4.3/5 - (11 امتیاز)
برای شنیدن قصه ها به صورت صوتی وارد شوید

 

شب شده بود و هیولا کوچولو هنوز هم در حال بازی و بپر بپر بود. بابا هیولا بهش گفت:” تو دیگه خسته شدی هیولا کوچولو، وقتشه که استراحت کنی ..”

هیولا کوچولو با چشمهاش که از شیطنت برق میزد گفت:” نه ! من هنوز خسته نیستم ! زانوهام هنوز هم خسته نشدند، هنوز می تونند یک عالمه بپر بپر کنند!”

بابا هیولا لبخند زد و گفت:” اگه می خوای بهم نشون بده ..” هیولا کوچولو به سرعت به طرف ترامپولین رفت و با تمام قدرت شروع به بپر بپر کرد.

بعد از چند بار پریدن هیولا کوچولو سرعتش رو کم کرد .. بابا هیولا شروع به دست زدن کرد و گفت:” خب خب، من دیگه مطمینم الان دیگه هیچ بپر بپری تو زانوهات نمونده و  زانوهات نیاز به استراحت دارند ..”

این بخش از قصه رو میتونید با صدای قصه گوی اختصاصی وولک بشنوید:

دوست داری قصه ها رو صوتی گوش کنی؟ رو این دکمه کلیک کن و وارد شو

هیولا کوچولو که داشت آب می خورد گفت:” بله ولی حالا دمم دلش نمی خواد بخوابه ! دمم دلش می خواد تاب بازی کنه و بچرخه!”

بابا هیولا روی پله نشست وگفت:” خب بهم نشون بده !”

بچه هیولا شروع به چرخیدن کرد و دمش رو تکون می داد. اون انقدر چرخید و دمش رو تکون داد تا دیگه خسته شد و آروم وایساد..

بابا هیولا اونو بغل کرد و آروم روی مبل نشست. بعد با لبخند گفت:” فکر کنم دیگه دمت هم خسته شده و می خواد بخوابه !” بچه هیولا یک کم فکر کرد و گفت:” اوووم شاید .. ولی کمرم هنوز دلش بازی و قل خوردن و کله ملق زدن می خواد !”

بابا هیولا گفت:” می خوای بهم نشون بدی؟”

هیولا کوچولو با خوشحالی شروع به کله ملق زدن و قل خوردن روی زمین کرد تا وقتی که خسته شد و آروم روی زمین نشست..

بابا هیولا ، هیولا کوچولو رو به حمام برد و در حالیکه وان رو پر از کف می کرد گفت:” حالا وقت یه حمام آب گرمه .. فکر کنم دیگه حسابی خسته شدی و بعد از یه حمام آب گرم راحت بخوابی..”

هیولا کوچولو در حالیکه لای کفها لم داده بود خمیازه بلندی کشید. بابا هیولا با خوشحالی گفت:” این خمیازه یعنی اینکه تو  خوابت میاد!” بچه هیولا به زور چشمهاش رو باز نگه داشت و گفت:” نه ! نه! صدام هنوز خسته نیست !”

بابا هیولا با خستگی گفت:” می خوای بهم نشون بدی؟”

بچه هیولا همونطور که سر و صورتش کفی بود شروع کرد به آواز خوندن و غرش کردن!

بعد از اینکه غرش هاش تموم شد بابا هیولا بغلش کرد و گفت:” خب فکر کنم بعد از این همه غرش کردن دیگه صدات و دهنت هم خسته شدن و باید استراحت کنن!”

هیولا کوچولو از لا به لای کفها خنده شیطنت آمیزی کرد و گفت:” بله ولی پاهام هنوز خسته نیستن ! اونها دلشون بپر بپر می خواد!”

بابا هیولا با تعجب و خستگی به هیولا کوچولو نگاه کرد و گفت:” میخوای بهم نشون بدی؟”

بچه هیولا مثل یک فنر شروع به بپر بپر کرد و بابا هیولا با تعجب بهش نگاه می کرد.

این بخش از قصه رو هم با صدای قصه گوی اختصاصی وولک بشنوید:

دوست داری قصه ها رو صوتی گوش کنی؟ رو این دکمه کلیک کن و وارد شو

بعد از چند دقیقه بابا هیولا گفت :” خب دیگه فکر کنم پاهات هم حسابی خسته شدند. وقت پوشیدن لباس خواب و خوابیدنه !”

هیولا کوچولو همونطور که لباسش رو تنش می کرد گفت:” بله ولی میخوام مثل یک هواپیمای جت بیام توی تخت خوابم ..” بابا هیولا خمیازه بلندی کشید و گفت:” باشه روی تخت منتظرتم ..”

بچه هیولا درحالیکه دستهاش رو مثل بالهای هواپیما باز کرده بود دور اتاق چرخید و بعد خودش رو توی بغل بابا هیولا پرت کرد.

بابا هیولا اون رو در آغوش گرفت و گفت:” خب دیگه فکر کنم بعد از این همه ورجه وورجه و بازی حالا دیگه همه اعضای بدنت خستن و خوابشون میان..”

بچه هیولا که دیگه از شدت خستگی به زور می تونست حرف بزنه چشمهاش رو باز و بسته کرد و گفت:” بله ولی فکر کنم چشمهام و پلکهام  هنوز خوابشون نمیاد! اونها دلشون می خواد هی باز و بسته شن! باااز، بسته ، باز ، بسته …”

هیولا کوچولو داشت چشمهاش رو باز و بسته می کرد که بالاخره پلکهاش بسته شد و به خواب عمیقی فرو رفت..

بابا هیولا نفس عمیقی کشید و با لبخند به هیولا کوچولو که از خستگی بیهوش شده بود نگاه کرد. بعد اون رو نوازش کرد و زیر لب آروم گفت:” شب بخیر هیولا کوچولوی من ..”

 

برای مشاهده سایر قصه کودکانه های موجود کلیک کنید

 

11 پاسخ
  1. ملینا
    ملینا می گوید:

    این قصه بهترین قصه ای بود که مامانم واسم خوندوخیلی خیلی خیلی دوسش داشتم 🦄🦄🦄🦄🦄🐴🐴🐴🐴🐴🤍🤎💜💙💚💛🧡🙏🙏👍👍🕺💃🐣🐤🐥🐦🐦🦋🦋🍓🍓🍓🍓🍡🍡🍡🍡

    پاسخ
  2. آترینا
    آترینا می گوید:

    سلام خاله صدف قصه قشنگی بود🥰💜 ولی بابا هیولا چه حوصله ای داشت واقعا😂🤣😁

    پاسخ
  3. مهدا خانم
    مهدا خانم می گوید:

    عالی بود ممنون❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️🙏🙏🙏🙏🙏😡♥️♥️♥️♥️♥️😍😍😍😍

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *