یکی بود یکی نبود. با نزدیک شدن شروع مسابقات فوتبال، تیم نارنجیها که آقا رامین فوتبالیست کاپیتانش بود تمرینات فشرده رو باید شروع میکرد؛ اما متاسفانه زمین اونها چمن مناسبی نداشت و نمیشد روش تمرینات حرفهای انجام داد. به همین دلیل آقا رامین فوتبالیست به همراه همتیمیهای خودش و ورزشکاران دیگه دلشون میخواست که یک ورزشگاه بزرگ و زیبا توی شهر داشته باشن تا هم محلی برای تمرینات ورزشیشون باشه و هم جایی برای برگزاری مسابقات. اونها به پیشنهاد آقا رامین فوتبالیست، خواستهی خودشون رو به سرمربی تیم گفتن. سرمربی هم گفت: «با شما موافقم. خود من هم وجود یک ورزشگاه بزرگ رو برای این شهر لازم میدونم.» و بعد از ورزشکارها خواست که یک درخواست کتبی بنویسن و تقاضای ساخت ورزشگاه رو به شهرداری بدن. ورزشکاران هم نامهی مخصوص رو نوشتن و بعد از اینکه همگی امضا کردند اون رو به آقا رامین فوتبالیست دادن تا به عنوان سرپرست تیم به شهرداری ببره. آقای شهردار به محض خوندن نامه با درخواست ورزشکاران موافقت کرد و تصمیم گرفت تا ترتیب اثر بده و ورزشگاه رو بسازه. اون از آقا رامین فوتبالیست درمورد اینکه ورزشگاه کدوم قسمت شهر ساخته بشه نظر خواست. آقا رامین فوتبالیست هم گفت که تشخیص این مسئله با معمار اصلی ورزشگاهه. و همون موقع از آقای شهردار خواهش کرد که اجازه بده آقا شاهد معمار، کار ساخت و ساز این ورزشگاه رو به عهده بگیره. آقای شهردار هم با کمال میل پذیرفت و به آقا رامین فوتبالیست گفت که خودش با آقا شاهد معمار تماس بگیره و اون رو به کار دعوت کنه. آقا رامین فوتبالیست هم از آقای شهردار بخاطر اینکه با ساخت ورزشگاه موافقت کرده بود تشکر کرد و رفت. اون صبح روز بعد با آقا شاهد معمار تماس گرفت و ماجرا رو براش تعریف کرد.
آقا شاهد معمار هم که خودش عاشق فوتبال و ورزش بود از این پیشنهاد خیلی خوشحال شد و گفت که به زودی برای شروع پروژه دست به کار میشه. آقا شاهد معمار اول از همه نقشهی شهر رو با دقت بررسی کرد تا ببینه کدوم قسمتها محل مناسبی برای ساخت ورزشگاه هستن. بعد قسمتهای مورد نظر رو علامت گذاری کرد و به سطح شهر رفت تا از نزدیک محلهای مشخص شده رو ببینه و شرایط اون مناطق رو برای ساخت بررسی کنه. بلاخره بعد از چند روز تحقیق یکی از مناسبترین مناطق شهر رو انتخاب کرد. بعد از اون به محل کارش رفت و شروع کرد به طراحی نقشهی ورزشگاه روی کاغذهای مخصوصِ طراحی. اون با دقت جای زمین اصلی رو روی نقشه مشخص کرد بعد هم مشغول طراحی جایگاه تماشاچیها، صندلیهای مخصوص، بلندگوها، راهروهای ورود و خروج، رختکن بازیکنان، سرویسهای بهداشتی و خلاصه همهی اجزا یک ورزشگاه شد. کار طراحی که تموم شد، آقا شاهد معمار ماکت اصلی ورزشگاه رو درست کرد و اون رو به همراه نقشه برای آقا رامین فوتبالیست فرستاد تا نظرش رو بپرسه. آقا رامین فوتبالیست هم بهش گفت که نقشهی ورزشگاه بسیار زیباست و همهی ورزشکارها با این نقشه موافق هستن. آقا شاهد معمار هم مرحلهی بعدی کار که تماس گرفتن با علی آقای بنا، آقا صادق لولهکش و محمد آقای برقکار بود رو شروع کرد و با اونها قرار گذاشت تا مدتی به محل ساخت ورزشگاه برن و طبق نقشه، ساختمان اصلی ورزشگاه رو بنا کنن. ساختن ساختمان چند هفته طول کشید و توی این مدت مردم شهر بسیار خوشحال بودن که ورزشگاه به این زیبایی توی شهرشون درست میشه. آقا شاهد معمار که هر روز با دقت به کارها نظارت میکرد، برای حفظ ایمنیِ ساختمان، روزهای آخرِ کار با آقا سعید آتشنشان تماس گرفت و ازش خواست که تعدادی کپسول آتشنشانی برای ورزشگاه تهیه کنه تا در صورت لزوم ازشون استفاده بشه. روزی که ورزشگاه آماده شده بود همهی مردم شهر به دیدن این ساختمان زیبا و محکم رفته بودن. حسین آقای قناد هم چندین جعبه شیرینی درست کرده بود تا همهی اهالی اون روز رو جشن بگیرن. آقا رامین فوتبالیست که خیلی از ورزشگاه جدید خوشش اومده بود حسابی از آقا شاهد معمار و همکارانش تشکر کرد.
بچههای عزیزم معماری از مهمترین شغلهاییه که از گذشتههای دور تا به امروز وجود داره. معمارها از باهوشترین و پرتلاشترین مهندسان جامعه هستن. اونها برای ساختن یک ساختمون خیلی انرژی و وقت صرف میکنن. یک مهندس معمار باید به چیزهایی از جمله بررسی محیط، زیبایی و اندازهی ساختمون توجه زیادی داشته باشه. معمارها علاوه بر دانش مخصوص ساخت و ساز باید خوشسلیقه و هنرمند هم باشن تا بتونن ساختمونهای زیبا بسازن و شهرها رو قشنگتر کنن. اگر مهندسین معمار نبودن ما خونههای به این زیبایی و محکمی نداشتیم. یک معمار برای ساخت و ساز باید با افراد دیگه مثل بنا، برقکار، لولهکش، آهنگر، نجار و… در ارتباط باشه تا بتونه ازشون برای ساخته شدن ساختمون کمک بگیره. طراحی ساختمان که اصلیترین کار معمارهاست شامل مشخص کردن جایگاه اجزا ساختمان مثل اتاقها، حمام، آشپزخانه، راهروها و… میشه. وقتی به خونههایی میریم که به زیبایی ساخته شدن باید بدونیم که معمار هنرمندی اون رو طراحی کرده. کار مهندسین معماری فقط طراحی خونههای مسکونی نیست بچهها بلکه مکانهایی مثل مهدکودکها، بیمارستانها، پارکینگهای عمومی، مسجدها، مدارس، هتلها، مراکز خرید، ورزشگاهها، کارخانهها و حتی فرودگاهها و نمایشگاههای بزرگ رو هم معماران طراحی میکنن. معمارها علاوهبر تخصص در نقشهکشی باید با فرهنگ و آداب و رسوم شهر و کشوری که توش ساختمون میسازن آشنایی کامل داشته باشن. چون چگونگی شکل و رنگ خیلی از بناها و ساختمانها تا حد زیادی بستگی به فرهنگ و آئین مردمان اون منطقه داره. اگر معمارهای ما هنرمند و خوشسلیقه نبودن شهر ما به این قشنگی نبود و خونهها و ساختمونها یک شکل و بیروح میشدن. امروزه از مهمترین ویژگیهایی که معمارها باید داشته باشن، دوستدار محیط زیست بودنه. اونها باید توی استفاده از نوع و جنس مصالح ساختمانی دقت کنن که خدایی نکرده به محیط زیستمون آسیبی نرسونه. بچهها جونم رشتهی معماری هوش و پشتکار بالایی میخواد. برای همین یک معمار خوب باید سالها درس بخونه و مطالعه کنه تا بتونه با استفاده از هنر و سلیقهای که داره بهترین ساختمونها رو برای ما بسازه.
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالیییی
خیلی خوب بود ❤️🌺
ممنونم رقیه جان
جالب بود ممنون از وولک
ممنون از همراهی شما
عالی بو د وولک جون
تشکر از شما
عالی بود
تشکر از همراهی شما
عااااالی هست قصه های صوتی خوب تون❤❤❤❤❤❤
ممنونم از نظرت دوست خوبم
من از همه ی زهمت های بسیار خوب تون تشکر می کنم شما و همکار ها تون خیلی زهمت کشیدید👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍❤
تشکر همراهی و نظر خوبت دوست عزیزم
بد نبود
ممنونم که نظرت رو برامون نوشتی عزیزم
عالی بود ۵۴۶۷۹۴۳۷۵۱۵۷۸۸۸۲امتیاز هم کمه
وای خیلی امتیاز خوبی بود
ممنونم که این امتیاز ر به قصه دادی باران جان
خوب ولی ورزشگاه چه ربطی به معمار داره
اگه داستان رو کامل بخونی متوجه میشی دوست من