روزی روزگاری توی جنگل سرسبز قصه ما همه حیوانات دور هم جمع شده بودند. ولی انگار از چیزی ناراحت و ناراضی بودند. طوطی که تازه رسیده بود روی شاخه ای نشست و گفت:” چی شده دوستان؟ چرا امروز همه غمگین و ناراحت هستید؟” اسب با ناراحتی گفت:” ما از زندگی خودمون ناراضی هستیم.. چرا ما مثل انسانها نیستیم؟ این منصفانه نیست!” طوطی با تعجب گفت:” چه چیزی منصفانه نیست؟ ما زندگی خوب و راحتی داریم ، سلامتی داریم و پر از انرژی هستیم. دیگه چه چیزی می خواهید؟” قبل از اینکه اسب چیزی بگه فیل خاکستری آهی کشید و گفت:” اسب درست میگه ! در حق ما بی عدالتی شده! انسانها با دو پا آفریده شدند و می تونند خیلی قشنگ راه برند، لباسهای رنگارنگ بپوشند و زیبا و باشکوه به نظر برسند. اما ما باید روی چهار پا راه بریم..اگر ما هم دو پا داشتیم میتونستیم صاف راه بریم و لباسهای زیبا و رنگی بپوشیم..”
طوطی سعی کرد برای اونها توضیح بده که با وجود داشتن چهار تا پا هم خیلی خوب هستند ولی فیل با ناامیدی گفت:” نه اصلا اینطور نیست.. شما فقط این حرفها رو میزنید که حال ما بهتر بشه .. ولی ما وقتی روی چهار تا پا راه میریم اصلا زیبا و جذاب نیستیم..”
بعد هم همگی با هم مشغول بحث شدند تا راه حلی پیدا کنند.
ناگهان فرشته زیبایی ظاهر شد و گفت:” سلام من فرشته جنگل هستم .. چه کمکی می تونم بهتون بکنم؟ به نظر میرسه که مشکلی دارید..”

زرافه با هیجان گفت:” میشه به ما یاد بدید که مثل انسانها روی دو تا پا راه بریم ؟ ما دوست داریم به جای چهار تا پا دو تا پا داشته باشیم..” فرشته لبخندی زد و گفت:” بله این که کاری نداره ! من می تونم خیلی راحت شما رو به آرزوتون برسونم ..” بعد هم چوب جادویی اش رو توی هوا تکون داد و زیر لب چیزی گفت و از حیوانات خواست که چشمهاشون رو ببندند. وقتی حیوانات چشمهاشون رو باز کردند از چیزی که می دیدند شوکه شده بودند. اونها روی دو پا ایستاده بودند. حیوانات با هیجان گفتند:” ممنونیم ! تو ما رو به آرزومون رسوندی فرشته جنگل! الان ما خیلی خوشحالیم ..”
فرشته گفت:” خب دیگه من باید برم .. اگر باز هم به چیزی احتیاج داشتید کافیه من رو صدا کنید! من خیلی زود ظاهر میشم..” بعد هم خیلی سریع غیب شد..
فیل و زرافه و اسب حالا با خوشحالی و هیجان روی دو پا راه می رفتند. فیل خاکستری بعد از کمی راه رفتن شروع به نفس نفس زدن کرد. طوطی خواست که مثل همیشه روی پشت فیل بنشینه. اما با دیدن فیل گفت:” چرا نفس نفس می زنی؟” حقیقت این بود که فیل نفس نفس می زد چون دو تا پا به تنهایی نمی تونست وزن سنگین اون رو تحمل کنه .. فیل بدون دو پای دیگه اش احساس سنگینی بیشتری می کرد و حتی نمی تونست طوطی رو پشت خودش سوار بکنه ! اما فیل که نمی خواست واقعیت رو بپذیره و گفت:” از صبح خیلی کار کردم و حسابی خسته ام ، اگر کمی استراحت کنم حتما حالم خوب میشه ..”

زرافه هم وضعیتی مثل فیل داشت و چون قدش بلند بود با راه رفتن روی دو پا قدش بلندترهم شده بود، سرش مدام به شاخه های درختان می خورد و این موضوع آزارش می داد. به همین خاطر اون هم گوشه ای نشست تا استراحت کنه.
ظاهرا تنها گاو بود که از وضعیت فعلی خوشحال بود. که البته اون هم چندان طولی نکشید و طوطی گفت:” تو دیگه با این وضعیت به درد هیچ کاری نمی خوری..حداقل قبلا می تونستی در شخم زدن زمین به کشاورزان کمک کنی ولی حالا دیگه اون کار رو هم نمی تونی بکنی!” گاو با حرفهای طوطی به فکر فرو رفت.
الاغ هم که در وضعیت مشابه گاو بود شروع به فکر کردن در مورد حرفهای طوطی کرد. چون حالا اون هم روی دو پا راه می رفت دیگه هیچکس نمی تونست از اون برای حمل بار استفاده کنه ..الاغ با خودش گفت:” اگر من نتونم باری رو حمل کنم پس چه فایده ای دارم؟ اصلا زیبا بودن به تنهایی چه فایده ای داره؟!”
الاغ که حسابی ناراحت بود نتونست خودش رو کنترل کنه و گریه بلندی سر داد و گفت:” فرشته جنگل! لطفا بیا اینجا و آرزوی من رو برآورده کن..”

به محض اینکه جمله الاغ تموم شد فرشته ظاهر شد و گفت:” چی شده الاغ؟ آیا من می تونم کمکت کنم؟” الاغ در حالیکه گریه می کرد گفت:” فرشته عزیز لطفا کاری کن که من دوباره روی چهار تا پا راه برم..” با شنیدن حرفهای الاغ، فیل و زرافه و گاو هم همین درخواست رو از فرشته کردند.
فرشته با تعجب پرسید:” چرا؟ مگه چه اتفاقی افتاده؟ مگه شما نبودید که می خواستید مثل آدمها زیبا باشید و روی دو پا راه برید؟ پس چرا یک دفعه همگی پشیمون شدید و آرزوی برگشتن به وضعیت قبل رو دارید ؟”
حیوانات با ناراحتی گفتند:” ما متوجه شدیم که اگر روی دو پا راه بریم فایده ای نداریم . ما نمی خواهیم اینطوری زندگی کنیم.. ما می خواهیم توی زندگیمون کار مفیدی بکنیم و زندگیمون معنا داشته باشه ..”
فرشته لبخندی زد و دوباره چوب جادویی اش رو توی هوا تکون داد و چیزی گفت. وقتی حیوانات چشمهاشون رو باز کردند دوباره روی چهارتا پا ایستاده بودند.
همه حیوانات از خوشحالی هورایی کشیدند و با خوشحالی به فرشته گفتند:” ازت ممنونیم فرشته مهربون! ما دوباره مثل قبل شدیم.. حالا دوباره همه مون کار و هدفی داریم ..”
حالا دیگه حیوانات فهمیده بودند که موثر بودن و مفید بودن خیلی بهتر از زیبا بودن تنهاست..
برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید
دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)





عالی من عاشق فرشته هام
بسیار هم عالی ممنونم از نظرت آنیتا جان
خیلی ممنون من از این داستان یاد گرفتم باید از چیزی که داریم راضی باشیم
چه برداشت خوبی داشتی آوا جان آفرین دختر قشنگم
خیلی عالی بود ممنون از شما پسرم خیلی دوست داشت
ممنون از همراهی شما
داستان قشنگی بود دوست داشتم
خوشحال شدم الینای عزیزم
خيلی خيلی عالی من او وقتی که ۶ سال داشتم به قصه های و لک گوش می دادم والان ۱۰ سال دارم ولی باز به قصه های وولک گوش میدم
خیلی هم عالی آنیای عزیزم
جای وولک کجاست
تو قلب همه ی بچه ها
همه فهمیدن که مفید بودن خیلی بهتر از زیبا بودن و تنها بودنه
میکائیل از مشهد ۷ ساله
کاملا درسته میکائیل جان
آفرین پسر قشنگم
داستان های وولک عااااالسییییه
ممنونم از نظر شما
سلام و خسته نباشید ممنونم خیلی خیلی قشنگ بود
سلام خیلی ممنونم از نظر و همراهی شما
اگر میشه پیج اینیستا را بدین
برای دنبال کردن وولک در اینستاگرام می تونید به این سر بزنید:
http://instagram.com/voolak4kids
عالی بود عزیزم خیلی خوب بود
ممنونم از همراهی شما با داستان های وولک
من گوش نداده ام ولی به نظرم عالی هست
ممنونم که همراه وولک هستید
ولی لطفا داستان های خارجی نگذارید چون نکات جالبی ندارد
پیشنهاد قشنگی بود
قصه هاتون عالیه واقعا دست گلتون درد نکنه
خیلی ممنونم از نظر و همراهیتون با وولک
میشه سوالات اینجا بارگزاری بشه؟
بله عزیزم هر سوالی داری میتونی بپرسی از من
سلام
ممنون می شم اگه بازم ازاین قصه ها بزارین که جایزه داشته باشه
سلام سوین عزیزم ممنونم از پیشنهاد خوبت
حتما بازم قصه ی جایزه دار خواهیم داشت
عالی بود ما از این نتیجه می گیریم که مفید بودن مهم است و زیبایی مهم نیست
بله خیلی نتیجه ی خوبی گرفتی الینا جان
عالی بود
تشکر
عالی ومفید ممنونم
ممنون از همراهی شما
سلام میشه برای ۱۲ بهمن قصهی تولد بزارید اخه اون روز تولد منه ممنونم
سلام النای عزیزم تولدت پیشاپیش مبارک باشه دخترم
خیلی خیلی دوسش داشتم🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
ممنونم که نظرتو نوشتی عزیزم
وولک خیلی دوستت دارم شبها با قصههای قشنگ تو میخوابیم
مهدی۱۲ ساله تازه پس فردا تولدم میشم ۱۲ ساله
محمد ۵ ساله
تولدت مبارک باشه محمد مهدی عزیزم
ممنونم که با قصه های وولک همراه هستی
عالی مرسی واقعن قصه هاتون عالیه
ممنون از همراهی شما
قصه خوبی بود دخترم خیلی خوشش اوند
چقدر عالی ممنون از همراهیتون با وولک
مثل همیشه عالی
ممنون از نظر شما
ممنونم از سایت وولک🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤❤❤❤❤❤❤❤❤🐚🐚🐚🐚🐚🐚🐚🐚💗💗💗💗💗💗🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🧚🏻♀️🦢🦢🦢🦢🦢🦢🦢🦢
ممنون از همراهیت با وولک فاطمه عزیزم
خیلی قشنگ بود ممنون خانم قصه گو ♡❤🧡💛💚💙💜
ممنونم عزیزم
سلام خیلی عالیه از وقتی اینجا رو دیدم دیگه مشکل قصه نداریم هرروز هم برای دخترم هم برای پسرم میخونم
خیلی خیلی ممنون💞🌹🌹🌹
ممنونم که همراه ما هستین دوست نازنینم💕💕💕
ممنونم خیلی خوب بود
ممنون از شما
تشکر از وولک عزیز،
قصه های جنگل همیشه جذاب و آموزنده است.
من چند ساله که هر شب قبل از خواب یه قصه از وولک برای دخترم میخونم.
دستمریزاد و خسته نباشید به همگی تون.
خیلی ممنونم که تو این مدت با وولک همراه بودین
من از اول می گفتم امیدوارم که این قصه خیلییییییییییییییییییی زیباس
ممنونم که نظرتو برای وولک نوشتی ماهک جان
سلام خسته نباشید
النا جان قصه های شما را خیلی دوست دارد واز شما بابت قصه های قشنگتون تشکر میکند
سلام بسیار هم عالی
ممنون از همراهی شما با وولک
خیلی عالی بود بازم از جنگل و حیوانات قصه بذارید👏👏👏
خیلی خیلی ممنونم از نظر شما
حتمااا تشکر از پیشنهاد شما
قصه درباره پری دریایی لطفا
خیلی خیلی ممنونم از نظر شما
بعضی وقتا که تو سایت هستم همه جا سیاه میشه و موبایل م دیگه انگشت منو حس نمی کنه و حتی دستور ری استارت هم نمی گیره و بعد از نیم ساعت خاموش میشه و یک یا دو ساعت دیگه روشن میشه فقط هم سایت شما🤨🤔😬
مشکلات سخت افزاری گوشیتون رو بررسی کنید
منم عالی بود
تشکر
عالی ممنونم از شما خیلی قصه های قشنگی دارین
ممنون از نظر خوب شما
عالی بود اما فرشتهها از رو به رو خیلی زشت بود اما از نیم روخ عالی
بهتره یکم روی عکس های قصه ها کار کنید
ممنون
خیلی ممنون از نظر خوبی که برامون نوشتی آنیتای عزیز
خوب بود
تشکر
عاشق این بودن
چه عالی
آلی بود تشکر از وولک
ممنون از همراهی شما
🥰🥰🥰😍😍😍🤩🤩🤩😘😘😘عالی بود
تشکر
عالی
تشکر
۱۰
سهلام گوش کردم جایزه چی میشه
زمان برگزاری مسابقه ها به اتمام رسیده ولی حتما با مسابقات و جایزه های جدید دوباره همراهتون هستینپم
خیلی قصه ی زیبایی بود من واقعا عاشق قصه هاتونم و چیزای خیلی خوبی از قصه هاتون یاد می گیرم ممنون🌸💐🌻
چه عالی
خوشحالم که با همراهی باران عزیز
خیلی خوب بود🌸💐🌺🌴☘️🌻🌹🎄👩🏼🦽💅🏻🧛🏿♀️🦹🏼♂️👸🏼🤴🏻🦸🏻♂️👩🏻🦰👩🏼👮🏻♂️👨🏾🦳🫦👄🤮👺🤑🫶🏼🎃😺😸😽🙀👻💀👹👿😴🥶🥶🥶🥶❤️🤎👧🏼🤎
ممنونم از نظرت ریحانه عزیز
عالی بود
من همیشه داستان های وولک رو گوش میدم و همهی داستان هاشخیلی عال……
سلام دوست خوبم ممنونم، خوشحالم که داستان های وولک رو دوست داری
عالی بود.
تشکر میکنم از نظرت دوست عزیزم
سلام ععالی بود🌈🌷 ممنون💚💙❤💜💛🌷🌈 من یاد گرفتم باید از چیزی که داریم راظی و سپاسگزار باشیم💙❤🌷
سلام دوست قشنگم
آفرین به تو و برداشت درستی که از قصه داشتی
مثل همیشه عالی
ببخشید میشه لطفا داستان انگلیسی هم بگذارید ممنون
خیلی ممنونم از نظرت عزیزم
حتما، ممنونم از پیشنهادت عزیزم، امیدوارم به زودی بتونیم براتون قصه های زبان های دیگر رو هم تولید کنیم عزیزم
مممممممموم
خواهش میکنم عزیزم
عالی خاله شما داخل کدوم شهر هستید؟
من و خانوادم تو شهر تبریز هستیم
آرزو دارم یک روز شما رو از نزدیک ببینم
من تهران هستم دوست قشنگم
منم امیدورام یک روز ببینمتون عزیزم
ممنون بابت داستان قشنگتون خیلی جالب و مفید بود
خیلی خوشحالم که دوست داشتی دوست عزیزم
عالی بود دخترم خیلی دوست داشت
من از این داستان یاد گرفتم چیزی را که داریم باید دوست داشته
باشیم
آفرین فاطیما جان که انقدر خوب به قصه ها توجه میکنی💜💜💜
سلام قصه خیلی زیبا و قشنگ بود ممنون از شما
خیلیییی زیبا ممنون خاله صدف عزیز
ممنونم از شما
قبلا دیگه ای داده بودم
عالی هستید خدا حافظ❤
خوشحالم که قصه هامون دوست داری عزیزم
دخترم دوست داشت این قصه را با ذوق گوش کرد
💕💞💓