قصه جذاب و شنیدنی شب چهارشنبه سوری
4.2/5 - (201 امتیاز)

 

بچه های عزیزم اگه گفتید امشب چه شبیه؟ بله درسته شب چهارشنبه سوری .. که یکی از قشنگ ترین و قدیمی ترین رسم های ما ایرانی هاست . بگذارید اول یه کم درباره این شب قشنگ و رسم هایی که ایرانی ها توی این شب دارند براتون بگم بعد بریم سراغ قصه مون..

چهارشنبه سوری یکی از جشن های ایرانی هاست که در آخرین شب چهارشنبه سال برگزار میشه .. در حقیقت با جشن چهارشنبه سوری مردم می خوان  کم کم به استقبال بهار و عید نوروز برن. کلمه چهارشنبه سوری از دو کلمه چهارشنبه که منظور همون پنجمین روز هفته س  و سور که هم به معنی جشن هست و هم به معنی سرخی تشکیل شده . طبق رسوم قدیمی، ایرانی ها در بعدازظهر این روز آتش بزرگی رو روشن می کردند و تا صبح و طلوع خورشید این آتش رو روشن نگه می داشتند این آتش نشونه نور و انرژی و دوستی بین مردم بود. مردم از روی این آتش می پریدند و این شعر رو می خوندند که :” زردی من از تو، سرخی تو از من ..” میدونید یعنی چی بچه ها جون؟

مردم با گفتن این جمله ها می خواستند که زردی یه معنی بیماری و مشکلاتشون رو به آتش بدن و به جای اون سرخی یعنی انرژی و قدرت  رو از آتش بگیرند..

حتی توی شاهنامه فردوسی که یکی از بزرگترین شاعرای فارسی هست هم در مورد چهارشنبه سوری گفته شده که نشون میده این جشن ایرانی خیلی قدیمی هست .

توی شهرهای مختلف ایران توی این شب کارهای مختلفی انجام میدن و رسم های زیادی دارند. به غیر از پریدن از روی آتیش که بهتون گفتم یکی دیگه از کارها قاشق زنی هست. بچه ها جونم !قاشق زنی یکی از قشنگ ترین و بامزه ترین کارهایی بوده که توی این شب انجام میدادن. اینطوری که آدمها چادرهای گل گلی و رنگی روی سرشون می انداختند تا صورتشون معلوم نباشه و در حالیکه با قاشق هاشون به کاسه هاشون میکوبیدند در خونه همسایه ها و اهالی کوچه رو میزدند. صاحبخونه با شنیدن صدای قاشق ها در رو باز می کرد و توی کاسه هاشون آجیل و شکلات و شیرینی می ریخت.

راستی گفتم آجیل! میدونید که مراسم و جشن های ما ایرانی ها که بدون آجیل نمیشه .. آجیل توی بیشتر جشن ها و رسم های ما ایرانیها وجود داره .. شب یلدا ، نوروز ، چهارشنبه سوری.. بله توی شب چهارشنبه سوری هم مردم آجیل می خورند و فکر می کنند که خوردن آجیل براشون خوش یمنه و مشکلاتشون حل میشه ..

راستی یکی از رسم های جالب دیگه که در بعضی از شهرهای ایران بعد از پریدن از روی آتش انجام میشد کوزه شکنی بوده .. می پرسید کوزه شکنی یعنی چی؟ یعنی اینکه یک کوزه قدیمی رو برمیداشتند و همه اعضای خانواده دور سرشون می چرخوندند و نفر آخر اون رو پرت می کرد تا بشکنه .. با این کار هم می خواستند بدشانسی و اتفاقهای بد رو از خانواده شون دور کنند و هم اینکه اینطوری کوزه های قدیمی و کثیف رو که از نظر بهداشتی دیگه قابل استفاده نبوده رو می شکستند و برای سال جدید کوزه های نو می خریدند.

راستی بچه های گلم خیلی از ایرانی ها توی این شب آش هم درست می کنند. و دور همدیگه جمع میشن و با خوردن آش و آجیل و خوراکی های خوشمزه این شب رو خاطره انگیز می کنند.

خب حالا که با چهارشنبه سوری و رسم و رسوم این شب قشنگ آشنا شدید میخوام یک قصه هم در مورد این شب براتون تعریف کنم.. زیر آسمون این شهر بزرگ ،توی یکی از همین خونه ها پسر کوچولویی زندگی می کرد به اسم نیکان. نیکان و خانواده اش تازه به اون خونه اومده بودند و هنوز اهالی اون ساختمون و همسایه ها رو خوب نمیشناختند.

توی یک شبی مثل همین امشب که شب چهارشنبه سوری بود نیکان توی اتاقش مشغول بازی بود و مامان مشغول درست کردن کیک بود. نیکان از بیرون صدای فشفشه ها و ترقه ها رو می شنید. گاهی لب پنجره می اومد و نور فشفشه های رنگی که توی آسمون پخش می شد رو نگاه می کرد.

راستی بچه ها جونم درسته که رسم قدیمی چهارشنبه سوری با آتش درست کردن و پریدن از روی آتش همراه بوده ولی این روزها چهارشنبه سوری بیشتر با صدای بلند ترقه ها و فشفشه ها همراه شده که متاسفانه خیلی از اوقات باعث اذیت و ناراحتی دیگران میشه.. همه ما باید حواسمون باشه که این رسم قشنگ و قدیمی رو با صداهای آزاردهنده و کارهای خطرناک همراه نکنیم..

همونطور که نیکان از پشت پنجره به بیرون زل زده بود صدای در اومد. نیکان با عجله به سمت در رفت و در رو باز کرد. پشت در پسر همسایه ی رو به رویی بود. پسر که درست هم سن و سال نیکان بود گفت:” سلام ، اسم من سیناست . ما داریم مثل هر سال توی حیاط ساختمون جمع میشیم تا دور هم آتیش درست کنیم و خوش بگذرونیم. تو هم میای؟ ” نیکان که حسابی جا خورده بود نگاهی به مامانش کرد بعد سرش رو پایین انداخت و با من من گفت:” خیلی دوست دارم بیام ، ولی من هیچ فشفشه ای ندارم ..”

سینا گفت:” حتما که فشفشه لازم نیست ما هم فشفشه ای نداریم .. در عوض ما آتیش درست می کنیم و از روش می پریم و کلی خوش می گذرونیم..” نیکان با شنیدن این جمله گل از گلش شکفت نگاهی به مامانش کرد و گفت:” مامان اجازه میدید که برم؟” مامان لبخندی زد و گفت:” اگه دوست داری بری می تونی بری، یه کم بعد من هم میام..”

نیکان و سینا با ذوق و شوق به طرف حیاط دویدند. توی حیاط همه همسایه ها دور هم جمع شده بودند. وسط حیاط آتیش درست کرده بودند وهمه دورش حلقه زده بودند. بچه ها به کمک بزرگتر ها از روی آتش می پریدند و می خندیدند و می گفتند:” زردی روی من ز تو ، سرخی تو بُوَد زِ من ”

یه کم بعد مامان سینا هم در حالیکه کیکی که درست کرده بود رو تو دستش داشت به حیاط اومد و همه کنار هم آش و کیک خوردند. اون روز به نیکان و بقیه بچه ها خیلی خوش گذشت. اونها تا شب توی حیاط بودند و خدیدند و بازی کردند و این شعر رو با هم خوندند:

 

امشب همه از ته دل              می خندیم و دست میزنیم

فشفشه روشن میکنیم           از روی آتیش میپریم

چهارشنبه سوری رسیده                 از یه راه دور و دراز

چند ساعتی مهمونته             میره تا سال دیگه باز

وای که چقدر دیدنیه            این رسم زیبا و قشنگ

بعضیا کوزه میشکنن             قاشق زنی ، دلنگ دلنگ

بخند ، برقص و شادی کن      تا میتونی همینجوری

بیا یکم بخور از این              آجیل چهارشنبه سوری

امسال داره تموم میشه          چند روزه دیگه نوروزه

غم ها رو بنداز تو آتیش                   شادی بیاد غم بسوزه

خب بچه های عزیزم امیدوارم که همه شما عزیزای دلم چهارشنبه سوری قشنگ و خاطره انگیزی داشته باشید و یادمون باشه که با تفریح و شادی مون باعث اذیت و ناراحتی دیگران نشیم.. مراقب خودتون باشید و از ته دل بخندید و شاد باشید..

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

100 پاسخ
  1. سید علی خلیلی
    سید علی خلیلی می گوید:

    عالی بود
    ممنون خانم خالقی
    پسر من هر شب قصه شما رو گوش میکنه وخیلی دوست داره
    باز هم ممنون🙏🏻

    پاسخ
  2. وانیا ❤️
    وانیا ❤️ می گوید:

    سلام شبتون بخیر🌛🌛🌝🌝خیلی قصه‌ی قشنگی بود 🌈🌈 چهارشنبه سوری رو به شما تبریک میگم🥳🥳🎆🎆🎆🎇🎇

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام وانیای عزیز، چهارشنبه سوری شماهم مبارک باشه عزیزم
      ممنون از این که با ما همراهی

      پاسخ
  3. نوژان و نویان
    نوژان و نویان می گوید:

    سلام
    قصه بسیار زیبایی بود تشکر
    چهار شنبه سوری بی خطری داشته باشید ❤🌴🎆🎇✨🌷🌹💮

    پاسخ
  4. نازنین خانم☄💐🌼
    نازنین خانم☄💐🌼 می گوید:

    ممنونم مثل همیشه عالی 💜💜💜🎀🎀 چهارشنبه سوری شما مبارک انشالا
    در خانواده تون چهار شنبه سوری خوبی داشته باشید.

    پاسخ
  5. علی
    علی می گوید:

    سلام من از این داستان چند رسم چهار شنبه سوری را یاد گرفتم. ممنون که این داستان را نوشته اید. 💐🙏🌺🌹

    پاسخ
  6. مامان کوثر و طاها
    مامان کوثر و طاها می گوید:

    خیلی ممنون خانوم خالقی عزیز بابت قصه های جذاب و زیباتون مخصوصا این اهنگ نوستالژی شروع و پایان قصه. برای ما مادرا هم جذابه.

    پاسخ
  7. آترینا
    آترینا می گوید:

    سلام خانم صدف من قسه ها تون رو دوست دارم خیلی زیبا استند اما چرا جدیدن قسه جدید نمی گذارید؟

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام آترینای عزیز خیلی ممنونم که با وولک همراهی دوست خوبم
      انشاالله از این به بعد با قصه های بیشتر و متنوع تری در خدمتتون هستیم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      به دلیل تعطیلات نوروزی تعداد قصه ها در این مدت کمتر بود، اما قصه های بیشتر و متنوع تری براتون تو راه داریم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      کلی قصه متنوع و جذاب براتون داریم که با پایان تعطیلات به زودی در سایت قرار می گیرند

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      دوست خوبم، بخاطر تعطیلات عید کمتر تونستیم قصه جدید براتون آماده کنیم
      اما حتما با قصه های جدید و جذاب در خدمتتون هستیم

      پاسخ
  8. رها
    رها می گوید:

    سلام خیلی خیلی ممنونم که این قصه ییبا رو برای ما درست کردید با تشکر💗💖من رها هستم ۸سالم هستش😊☺خیلی خوب بود قصه

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      سلام رهای عزیز
      خیلی متشکرم از لطف و انرژی خوبی که به وولک داری دوست خوبم

      پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      دوست عزیز و همراه وولک سلام
      به دلیل تعطیلات نوروز کمتر تونستیم قصه های جدید براتون تولید کنیم، انشاالله از این به بعد با قصه های بیشتر و متنوع تری در خدمتتون هستیم

      پاسخ
  9. ریحانه
    ریحانه می گوید:

    خيلي قشنگ بود💄🤍😍🥰👶🏻👧🏻👱🏻‍♀️👼🏻💃🏻👩‍❤️‍👩👩🏻‍❤️‍👨🏻👨‍👩‍👧‍👧👗🐰🦄🌺🌸🌼🌻🪷🥀🌷🌷💐🍁🍂🍃☘️🍀🌴🌳🎋🪴🎍☘️☘️🌿🌱🌱🌹🌸🌷🌏🌙🌟⭐️🔥💥❄️💧🌨☁️🌈☁️❄️☃️☂️💧☂️🌊☔️🌫🍉🍏🥘🧆🍟🍕🍕🍖🍗🍠🍓🫐💅🏻🕺🎄🦔🐾🦥🐇🦜🦩🌃🎆🎇🌠🌅🌃🌠🗾🌆🗾🎆🌇🌃🌠🗾🏞🎆🎆🌄🌆🌃🌇🎇🌠🌃🎇🌃🌃🌌🎆🏡

    پاسخ
    • صدف خالقی (قصه گو)
      صدف خالقی (قصه گو) می گوید:

      چقدر خوب، اگه دوست داشتی میتونی خاطراتت رو برای ما هم تعریف کنی کیمیاجان
      ممنونم که با وولک همراهی

      پاسخ
  10. مهدیه
    مهدیه می گوید:

    عالی بود تازه منم نمیدونستم یعنی چی برای پسرم خوندم یه چیزی هم خودم یاد گرفتم ممنون از شما

    پاسخ
  11. افرا
    افرا می گوید:

    وااااااااای خیلی عالی بود. خیلی چیز ها در مورد چهارشنبه سوری یاد گرفتم،دستتون درد نکنه…

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *