موشی  با اطمینان گفت:” آره مطمینم”  خرسی کمک کرد تا چرخهای کمکی دوچرخه رو در بیارن بعد هم لاستیک های دوچرخه رو باد زدند. موش کور به زحمت کفشهاش رو پاش کرد. خرسی هم یک پرچم قرمز رو به دوچرخه موش کور وصل کرد که از دور معلوم باشه .. موش کور کتابهاش رو توی کیفش گذاشت و کلاه ایمنیش رو سرش کرد.

اون دل توی دلش نبود تا بعد از مدتها دوچرخه سواری کنه .. موش کور بالاخره آماده و خوشحال سوار دوچرخه اش شد. خرس گفت:” مراقب خودت باش، کنار تپه سراشیبی هست، باید سرعتت رو کم کنی!”

موشی لبخندی زد و گفت:” خیالت راحت.. من خیلی توی دوچرخه سواری ماهرم !” بعد از خرسی خداحافظی کرد و راه افتاد. اون تند تند شروع به رکاب زدن کرد. اما هنوز راه زیادی نرفته بود که دوچرخه اش تلو تلو خورد، اون نتونست تعادلش رو حفظ کنه و محکم به زمین خورد آخه این اولین باری بود که موشی بدون چرخ کمکی دوچرخه سواری می کرد.

موشی شروع به داد و فریاد و گریه کرد و گفت:” آخ دستم ، آخ پام.. !!!”

خرس که صدای داد و فریاد موش رو شنیده بود خودش رو به اون رسوند و گفت:” چی شده موشی؟ ” موشی در حالی که گریه می کرد گفت:” من دیگه هیچ وقت سوار این دوچرخه نمیشم!” خرس گفت:” من مطمینم که اگر تلاش کنی می تونی به راحتی بدون چرخ های کمکی راه بری.. فقط کمی تمرین نیاز داری، حالا آماده ای دوباره امتحان کنی؟”

موش کور یه کم فکر کرد بعد اشکهاش رو پاک کرد و نفس عمیقی کشید و دوباره سوار دوچرخه اش شد. اون تصمیم گرفته بود هر طوری شده ناامید نشه و این کار رو انجام بده.  خرسی پشت دوچرخه ایستاد و گفت:” یک دو سه ، آماده ای؟ بزن بریم ..” بعد به آرومی اون رو هل داد. موشی دوباره شروع به رکاب زدن کرد. دوچرخه دوباره تلوتلو خوران راه افتاد. موش تمام تلاشش رو می کرد که تعادلش رو حفظ کنه ..

خرسی که پشت موش میدوید با صدای بلند داد می زد:” برو ، برو، تو می تونی ..” موش کور هم که حسابی هیجان زده شده بود داد می زد:” اووه خیلی کیف میده ، تندتر ، تندتر!!!”

موشی تندتند رکاب میزد و از بین تپه ها می گذشت و خرسی هم به دنبالش میدوید. خرسی داد زد:” اووه مراقب باش موشی، اینجا چراگاه گاوهاست!!” اما موشی که اصلا نمی تونست ترمز کنه همینطور با سرعت رکاب میزد و داد میزد :” برید کنار، برید کنار..”

گاوهای بیچاره تا موش دوچرخه سوار رو دیدند مو مویی کردند و از سر راه موشی کنار رفتند.. دوباره خرسی داد زد:” مراقب باش موشی! اینجا محل رد شدن اردک هاست..”

اما موشی فقط رکاب میزد و با سرعت رد میشد، اون می ترسید اگر ترمز کنه دیگه نتونه دوباره تعادلش رو حفظ کنه .. برای همین داد زد:” آهای اردک ها برید کنار، من دارم رد میشم!”

اردک ها بال بال زنان کواک کواک کردند و از ترس اینکه موشی بهشون نخوره پریدند کنار! اما هنوز ماجرا تموم نشده بود چون خرسی دوباره داد زد:” آهای موشی اینجا نزدیک برکه است و لاک پشت ها اینجا هستند، مراقب باش!” موشی تمام سعیش روکرد که به لاک پشت ها نخوره و لاستیک دوچرخه درست از بغل لاک پشت ها رد شد.و لاک پشت بیچاره نفس راحتی کشید.

موشی حالا همه تپه ها رو رد کرده بود و چیزی نمونده بود که به اردوی کتابخوانی برسه .. اون به آخرین پیچ رسیده بود که خرسی داد زد:” باید مسقیم بری ..” اما موشی از راه میانبری که قبلا بلد بود رفت .. خرسی آه بلندی کشید و گفت:” اووه اونجا خیلی سراشیبیه موشی، مراقب باش!”

اما موشی که حالا دیگه جسارت پیدا کرده بود و نمی ترسید سراشیبی رو هم رد کرد و بالاخره خودش رو به بقیه دوستهاش رسوند و داد زد:” سلام، من رسیدم!!”

همه با دیدن موشی و دوچرخه اش خوشحال شدند و خندیدند. خانم معلم گفت:” دقیقا به موقع رسیدی موشی! همین الان می خواستیم کتابمون رو شروع کنیم ..”

خرسی که از پشت بوته ها موشی رو میدید لبخندی زد و گفت:” آفرین موشی! مطمین بودم که اگر بخوای می تونی!”

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

59 پاسخ
  1. آیهان کریمی
    آیهان کریمی می گوید:

    سلام خاله صدف. عالی بود. راستی در امتحانات خیلی خوب گرفتم خدا حافظ شبتون بخیر

    پاسخ
  2. پانی
    پانی می گوید:

    عالی
    بهترین سایت فقط سایت وولک
    شما بهترین قصه هارو میزارید فقط اگر قصه هارو بیشتر تصویری بزارید بهتره و لطفاً هروز قصه بزارین مثل تو برنامه هفتگی قرار بود شنبه قصه بزارین. نزاشتید

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خیلی خوشحال شدم از نظرت و ممنونم که با وولک همراهی دوست قشنگم
      قصه های بیشتر ما رو هر روز میتونی تو اپلیکیشن وولک ببینی عزیزم

      پاسخ
  3. کیان ۵ ساله از تهران
    کیان ۵ ساله از تهران می گوید:

    من این قصه رو دوست داشتم
    این قصه باعث شد که اگه کاری میترسم و نتونم انجام بدم دوباره سعیم رو بکنم تا موفق باشه🐀🐻🐊🐊🐊🐢🐢🐢🦆🐄🚲🛵

    پاسخ
  4. آرشیدا جون
    آرشیدا جون می گوید:

    شما همیشه قصه های خیلی قشنگی میزارین اینم مثل همشون عالی بوودددد❤️❤️💜🩵

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      خیلی خوشحالم که دوست داشتی آرشیداجان
      ممنونم که با ما همراهی عزیزم

      پاسخ
  5. محیصا دولتخواه،
    محیصا دولتخواه، می گوید:

    سلام خاله صدف منم الان مثل موشی کمکی دوچرخه ام در آوردم دارم تمرین میکنم که بدونه کمکی دوچرخه رو راه ببرم خیلی خیلی خوب بود ،🚵🚴🚵🚴🚵🚴🤩🤩

    پاسخ
  6. محیصا دولتخواه،
    محیصا دولتخواه، می گوید:

    سلام خاله صدف منم الان مثل موشی کمکی دوچرخه ام در آوردم دارم تمرین میکنم که بدونه کمکی دوچرخه رو راه ببرم خیلی خیلی خوب بود ،🚵🚴🚵🚴🚵🚴🤩🤩

    پاسخ
  7. مبینا💖❤️🦋🌈
    مبینا💖❤️🦋🌈 می گوید:

    ممنون خاله جوننننننن ❤️✌️😘🌄🌃 🐈🐱 🐕🐶🦮🦒🦣🐘🦙🦥🦘🦏🦛🐣🐤🐔🐓🐥🐦🦜🕊️🦤🦢🦩🦚🦃🦆🐧🦭🦈🐬🐋🐳🐟🐠

    پاسخ
  8. کیان فرح بخش
    کیان فرح بخش می گوید:

    عالللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییی ببببببببببوووووووووددددددددد

    پاسخ
  9. کیان فرح بخش
    کیان فرح بخش می گوید:

    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌💌

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *