قصه جذاب و شنیدنی قبل از عمل فکر کن!
4.6/5 - (9 امتیاز)

 

 

آقای بودی باغ بسیار زیبایی داشت. گل ها و گیاهان مختلف و زیادی توی باغ آقای بودی رشد کرده بودن و شکوفا شده بودن.اون ، وقتی باغ و گل های زیبا و رنگارنگش رو تماشا می کرد احساس خوشبختی و شادی میکرد.

 

 

اما بچه ها جون یک سال اصلا بارون نبارید و همه ی گل ها و گیاهان زیبای باغ از گرمای هوا روز به روز خشک تر و پژمرده تر شدن.

 

 

آقای بودی یک دوست و همسایه ای داشت به اسم آقای آروتی.اون یک روز تصمیم گرفت که به دیدن دوستش بره و از اون کمک بگیره.وقتی دوستش رو دید ازش پرسید :” دوست من ، خشکسالی امسال همه ی گل های باغ من رو خشک کرده و از بین برده، آیا تو گل هایی رو میشناسی که پژمرده و خشک نشن و از بی آبی از بین نرن؟”

 

 

آقای آروتی گفت :” هووم ، گل های کاغذی و پلاستیکی نه خشک میشن و نه پژمرده و پلاسیده میشن.اما اگر بارون بباره گل های کاغذی آسیب میبینن و از بین میرن ولی گل های پلاستیکی هیچ اتفاقی براشون نمیفته و سالم می مونن”

 

 

بله بچه ها ، آقای بودی به خونش برگشت و همه ی گل های باغش رو از ریشه در اورد و کند.بعد ، اون رفت و یک عالمه گل پلاستیکی خرید و همه ی اون گل ها رو توی باغش کاشت.

 

تا اینکه یک روز عصر وقتی آقای بودی توی ایوون خونش ایستاده بود و داشت باغش رو تماشا می کرد ، احساس کرد که یک نسیم و باد ملایمی داره به طرفش می وزه، اما بچه ها به جای بوی خوش و عطر گل ها ، بوی بد و زننده ی فاضلاب به مشامش رسید.

 

 

آقای بودی روز بعد دوباره به خونه ی آقای آروتی رفت و ازش پرسید :” دوست خوبم ، من باغ زیبایی دارم،اما هیچوقت بوی خوب و عطر خوش گل ها به مشام من نمی رسه ، به جاش هوا بوی بد و ناجور فاضلاب رو میده ، من باید چی کار کنم؟”

 

 

 

آقای آروتی بهش پیشنهاد کرد که روی گل ها عطر بپاشه و این طوری شد که آقای بودی یک عالمه عطر روی گل های پلاستیکی پاشید.

 

اما بچه ها آقای بودی هنوز اون بوی بد و ناخوشایند رو توی هوا احساس می کرد. اون دوباره به سمت خونه ی همسایه خودش یعنی آقای آروتی رفت وبعد بهش گفت :” دوست من ، باغ من هنوز بوی بد و ناخوشایند فاضلاب رو میده”

آقای آروتی گفت :” دوست من ، این باد هست که عطر و بو رو توی هوا پخش میکنه.دو سه تا پنکه ی بزرگ بخر و اونا رو توی باغت بذار ، اینجوری دیگه فقط عطر و بوی گل ها به مشامت می رسه و توی هوا میپیچه”

 

 

و اینطوری شد که آقای بودی چند تا پنکه خرید و اونا رو توی قسمت های مختلف باغش گذاشت ، تا باد پنکه ها عطر گل ها رو توی هوا پخش و پراکنده کنن.

 

 

حالا بچه ها اون دیگه میتونست عطر خوب و خوشایند گل ها رو از توی باغش حس کنه و بو بکشه.اما عزیزای دلم آقای بودی دلش برای پروانه ها و زنبور ها و پرنده هایی که هر روز به باغش میومدن و روی گل های رنگارنگ و زیباش می نشستن ، تنگ شده بود.

 

 

آقای آروتی به اون پیشنهاد کرد تا چند تایی پرنده و پروانه و زنبور اسباب بازی بخره.آقای بودی اسباب بازی ها رو خرید و شروع کرد اونا رو توی باغ پرواز دادن. خیلی زود دوستان و همسایه های آقای بودی هم به باغش اومدن و شروع کردن به بازی کردن.

 

 

اما طولی نکشید که اتفاق های بدی افتاد. پرنده ها و پروانه ها و زنبورهای اسباب بازی به همدیگه برخورد کردن و شکستن و بعد روی زمین افتادن. دوستان و همسایه های آقای بودی خیلی عصبانی شدن.اونا تمام طول روز با همدیگه دعوا و جر و بحث کردن.

 

 

آقای بودی که از این وضع خیلی ناراحت شده بود پیش آقای آروتی رفت و با عصبانیت به اون گفت :” این اسباب بازی ها حسابی دردسر درست کردن، اونا به هم برخورد کردن و روی زمین افتادن و شکستن و مردم هم شروع کردن به دعوا و جر و بحث کردن با همدیگه”

آقای آروتی گفت :”همسایه عزیزم ، دعوا و پرخاش کردن کار درست و خوبی نیست.اگر مردم با همدیگه دعوا کردن ما باید بهشون بگیم که این کار بدیه و نباید اونو انجام بدن.اما اگر اونا به حرفمون گوش نکردن و باز هم دعوا کردن اون وقته که باید تنبیهشون کنیم”

 

 

اما آقای بودی با عصبانیت گفت :” تو مسئول همه ی این اتفاق ها و دردسرا هستی و همه ی اینا تقصیر تو ، من باغم رو خراب کردم ، پول زیادی خرج کردم و یک عالمه گل پلاستیکی و وسایل مصنوعی  خریدم.گل ها ، پروانه ها ، پرنده ها ، عطر و زنبورها ، همه و همه مصنوعی هستن.اونی که باید تنبیه بشه تویی”

 

 

آقای آروتی به آرومی گفت :” دوست من،ما باید توصیه ها و پیشنهاد های دیگران رو بشنویم ،اما فقط زمانی باید به اونا عمل کنیم و انجامشون بدیم که خودمون خوب و با دقت به  اون پیشنهاد ها فکر کرده باشیم.اگر کسی به شما بگه که کلاغ گوش هات رو دزدیده، آیا تو دنبال کلاغ میکنی یا اول از همه خوب خوب فکر میکنی؟”

 

 

حرف های آقای آروتی باعث شد که آقای بودی متوجه اشتباهش بشه و به کار غلط خودش پی ببره.اون با خودش فکر کرد ” این خیلی طبیعیه که با گذشتن فصل ها گل ها شکوفا می شن و بعدش هم پژمرده میشن.من نباید جلوی نظم طبیعت رو می گرفتم و به میل خودم تغییرش می دادم”

 

 

آقای آروتی که دید دوستش به فکر فرو رفته ، ازش پرسید :” دوست من ، آیا تو به پیشنهاد و توصیه ی دیگه ای نیاز داری؟”

آقای بودی خندید :” نه نه ، من میدونم که الان باید چه کاری انجام بدم”

 

 

روز بعد آقای بودی تمام گل های پلاستیکی رو از توی خاک بیرون اورد و دور انداخت.اون پنکه ها رو به خونه ش برد و با استفاده از بیل باغبونیش گل های واقعی و قشنگی رو توی باغش کاشت.

 

 

اون با حوصله و با دقت به هر گلی آب می داد و ازشون مراقبت می کرد.

 

 

چند هفته ی بعد ، باغ اقای بودی یک بار دیگه با گل ها و گیاهان زیبا و رنگارنگ ،قشنگ و سرسبز شد.پرنده ها ، زنبورها و پروانه ها یک بار دیگه به باغ آقای بودی اومدن تا روی گل های خوشبو بنشینن.آقای بودی از اینکه دوباره باغش رو مثل قبل زیبا و سرسبز و قشنگ می دید خیلی خوشحال بود و از طبیعت به خاطر این هدیه ی ارزشمند ممنون و سپاسگزار بود.

 

 

آقای آروتی مدت ها بود که همسایه ی خودش رو ندیده بود ،به خاطر همین تصمیم گرفت که به دیدن آقای بودی بره و از حالش با خبر بشه.آقای بودی که از دیدن دوستش خیلی خوشحال شده بود آقای آروتی رو برد و تمام باغ رو بهش نشون داد.آقای بودی خیلی خوشحال بود و با لبخند، دوستش رو در میان گل های زیبا و خوشبو بغل کرد.

 

 

 

نویسنده : رز لارسن

 

 

 

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید





63 پاسخ
  1. فرینا
    فرینا می گوید:

    ما باید قبل از عمل کردن فکر کنیم که مثل اقای بودی اشتباه نکنیم. قصه ی فقلاده ای بود.واقن بخاطر قصه های قشنگتون ممنونم.

    پاسخ
  2. مامان امیرحسین
    مامان امیرحسین می گوید:

    سلام، داستان بسیار زیبایی بود. من و پسرم هر شب قصه‌های شما رو می‌خونیم و لذت میبریم،🌹🙏🙏

    پاسخ
  3. رامیلا
    رامیلا می گوید:

    سلام وولک عزیزم.
    مرسی برای داستان زیبا
    من یاد گرفتم که قبل از هر کاری فکر کنم.
    🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

    پاسخ
  4. اَمیرعباس
    اَمیرعباس می گوید:

    سلام قصه تون خیلی دوست دارم 😗😗🤔🤔😆😆😆😄😄😋😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😙😙😙😙😙

    پاسخ
  5. یسنا
    یسنا می گوید:

    خیلی نتیجه ی خوبی از این قصه گرفتیم👌😏👌👌👌👌👌👌👌😍😍😍😍😍😍😘😘😘😘😘😘😘

    پاسخ
  6. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام
    ممنون از قصه خوبتون من از این قصه یاد گرفتم که نباید بدون فکر کاری رو انجام داد.
    💗💖❤️💗💖❤️💗💖❤️🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹🌺🌹

    پاسخ
  7. احسان
    احسان می گوید:

    سلام خیلی ممنون از داستانهای خوبتون
    به سوال چرا داستانهای جدید نمیذارید من هرشب برای پسرم داستان میخونم الان چند روزه داستان جدید نیست بخونم

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      سلام دوست عزیز و ممنون از همراهی شما ، بله حق با شماست ، متاسفانه مشکلی پیش آمده بود، این بود که چند شب نتونستیم با قصه ی جدید در خدمت کوچولو های نازنینمون باشیم🙏

      پاسخ
  8. حسن
    حسن می گوید:

    سلام . وای وای چقدر قشنگ بود. 🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏😮😮😮😮😮💎💎💎💎💎💎😘😘😘😘😘😘💖💖💖💖💖💖💖💖💖

    پاسخ
  9. حسین
    حسین می گوید:

    سلام . وای وای چقدر قشنگ بود. 🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏😮😮😮😮😮💎💎💎💎💎💎😘😘😘😘😘😘💖💖💖💖💖💖💖💖💖

    پاسخ
  10. السا
    السا می گوید:

    ما از قصه ي شما خيلي خوشمون اومد🌸
    اين بهمون ياد داد كه هر كسي خودش فكر كنه و از كسي نپرسه ممنونم از قصه ي شما
    خداحافظ👍❤️

    پاسخ
  11. ناهید صاری خان
    ناهید صاری خان می گوید:

    سلام،باتشکر و خسته نباشید از قصه های خوبتون
    پسرای من هر شب با قصه های شما به خواب شیرین میرین
    ممنونم🙏

    پاسخ
  12. ملودی
    ملودی می گوید:

    سلام ولک، ممنونم از قصه های زیبای شما🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺💝

    پاسخ
  13. H.B
    H.B می گوید:

    سلام و عرض خدا قوت
    قصه زیبایی بود لذت بردم همچنین سایت خیلی خوبی دارید
    یه پیشنهاد دارم از اسم های ایرانی استفاده کنید مثلا اقای باروتی و.. برای بچه ها خوب نیست.
    با تشکر

    پاسخ
    • وولک
      وولک می گوید:

      درود دوست عزیز و منونم از نظر لطفتون ، بله حتما سعی میکنیم تا از اسامی آسان تری استفاده کنیم

      پاسخ
  14. مهلا افضلی😎
    مهلا افضلی😎 می گوید:

    قصه قشنگی بود مرسی از توجه شما خوشحالم که در سایت وولک کلی داستان قشنگ دارید مرسی از شما خاله صدف عزیزم و همکاران خوبتون واقعا سایت بینظیری هست خیلی مرسی که قصه های جدید و جذاب میزارین خدانگدار شما😙😚😚😚😚😚😚😚😚😙❤😘❤😘❤❤💛💛❤❤❤❤❤😙😙😙😙

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *