قصه جذاب و شنیدنی صادق آقای لوله کش
4.4/5 - (22 امتیاز)


 

یکی بود یکی نبود  داستان صادق آقای لوله کش از این قراره که ثریا خانم توی یه خونه ی قدیمی تک و تنها توی روستایی زندگی می کرد.

دختر و پسرش ازدواج کرده بودند و در شهر زندگی می کردند. یه روز صبح که از خواب بیدار شد، تصمیم گرفت برای دیدن بچه ها و نوه های عزیزش به شهر برود، او چمدان هایش را جمع کرد و با اتوبوس به شهر رفت.بچه ها و عروس ها و نوه هایش از دیدنش خیلی خوشحال شدند. روزها با نوه های عزیزش،مبینا و معین کوچولو به پارک و شهر بازی می رفتند، گاهی هم به بازار می رفتندو خرید می کردند، بعد از یک هفته ثریا خانم دلش شور خانه اش را زد و گفت:« بهتره که دیگه برگردم به روستا.» مبینا و معین کوچولو برای مادر بزرگشان نقاشی کشیدند و گفتند:«مامان بزرگ قول بده که خیلی زود به دیدن ما بیای.»

مادر بزرگ گفت:«بله عزیزای دلم ،حتما»

مادر بزرگ نقاشی ها را در چمدانش گذاشت و با نوه ها و پسر دخترش خداحافظی کرد ، به آنها قول داد که خیلی زود دوباره به دیدن اونها بیاد. بعد سوار اتوبوس شد و به روستا برگشت، وقتی به خونش رسید دید،ای وای، لوله ی آب آشپزخونه ترکیده و آب کل خونه رو گرفته ،کاغذ دیواری و گچ روی دیوار خیس خورده و کف خونه رو هم آب برداشته، چمدان هایش را در گوشه ای گذاشت و به صادق آقای لوله کش زنگ زد و گفت: «آقا صادق لطفا به دادم برسید که کل خونم را آب برداشته.» آقا صادق گفت:« نگران نباشید ثریا خانم شیر کنتور آب ساختمان را ببندید تا من خیلی سریع خودم را می رسانم.» بعد از نیم ساعت آقا صادق با جعبه آچار توی دستش و لباس سرهمی آبی رنگش به خونه ی ثریا خانم رسید.

ثریا خانم گفت: «سلام آقا صادق ببینید چه به روز خونه ی قشنگم اومده؟»

آقا صادق گفت: «سلام، اصلا نگران نباش من لوله را تعمیر می کنم و به علی آقای بنا زنگ میزنم تا تعمیرات خانه ات را انجام دهد.»

آقا صادق مشغول کندن زمین شد تا به لوله رسید. لوله کاملا پوسیده و شکسته شده بود. لوله ها را با لوله های جدید و محکم تعویض کرد. بعد به ثریا خانم گفت:« دیگه الان میتونی شیر کنتور آب را باز کنی.»

ثریا خانم شیر کنتور آب را باز کرد . دیگه از لوله ها هیچ آبی نمیومد. کلی از صادق آقا تشکر کرد و شماره ی علی آقای بنا را از صادق آقا گرفت و به او زنگ زد علی آقا بعد یک ساعت به خانه ثریا خانم رسید کف پوش و گچ های دیوار که خیس خورده بود را درست کرد و یک کاغذ دیواری قشنگ رو کل دیوار کشید خانه ی ثریا خانم از اولش هم قشنگ تر شده بود.

بچه ها لوله کشی شغل خیلی مهمیه اگر لوله ی خونه هامون بشکنه کل خونه را آب برمیداره و اگر درست نشه کلی آب هدر میره و ممکنه خونمون رو خراب کنه، پس اگر دیدیم از لوله ای و یا شیر آب خونمون آب چکه میکنه حتما با لوله کش باید تماس بگیریم. وقتی بنا خونه میسازه لوله کش هم وظیفه لوله کشی آب و گاز ساختمون را به عهده داره اگر لوله کش نبود ما نمیتونستیم هر وقت که میخوایم شیر آب باز کنیم و آب بنوشیم و یا بخاری روشن کنیم وتوی زمستون گرم بشیم. لوله کش ها باید خیلی با دقت کارشون را انجام بدن که مطمئن بشن که لوله محکم بسته شده و نشتی آب و گاز نداشته باشه.

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

10 پاسخ
  1. فریبا
    فریبا می گوید:

    داستانهایتان خیلی آموزنده است ممنونم من هرشب برای پسرهای گلم علی و مهدی قصه های شما رو می خونم .

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *